.
فرمود: حسن جان تو و برادرت حسین دو پایهی عقبِ تابوت را بردارید، دو پایهی جلو بر دوش برادرانم جبرائیل و میکائیل حمل خواهد شد و تابوت تا مدفنم حرکت خواهد کرد!
.
.
.
فرمود: به وصیت پدرم ما عقب تابوت را برداشتیم و جلوی تابوت به دست ملائک بلند شد.
از کوچه که میگذشتیم دیوارها و نخلها به احترام تابوت پدرم خم میشدند و ماه در آسمان مقابلش کرنش میکرد...
.
سلام خدا بر شهیدی که تابوتش را از هر گذرگاهی که عبور دادند دیوارها و درختهایش به احترام کمر خم کردند...
.
.
✍ملیحه سادات مهدوی
https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
تصویر همین الان
آدم وقتی به نجف برسد، بَعد باید از خدا چیزی بخواهد؟
مگر بعد از رسیدن به نجف، بَعدِ دیگری هم وجود دارد؟
من فکر میکنم انتهای تمامِ طَلَبها، همین رسیدن به نجف است!
برای همین با وجودِ آنهمه تمنا، بعد از رسیدن، دیگر هیچ خواهشی ندارم...
✍ملیحه سادات مهدوی
https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
من به منتهای آمالم رسیدم.
.
.
توی مفاتیح اومده که روز قدر هم در فضیلت، شبیه شبِ قدره
امروز تا اذان مغرب میشه روز قدر
.
شراب و ابریشم...
. کی فکرشو میکرد، سحر یه بیستم ماه رمضونی، حوالیِ ایوون نجف، چای عراقی بنوشی، سید؟ .
.
کی فکرشو میکرد روز شهادت امیرالمؤمنین تو نجف قدم بزنی، سید؟
.
شراب و ابریشم...
. کی فکرشو میکرد روز شهادت امیرالمؤمنین تو نجف قدم بزنی، سید؟ .
امام رضا جان فکرشو کرده بود؛
بساط سفرو خودشو چیده بود؛ سید!
.
.
قاری حرم آیهی "مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا" را تلاوت میکند و من فکر میکنم در تمام عالَم این آیه به قامت کدام مَرد بیشتر از علی میآید؟
.