eitaa logo
شراب و ابریشم...
7.3هزار دنبال‌کننده
5.1هزار عکس
1.3هزار ویدیو
70 فایل
تنفس در هوای واژه‌ها اینجا هر چه که هست دستنوشته‌های شخصی من است، لطفا فقط با نام خودم و لینک کانالم نشر بدهید. ملیحه سادات مهدوی| @mehmane_quran مدیر و بنیانگذار مؤسسه شراب و ابریشم شاگردقرآن ایده‌پرداز نویسنده سخنران مدرس دانشگاه مربی نوجوان مجری
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از  شراب و ابریشم...
اگه قرار باشه امروز بهتون یه هدیه درجه یک بدم، یه هدیه که هم به کار این دنیاتون بود هم اون دنیاتون، یه هدیه که حال دلتون رو خوب کنه و پر و بال پریدن بهتون بده، یه هدیه که روزی‌تون رو زیاد کنه و دل پدر و مادرتون رو شاد اون هدیه قطعا اینه که یادتون بندازم نماز پر برکت و پرفضیلت یکشنبه‌های ذی‌قعده رو بخونید.👌 هر کی خوند برای همه دعا کنه🙏 التماس دعا https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
. من تقریبا توی هر عکسی که در حرم دارم، نیشم تا بناگوش باز است و خنده به لب عکس را ثبت کرده‌ام. اما یک عکسی دارم جلوی فلکه‌ی آب که غمگین‌ترین عکس تمام عمرم است. تنها نیستم، خانواده‌ام توی عکس کنارم هستند. آن روز خانوادگی مشهد بودیم ولی با هم نیامده بودیم، مثل آواره‌های جنگی که هر کدام از اعضای خانواده یک جوری خود را به مقصد رسانده باشد، یکی با سواری، یکی با اتوبوس، آن یکی کف یک ماشینِ عبوری، فقط خودمان را رسانده بودیم مشهد، هر جور که شده بود؛ و دم اذان مغرب جلوی فلکه‌ی آب همدیگر را پیدا کردیم و همانجا یک عکس دسته‌جمعی انداختیم. یک عکس که آدمهای تویَش آنقدر گریه کرده بودند و آنقدر پیاده‌ آمده بودند که وقتی به هم رسیدند درست عین همان آواره‌های جنگ بودند، گرد و خاکی، اشکی، خسته، بیچاره، دردمند، بهت‌زده! تاریخ عکس غروب سوم خرداد ۱۴۰۳ است. درست اول روشن شدنِ چراغ گلدسته‌های حرم. نور گلدسته‌ها مبهم است و مه‌آلود و فضای عکس سیاه و گرد و خاکی! عکس را که انداختیم بی‌هیچ حرفی سرازیر شدیم سمت حرم. آتقدر ازدحام جمعیت بود که باب‌الرضا و باب‌الجواد، قفلِ قفل بود، مجبور شدیم از زیرگذر حرم برویم و از ورودیِ آنطرف حرم وارد شویم. وارد که شدیم اول اذان بود، رنگ حرم به سرخی می‌زد و باران غم‌انگیزی شروع به باریدن کرده بود... آنقدر فضای حرم سنگین بود که فشار روی قلب زائرها را می‌شد به وضوح احساس کرد، زیر باران کمی اشک ریختیم و به هم دلداری دادیم، بعد نشستیم توی صفهای نماز. برای آنکه جمعیت شلوغ نکنند و هجوم نیاورند، تا نماز مغرب را اقامه بستیم، خادمها شهیدمان را بردند توی رواق و بغل ضریح دفن کردند؛ ما سلام نماز را که دادیم، فهمیدیم دیگر همه چیز تمام شد... ما باورمان نمی‌شد ولی همه چیز تمام شده بود، ما جدی جدی داغدار رئیس‌جمهورمان شده بودیم! ✍ملیحه سادات مهدوی شروع روایت تشییع شهید رئیسیِ عزیزمون 👈 اینجاست. از این پیام بیاین پایین و روایت تشییع رو بخونید. من روزی به غمباری سوم خرداد ۱۴۰۳ ندیدم هیچ وقت... شادی روح بلندش .
شراب و ابریشم...
☝️بعد از یک سال هنوز این صدا، دلم را شرحه شرحه می‌کند💔
شراب و ابریشم...
دورِ فلکه‌ی ضِد ایستاده بودیم. منتظرِ پیکرها. حالِ عجیبی حاکم بود. آفتابِ سَرِ ظهرِ مشهد اذیت می‌کرد
☝️دور فلکه... هنوزم هر وقت می‌رم دور فلکه، حفره‌ای که بعد از شهادت سید توی قلبم بوجود اومده بود، دهن باز می‌کنه و دردش توی قلبم می‌پیچه... .
شراب و ابریشم...
. آغاز ثبت‌نام زیارت نیابتی امام رضا جان🌱 قرارِ زیارت نیابتی‌ها به این شکله: شما هر مبلغی که دوست
☝️☝️ شب نیمه‌ی ذی‌قعده یک شب خاصه با یه جست‌وجوی ساده توی نت و یا با مراجعه به مفاتیح می‌تونید به آنچه درباره‌ی این شب عزیز وارد شده، دست پیدا کنید. دور دوم ثبت‌نام زیارتهای نیابتی‌مون رو اختصاص می‌دیم به زیارت نیمه‌ی ذی‌قعده توی پیام بالا شرایط ثبت‌نام اومده از الان تا غروب چهارده ذی‌قعده می‌تونید ثبت‌نام کنید. یا علی .
. لطفا بیاین اینجا بنویسید که چه چیزی از کانال باعث می‌شه اینجا بمونید تا بدونم چه چیزایی رو بیشتر دوست دارید و بتونم میزبان بهتری باشم براتون🌱 بخش بزرگی از فعالیت کانال فعالیتهای جهادی ماست و این شاید برای بعضیها خوشایند نباشه، باید بدونم اعضا چی رو بیشتر دوست دارند تا بتونیم بیشتر کنار هم بمونیم و صد البته کارهای جهادی‌مون رو قویتر پیش ببریم ان‌شاالله ☺️ .
آره آره، این نوشته‌هامو خودم عاشقشونم🤗 نوشتن از شخصیت‌های کمتر شناخته شده، عشق منه☺️ راه دسترسیِ آسان به تعدادی از این نوشته‌ها👈اینجاست.
روضه‌ها بالاترین رأی رو داشت. بیشترین پیامهایی که دریافت کردم، نوشتید بخاطر روضه‌ها اینجایید. شب شهادت امیرالمؤمنین که نجف بودم و لینک گذاشته بودم تا التماس دعاهاتون رو به محضر ابوتراب برسونم، وقتی پیامها رو باز کردم تا دونه دونه در محضر امیرالمؤمنین بخونم، وسط یک عالمه التماس دعای رنگارنگ، یک مرتبه رسیدم به یک پیام که نوشته بود: رحمت به قلمت با روضه‌هات جوری این پیام قلبم رو لرزوند که شاید در اون لحظه هیچ چیز نمی‌تونست مثل اون یک خط نوشته، حالم رو خوب کنه. خدا رو شکر که سهمی از روضه‌های اهل‌بیت روزیِ نوشته‌های منه و الحمدلله رب العالمین که شما هستید و می‌خونید و برای ادامه دادنِ این نوشته‌ها، به من انگیزه می‌بخشید. خدا برام نگهتون داره خدا خرج اهل‌بیتمون کنه
این پرده‌ی آرزوها توی صحن جامع نصب شده اگه برید نزدیک و توی جزئیاتش دقیق بشید، آرزوهای مردم با دستخط‌های خودشون روی پرده‌اس جدای از اینکه پرده واقعا زیباست، دستنوشته‌ها هم قشنگی خودشو داره
. اگه اسنپ، مسیر نجف_مشهد رو فعال کنه من راننده اسنپ می‌شم! ‌.