11.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من خیال میکنم خدا وقتی داشت ذکر را خلق میکرد، توی فکر این بود که به آدمیزاد کلیدهایی بدهد که هر کدام به یک در بخورد!
مثلا برای درِ رضا کلید الحمدلله را گذاشت
برای درِ شوق، کلید تکبیر
برای درِ دارایی، کلیدِ ماشاالله
برای درِ ذوق، کلید تسبیح
و برای درِ آرامش، کلید تهلیل
....
خلاصه در دل هر ذکر یک اثر گذاشت و بعد آن ذکر را مثل یک کلید انداخت توی دل آدمیزاد تا به هر در بستهای رسید، یک کلید بندازد و در به رویش باز شود.
و در آخر یک شاهکلید تعبیه کرد که به همهی درها میخورد و تمام درهای شوق و شُکر و آرامش و عشق و دارایی و ذوق را به روی آدمیزاد باز میکرد!
شاهکلیدِ خدا برای تمام خیرهای این دنیا و آن دنیا، ذکرِ علی بود...
✍ملیحه سادات مهدوی
@sharaboabrisham
.
.
برای رسیدن به معراج، راه زیاد هست.
اما شاهراه قطعا نوکری حضرت زهراست.
این رو خانوم امالبنین به همهی دنیا ثابت کرده...
@sharaboabrisham
.
.
-اسمش را میگذارم عباس، یعنی شیر بیشه و کنیهاش میشود اباالفضل.
فاطمه با خجالت گفت:
حالا که برای پسرم اسم زیبایی تعیین کردید، خواهش میکنم اسمی هم برای من انتخاب کنید.
-مگر از اسم فاطمه راضی نیستی؟
-هستم مولای من، اما... اما...
-اما چه؟
-احساس میکنم هروقت که مرا به اسم صدا میزنند، شما و فرزندان بهشتیتان متاثر میشوید. میدانم که شما را بهیاد دردانهی رسولالله میاندازد. همچنین نام مادر بزرگوارتان. پس خواهش میکنم نام مرا تغییر دهید.
مولا، عباس را بهسینه چسباند و گفت:
-از حالا تو "امالبنین" هستی، یعنی مادر پسران. مادر پسران فاطمهی زهرا و مادر عباس و سهپسری که بهدنیا میآوری.
📚برشی از کتاب برادر من تویی نوشتهی داوود امیریان
@sharaboabrisham
.
.
من خیال میکنم خدا، وقت خلقت حضرت زهرا به احسنالحالِ بشر فکر میکرد!
به معجزهی اکسیر محبتش
به اینکه چطور با محبت یک نفر، بشر را آنقدر خوشبخت کند که هر روزش عید باشد!
خدا محبت حضرت زهرا را باعث هر بهار کائنات قرار داد، باعث هزار سال شکوفه دادنش...
✍ملیحه سادات مهدوی
پنج روز مانده تا خوشبختی بشر به واسطهی یک تولد...
@sharaboabrisham
.
35.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برای جشن تکلیف و یا جشن روز پدر مدارس، این سرود رو با بچهها و چند تا از پدرای اهلدل، تمرین کنید.
به نظرم واقعا کار درجه یکی هست👌
#تجربههای_معلمی
@sharaboabrisham
.
داستان ولادت خانومِ خانومهای دو سرا رو
از 👈 اینجا بخونید.
داستان به صورت چند پیام پشت سر هم نوشته شده.🌱
.
شراب و ابریشم...
الان پستچی زنگ در خونه رو زد و از طرف یکی از اعضای خوب کانالم یک روسری گلگلی برام هدیه آورد و البته
پستچی یک بسته آورد حاوی ۴ قلم روسری و این یادداشت از طرف یکی از اعضای خوب کانال😍
پینک اسکارف عزیزم که پای ثابت تمام خیریهبازیهای ماست، قبلا هم با ارسال هدیه عافلگیرم کرده بود.😃💚
.