شراب و ابریشم...
درسته فقر و نیاز هست، ولی بیاین از این زاویه به قصه نگاه کنیم: همین که ما میتونیم هدایا رو به راحت
پرداخت نسخهی مادر از محل تبرعات شما عزیزان.
.
.
امروز چند فقره کار حمایتی از مادر و نوزاد داشتیم:
✅پرداخت دو فقره نسخه از دو مادر باردار
✅اهدای سیسمونی
✅و پرداخت پنج میلیون تومان وجه نقد به خانوادهی چند فرزندی
قبول باشه
دمتون حیدری رفقا
.
.
حقیقت اینه که همهی این دویدنها برای مملکت امام زمانه، برای شیعهخونهی امیرالمؤمنین
.
17.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فیلم ارسالی👈 بزرگواری که گفتن با الگو از برنامهی شراب و ابریشم برنامهشون رو اجرا کردن.
الحمدلله رب العالمین
باعث افتخار و خوشحالیه واقعا
.
شراب و ابریشم...
کارتخوان موکب دست منه هر کی میخواد برای موکب کمک کنه شماره کارت بدم خدمتش☺️
راستش امروز رفتم موکب یه کم پُزِ شماها رو دادم.
گفتم یه کانال دارم، اعضاش حاتم طایی رو روسفید کردن، اشاره میکنم پوله که میپاشن😎
خلاصه از اونجایی که زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد اونام نامردی نکردن و گفتن خب به حاتمهای طاییت بگو بیست میلیون برای خرید یخساز موکب کم داریم؛ بیست تومنو بذارن وسط...😩
هزار سهم بیست هزار تومنی میذارم، آبروداری کنید جان عمههاتون
اینا از من بیست میلیون میخوان😭😂
60379981.
شراب و ابریشم...
راستش امروز رفتم موکب یه کم پُزِ شماها رو دادم. گفتم یه کانال دارم، اعضاش حاتم طایی رو روسفید کردن،
.
ولی شماها حاتمهای بیپولی هستید.
از حاتم سخاوتش رو دارید، پولش رو نَه!
همیشه باید با پنج هزار تومنی و هشت هزار تومنی ازتون پول بگیرم.
هیچ وقت بینتون یکی نیست که مثلا یهو دو میلیون بزنه و بگه فدای لب عطشان اباعبدالله
حالا من میگم سهم بیست هزار تومنی شما چرا دقیق همون بیست تومنو میزنید؟
خیلی سخته مثلا ۲۵ تومن بزنید؟😤😝
این بیست میلیون حیثیتیه، باید جمع بشه😰
.
.
من از آنهایی هستم که هیچجوره تحمل گرما ندارم، یعنی یک ذره گرما بخورم به معنی واقعی کلمه هلاک میشوم!
برای همین، خیالی که خیلی اذیتم میکند، خیالِ گرمای کربلاست!
چون خودم تا یک ذره زیر آفتاب راه بروم یا کاری انجام بدهم، پَر پَر میشوم، همیشه فکر میکنم جنگیدن و شمشیر زدن زیر تیغ آفتاب چقدر سخت بوده و چقدر ابیعبدالله اذیت شدهاند!
اصلا داغ و زخم و غربت را هم کنار بگذاریم، همان آفتاب لعنتی خودش تنهایی خیلی اسباب زحمت بوده!
من بس که با گرما اذیت میشوم، یک وقتهایی برای خودم روضهی آفتاب کربلا میخوانم و با خیالِ آفتابی که ابیعبدالله را آزار داده، عین بچهمردهها زار میزنم!
.
.
راستش صبح که رفقای موکب بیست میلیون را توی پاچهی ما کردند، میخواستم بهانه بیاورم و از زیر کار در بروم، حقیقتا فرصتش را نداشتم پول جمع کنم، ولی صحبت یخساز که پیش آمد، تسلیم شدم!
یک آن پیش خودم گفتم لعنت به گرما!
فدای عطش سینهات ارباب، کاش کربلا بودیم و لااقل یک آب خنکی دستتان میدادیم که گرما کمتر اذیتتان کند!
این را با خودم گفتم و کار را قبول کردم!
.
.
ما ۱۴۰۰ سال دیر رسیدهایم و دستمان از دادن یک آب خنک به پادشاه دو عالم کوتاه است، لیکن دستمان برای خنک کردن سینهی زائرهایش که باز است...
یخساز موکب را ما میخریم انشاالله!
هزار سهم بیست هزار تومانی هدیه به محضر آقایی که هزار سال است هفت آسمان داغدار عطش سینهاش است...
بسمالله
از یک سهم تا هر چند سهم که عشقتان میکشد و البته جیبتان اجازه میدهد واریز کنید و زیر لب تکرار کنید:
به فدای لب عطشان اباعبدالله
60379981.