شراب و ابریشم...
حسینشون☝️ عکسو شما فرستادید🤦♀😅 اونجور که دست به پیرهنش گرفته، مطمئنم داره شاهبیتِ ای پیرهن خدایی
.
بسه بزرگوارا.
دیدیمش.
حالا دارید هِی عکس و فیلمای برنامه رو جهت بازبینی میفرستید و میگید اوناهاش، حسینشون🗿
.
شراب و ابریشم...
. بسه بزرگوارا. دیدیمش. حالا دارید هِی عکس و فیلمای برنامه رو جهت بازبینی میفرستید و میگید اوناهاش
365.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حسینشون وقتی میبینه چهار هزار آدمِ گُنده دارن دنبالش میگردن تا توی عکس و فیلما پیداش کنن:
شراب و ابریشم...
. شب یازدهم اسارت شام کجاست بابا؟ چرا هرچقدر میریم نمیرسیم؟ شام چجور شهریه بابا؟ چرا آفتاب مسیرش
.
شب دوازدهم اسارت
از امروز هیچی یادم نیست.
فقط همینقدر یادمه که از همون اول صبح تب داشتم و دمدمههای ظهر رمق از وجودم رفت و روی دستای عمه از هوش رفتم!
هوا خیلی گرمه بابا.
میدونی که من طاقت آفتابو ندارم.
همیشه خودت حواست بود یه وقت آفتاب به من نرسه...
این مردهای بداخلاق ما رو زیر آفتاب داغ بیابون میبرن
من دوست ندارم عمه رو اذیت کنم ولی امروز زیر آفتاب از حال رفتم و تا الان همینطور بیرمق توی بغل عمه افتاده بودم.
کاش اینجا بودی بابا.
من از ساربانها میترسم بابا، اونا خیلی بداخلاقن بابا...
راستش من از آفتاب تب نکردم، من از ترس اون مرد غضبناک جلوی کاروان تب کردم، وقتی دندوناشو روی هم فشار میداد و یکمرتبه اومد سمت من تا بزنه توی صورتم؛ عمه دست مرد رو پرت کرد عقب و اجازه نداد به صورت من برسه ولی من خیلی ترسیدم بابا
من از ترس چشمهای اون مرد تب کردم و افتادم بابا.
چشمهای تو خیلی خوشگله بابا.
چشمهای ساربان مثل کاسهی خون میمونه بابا، هر بار نگاهم میکنه من از وحشت تب میکنم!
عمه به دادم رسید وگرنه امروز حتما از ترس جون داده بودم بابا...
#خیالنوشت
#دخترِبابا
@sharaboabrisham
.
.
باید نون بهش قرض بدی.
اینو همین الان استاد پناهیان گفت، شبکهی سه.
به کی باید نون قرض بدیم؟
استاد داره میگه وقتی تو راه درستی وقتی داری کار میکنی یک عده از سر حسادت میخوان کارتو تعطیل کنن، با اینا نباید بجنگی، به اینا باید نون قرض بدی، باهاشون سلام علیک داشته باش!
نذار حسدشون به دشمنی بدل شه، اگه این ضعیفالایمانها رو همراه نکنی شکاف اجتماعی درست میشه....
بنظرم خیلی نکتهی کاربردی و مهمی بود.
حالا اینهمه نون از کجا بیاریم😁
.
شراب و ابریشم...
من از اون تیپ استادام که دانشجوها خیلی باهام رفیقن، مخصوصا دانشجوهای مواَفشون😂 از صدقهسر این رفاقت
☝️☝️☝️
سفارشهای عناب گناباد، دوشنبه ارسال میشه هر کس سفارش داره سفارشش رو نهایتا تا امشب نهایی کنه تا فردا محصول از باغ چیده بشه و بعد تازه به تازه ارسال بشه گناباد انشاالله.
اینطوری هزینهی ارسال کم میشه چون تمام سفارشات گناباد با هم ارسال میشه.
جهت سفارش عناب درجه یک خراسان به آیدی مهندس آخوندی مراجعه کنید: @Sedighe_Akhondi
ارسال به سراسر کشور داره.
.
هدایت شده از عطاربانو | ویتالند🌿🇮🇷
.
تصمیم من برای مشارکت اینه 👇
از امـــــــــروز تــــــــــا ۱٠مــــــاه صفــــــر
هــــــر خــــــــریـــــــــدی کـــــــه شمـــــــا
از عـــــــطاربانـــــــــــــو انجـــــــام بدید
همــــه ســـــــــودش رو تقــــــــــــــدیم
یه زائـــــــــــر کربـــــــــــلا میــــــــــــــکنم.
قطعـــــــا همـــــــه کسانی که تو این
بازه زمـــــــــانی خـــــــــــــــرید میکنند،
تو این کار خیـــــــــــر شریکند. 😊
اینطـــــوری با یه تیـــــر دوتا نشون
میزنید. 🎯
هــــــــم چیــــــــزایی کــــــه لازم دارید
میخـــــــــرید، هم تـــــو ثواب زیارت
یه زائــــــــر کــــــــربلا شریکید. 😍
.
شراب و ابریشم...
. تصمیم من برای مشارکت اینه 👇 از امـــــــــروز تــــــــــا ۱٠مــــــاه صفــــــر هــــــر خـــــ
☝️☝️
ایشون قراره سود فروشش رو بده گروه جهادی ما تا انشاالله زائر بفرستیم کربلا.
فلذا برید خرید کنید که پول زائر ما جور بشه🦥
خرید👇
https://eitaa.com/joinchat/233178089Cb68eb6d95f
شراب و ابریشم...
. شب دوازدهم اسارت از امروز هیچی یادم نیست. فقط همینقدر یادمه که از همون اول صبح تب داشتم و دمدمهه
.
شب سیزدهم اسارت
امروز کاروان کنار یک کوه بلند اتراق کرد.
هنوز از مرکبها پیاده نشده بودیم که صدای نالهای بلند شد...
عمه دوید سمت صدا و شنیدم که صدای زنها به گریه بلند شد و صدای قهقههی مردهای بدسیرتی که در دامن کوه ایستاده بودند رو خاموش کرد.
نمیدونم سر و کلهی اون مردهای بدجنس از کجا پیدا شده بود.
اونها مرکبِ خاتونِ باردارِ حرم رو رَم داده بودند و خاتون از بالای مرکب روی زمین افتاده بود.
عمه اجازه نداد هیچ کودکی جلو بره، خودش و زنهای دیگه جمع شدند.
خاتون و همهی زنها گریه میکردند.
فقط عمه گریه نمیکرد و خاتون رو بغل گرفته بود و سعی میکرد بقیه رو آروم کنه.
من نمیدونم چه اتفاقی افتاده بود فقط از بزرگترها شنیدم طفل درون شکم خاتون از دست رفته و عمه پای همون کوه دفنش کرده...
امروز همه گریه کردیم بابا.
فقط عمه گریه نکرد.
عمه هیچ وقت گریه نمیکنه بابا.
عمه گریههای همه رو آروم میکنه بابا.
عمه درست شبیه همون قصههاییه که برام از پدربزرگ گفته بودی!
عمه خیلی مظلومه بابا!
عمه بخاطر ماست که گریه نمیکنه بابا...
#خیالنوشت
#دخترِبابا
@sharaboabrisham
.
این دختر کوچولو قرار بوده بخاطر شرایط اقتصادی خانواده، عمدا سقط بشه که الحمدلله رب العالمین با حمایت مامای عزیزِ ما سرکار خانم عطارباشی از سقط جلوگیری شده و به سلامتی متولد شده...
امروز قراره انشاالله به دیدن مادرش بریم و یک مجموعهی کامل سیسمونی رو تقدیم کنیم.
این سیسمونی از محل واریزیهای غدیری شما عزیزان تهیه شده.
.
ما میخواهیم که اجازه ندهیم مشکلات مالی حق حیات را از فرزندان ابوتراب بگیرد.
تیم تخصصی شراب و ابریشم، شامل پزشک و ماما و کارگاه تولید سیسمونی، حامی جمعیت و فرزندآوری✌️
.
شراب و ابریشم...
سیسمونیِ اهدایی به فرزندی از فرزندان ابوتراب که قرار بود از حق حیات محروم بشه ولی همت مامای عزیز و کمکهای مردمی این اجازه رو نداد.
حالا این کودک تا هر زمان که در دنیا نفس بکشه و به دوست داشتنِ امیرالمؤمنین مشغول باشه، شما هم در اجر و پاداشش شریک هستید💚
موسیقی رو بخاطر تناسبش با جلوگیری از سقط جنین انتخاب کردم😢
.