eitaa logo
شرح حال
1.3هزار دنبال‌کننده
2هزار عکس
1.7هزار ویدیو
150 فایل
کانال شخصی حمیدرضا باقری - طلبه (درس خارج) - نویسنده. @hamidreza_bagheri کانال‌های دیگر بنده👇 https://eitaa.com/ayat_va_revayat https://eitaa.com/sharhehal_hoze
مشاهده در ایتا
دانلود
از دو نفر از دوستان که زبان اسپانیولی را مسلط هستند و با کشورهای آمریکای جنوبی ارتباط دارند، یکیشون تازگی از ونزوئلا برگشته خواستیم تحلیل خودشون را کوتاه از وضعیت موجود این کشور برامون بگن. تحلیل‌ها را می‌گذارم شما هم استفاده کنید.👇
شرح حال
از دو نفر از دوستان که زبان اسپانیولی را مسلط هستند و با کشورهای آمریکای جنوبی ارتباط دارند، یکیشون
مردم آمریکای لاتین در مواجهه اولیه خون‌سردند و آرام، آمریکای لاتین تا به حال میزبان هیچ حمله نظامی به خاک آمریکا نبوده است. نه موشکی، نه هوایی. اما در نهایت سر سختند و غیرقابل انعطاف یعنی آمریکا در هیچ نقطه‌ای موفق به حاکمیت مستقری از جنس حاکمیت آمریکا بر مصر و اردن و مراکش و عربستان و حتی از جنس حاکمیتش بر ژاپن نبوده است لذا آمریکا معمولا با کودتای نظامی و نفوذ اقتصادی و فرهنگی سلطه‌اش بر امریکای لاتین را حفظ کرده است. هر چندسال یک کودتا در آمریکای لاتین داریم. همین سه، چهار سال پیش با کودتای نرم رئیس جمهور چپ پرو را کنار زدند و یک خانم (دینا بلوارته) رئیس جمهور طرفدار آمریکا روی کار آوردند. اما نکته جذاب‌تر آن است که با مقاومت نرم مردم پرو، پس از سه سال، همین رئیس جمهور دست نشانده، سه ماه پیش با ۲ درصد محبوبیت به عنوان غیر محبوب‌ترین رهبر جهان، برکنار شد؛ لذا سلطه آمریکا همواره متزلزل بوده است؛ این مواجهه بی‌سابقه ترامپ، ناپرهیزی فاحش در یک محیط بسیار حساس بود. چرا که از سمت مواجهه نرم و کودتا به سمت مداخله مستقیم و دستگیری رئیس جمهور رفت. آمریکا بعد این عملیات شاید چند صباحی ونزوئلا را تاحدی مهار کند اما اگر به فکر بلعیدن لقمه گلوگیر ونزوئلا باشد، وارد ریسک خفگی خواهد شد. از این رو توسعه این نوع مداخله به مواجهه با کلمبیا و مکزیک و اکوادور و بولیوی و برزیل و ... به نظرم بسیار بعید است هدف آمریکا ترساندن این کشورها بوده و تاحدی موثر بوده است، اما زیر پوستی نفرتی بیش از این ترس پدید آورده که با تشدید رفتارها، خیلی قابل کنترل نخواهد بود؛ مردم آمریکای لاتین مقاومت نرم خواهند کرد اما به دلیل رفتار تحریک کننده ترامپ، جسارتشان بیشتر خواهد شد. احتمال یک نوع عکس العمل خطرناک علیه نیروهای آمریکایی در دریای کارائیب در آینده نزدیک را نمی‌توان نفی کرد.
شرح حال
از دو نفر از دوستان که زبان اسپانیولی را مسلط هستند و با کشورهای آمریکای جنوبی ارتباط دارند، یکیشون
از قبل مشخص بود که آمریکا حمله خواهد کرد، به دلیل اینکه می‌خواست به نفت اون دست پیدا کنه و موارد دیگه... جوری که از مسائل بر میاد احتمالش رو میدن که حتی کشور رو دست غرب زده‌ای مثل ماچادو هم نمیخوان بدن و میخوان خودشون کاملا سوار باشن بر کشور؛ خیلی از افرادی که به عنوان مردم ونزوئلا معرفی میشن توی کلیپ‌ها که دارن مصاحبه میکنن اینها افراد عضو احزاب سیاسی هستند و عمده مردم ونزوئلا اهل هزینه دادن و... نیستند (مگر اینکه معجزه بشه) و حتی توی همون ساعات اول چندتا انفجار تعداد زیادی از مردم درحال خارج شدن از کاراکاس پایتخت ونزوئلا بودن؛ آنچه من دیدم براحتی خیلیاشون کشور رو رها میکنن و میرن و عرق ملی چندان دیده نمیشه، گرچه افراد ملی گرا و... هم دارن بالاخره؛ الان خبرهای ضد و نقیض میاد که احتمال میره آمریکا میخواد علاوه بر غارت منابع طبیعی و کنترل چین و... در قالب یک رهبر پر قدرت برای احیای جایگاه سیاسی و... هم ظاهر بشه؛ اینم البته اضافه کنم که می‌خواد حیاط خلوت خودش باشه و حتی کسی جز خودش اونجا نقش آفرینی و... نداشته باشه؛ برای همین این مدت با خیلیا داره در میفته ونزوئلا، اکوادور، مکزیک و... متاسفانه مادورو اون جایگاه و سیاست و توانمندی چاوز رو نداره، تا الان هم با زر و زور خیلیا رو نگه داشته بوده؛
دوتا تحلیل که اختلافاتی باهم داره و هردو هم از ادم‌های سفر کرده به آن جغرافیا و آشنا با زبان اسپانیولی و طلبه است!
جوانی پرسید می‌شود دعاها را به فارسی بخوانیم، اشکال دارد؟! گفتم: نه چه اشکالی دارد، هدف اصلی انتقال یک مفهموم و مضمون است، اگر می‌بینی هیچی از دعا نمی‌فهمی، خب فارسی بخوان، اما سعی کن کم‌کم عربی‌اش را هم یاد بگیری. گفت چطوری این را به مردم بگویم که قبول کنند؟! گفتم به مردم نباید بگی، آنها باید عربی بخوانند! تعجب کرد، چطور من فارسی بخوانم اشکال ندارد؟! اما به مردم بگویم اشکال دارد؟! گفتم: شما یک نفری و نسل اولی هستی که خود نسخه اصلی دعا را نمی‌خوانی و ترجمه‌اش را می‌خوانی، اما وقتی می‌گی مردم، دیگه حرف از نسل‌ها هست، این نسل ترجمه را می‌خواند، نسل بعد دیگر نسخه اصلی را نمی‌داند چیست و ترجمه هم یک چیز واحد نیست، هرکس یک ترجمه‌ای می‌کند و بعد از چند نسل کلا یک چیز دیگری می‌شود، آزمایش‌های اجتماعی هم شده که یک صف قرار می‌دهند و به اولی یک جمله می‌گویند، بعد از مثلا ده نفر کلا یک جمله دیگری به او منتقل شده، به همین خاطر وقتی مساله اجتماعی می‌شود باید روی حفظ نسخه اصلی دعا مثل قرآن و نماز حساسیت به خرج داد، اما وقتی مساله فردی می‌شود در مورد دعا می‌گیم اشکال نداره ترجمه بخوانی. صحبت ما همینجا تمام شد، ولی جا داشت آن جوان می‌پرسید چرا بین قرآن و نماز با دعاها از جهت فردی تفاوت گذاشتی؟! چرا قرآن و نماز را از جهت فردی هم حساسیت روی عربی خواندن آن هست؟! چون نماز و قرآن حیث اجتماعی دارند، چون وحدت رویه در آنها مهم است، نسخه مشترک بین مسلمانان مختلف از کشورها و فرهنگ‌های مختلف است و مسلمانان همه یک امت هستند، نماز مشترک به عنوان یک عمل اجتماعی مشترک و قرآن مشترک به عنوان یک نسخه واحد جهان بینی و تکالیف و معیار تشخیص است، اما دعا حیث فردی دارد، اگرچه ما مراسم‌های جمع خوانی دعا داریم ولی اصل دعا مناجات فردی با خداست برخلاف نماز که یک مقوله اجتماعی و عبادی باهم است. ضمنا نماز یک متن کوتاه است و هر روز چندین بار خوانده می‌شود و یادگرفتن ترجمه‌اش و تطبیق متن عربی با معنایی که می‌فهمیم سخت نیست و معنا هم در آن منتقل می‌شود مثل دعا نیست که طولانی باشد و مخاطب عادی به معنایش منتقل نشود. @sharhe_hal
با جوانی در مورد ازدواج کردن صحبت می‌کردم، بحث رسید در مورد انتخاب گزینه و زیبایی چهره او؛ گفتم که ملاک این است که چهره دلت را نزند، فرض کن از منفی ۵۰ تا مثبت پنجاه یک طیف از چهره با کیفیت‌های مختلف باشد، همینکه در طیف مثبت باشد کافی است و چهره عادی می‌شود اما اخلاق و ایمان فرد همیشه جذابیتش هست؛ اصلا آدم اگر مؤمن باشد و خیلی چشم چرانی نکند در این چیزها سریع الرضا می‌شود، توقعش خیلی بالا نمی‌رود و با همسر خودش با یک چهره معمولی مثل شاه پریان برخورد می‌کند. اینها را که گفتم؛ حرفی زد که دلم آتش گرفت به حالش! گفت حاج آقا اتفاقا من هم می‌خواهم ازدواج کنم و سخت هم نمی‌گیرم، مشکلم با مادرم هست که او سخت می‌گیرد، خانواده می‌گویند حالا ۳۵ ساله بشوی، پخته شوی آن وقت ازدواج کن، (تقریبا ۱۲ سالی باید صبر می‌کرد، بنده خدا دانشجوی پزشکی دانشگاه تهران بود و اوضاع فضای تحصیلش هم خوب نبود.) من می‌گویم الان که جوان هستم می‌خواهم ازدواج کنم، خودشان که گزینه معرفی نمی‌کنند، من هم که معرفی می‌کنم روی چهره آن سخت می‌گیرند! مادرم چون زن هست و نگاه به چهره دخترها برایش اشکال ندارد انتظاراتش بالاست و مقایسه‌هایی می‌کند که من نمی‌کنم. بنده خدا یکی از آن کیس‌ها را خانواده با ایراد گرفتن از چهره دختر همکاری نکرده بودند، خودش رفته بود جلو با پدر دختر صحبت کرده بود، بعد که جدی شده بود به مادرش گفته بود من خودم رفته‌ام خواستگاری کرده‌ام. مادرش شماره پدر دختر را گرفته بود و زنگ زده بود گفته بود ما خواستگاری نمی‌آییم و قضیه منتفی است. گفتم: به مادرت خدایی نکرده بی‌احترامی نکنی، اما بگو من یک جوان هستم می‌خواهم ازدواج کنم، اما شما نمی‌گذارید، آخرت هم خودتان اگر من به گناه بیافتم جوابگوی خدا باشید. قلب‌ها دست خداست، از خدا بخواه قلب خانواده‌ات را برای ازدواجت نرم کنند و از آنها هم توقعی برای کارهای ازدواجت نداشته باش، امیدت فقط به خدا باشد، ان شاء الله همه‌اش درست می‌شود. @sharhe_hal
عصر و در مسجد اعتکاف بود، دانشجویی که پزشکی تهران می‌خوند، پرسید من روزه گرفته‌ام و احساس گرسنگی خاصی نکرده‌ام اما کمی تشنه‌ شده ام، خب معلوم می‌شود بدنم به غذا نخوردن نیاز داشته اما احساس می‌کنم به تشنگی نیاز نداشته ، اما به گرسنگی نیاز داشته، چه اشکال داشت کمی آب می‌خوردم ولی غذا نه! گفتم: یک موقع شما نوجوانی هستی در خانه، پدرت می‌گوید برو نان بخر چون واقعا در خانه نان ندارید و گاهی هم می‌گوید برو نان بخر در حالی که نان هم دارید یا می‌تواند خودش راحت آن را تهیه کند؛ ولی به شما می‌گوید برو نان بخر که مثلا یاد بگیری پول بدهی جنسی بگیری، معامله کنی، یک مسیری تنهایی بروی و برگردی، یک مسئولیت و مشارکت در امور خانه به شما داده باشد، گاهی هم اصلا هیچ کدام از اینها نیست به شما و برادرت می‌گوید ببیند کدامتان حرف گوش‌کن‌تر هستید و... ما اصطلاحا در امرهای خداوند می‌گوییم گاهی مصلحت در جعل است گاهی در مجعول، یعنی گاهی واقعا یک نیازی در خود شما هست، مثلا سلامتی شما و می‌گوید: روزه بگیر گاهی مصلحت در خود حکم به روزه کردن است. ممکن است یکی از حکمت‌های امر به روزه گرفتن این باشد که شما تمرین کنی وقتی هیچ کس هم نمی‌فهمد، خودت و خدایت هستی باز به حرف خدا گوش کنی، حس حضور خدا را تمرین کنی، اخلاص شما تقویت شود و این مصلحت اصلا بیارزد حتی بدن شما مقداری ضرر هم بکند، چه رسد به اینکه سود کند. حالا ما چه می‌دانیم شاید بدن شما با وجود اینکه تشنه شده‌ای باز هم به تشنگی نیاز داشته باشد یا اصلا به تشنگی نیاز نداشته باشد اما روح شما به تمرین اخلاص نیاز داشته باشد حتی اگر بدنت ضرر کند. گفتگو تمام شد، فردا صبحش دیدم همان بنده خدا، جای دنجی بیرون مسجد در آشپزخانه دارد درس می‌خواند، گفتم بیا توی مسجد درس بخون اینجوری اعتکافت باطل میشه، گفت: نه حاج آقا خیلی دور نیستم نزدیک دیوار مسجد هستم! فرصت نشد دیگه باهاش گفتگو کنم که بابا عقلا هم باشد، شما با خدا شرط کردی من سه روز در این چهارچوب که خانه تو است می‌خواهم بمانم و جز در ضرورت از این چهارچوب خارج نشوم و الان عقلا داری از اون عهد خارج میشی. حواسمان باشد در مسائل تعبدی خیلی اهل تسامح نشویم. @sharhe_hal
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✍️دست‌شکسته پسرم... 🔻 پسرم را برده بودم خانه بازی، در تشک بادی مشغول بازی بود که دیدم بلند دارد داد می‌زند، دویدم ببینم چه شده؟! وزن بچه بزرگتری با شتاب افتاده بود روی دستش و دیدم ساعدش از وسط با زاویه تقریباً ۶۰ درجه افتاده، خیلی صحنه وحشتناکی برای یک پدر بود، خودش هم وحشت کرده بود و دست دیگرش را زیر نقطه شکستگی گرفته و داد می‌زد! اولین نگرانی‌‌ام قطع‌شدن عصب دستش بود، گفتم بابا انگشتان دستت را می‌توانی تکان دهی؟ تکان داد و خیالم آرام‌ شد و خدا را شکر کردم. زنگ زدم اورژانس؛ گفتم: بیاید سر کوچه، متأسفانه آن لحظه مسئولی هم در خانه بازی نبود که کمکم کند، کمی قبل از این قضیه کاری برایشان پیش آمده بود و رفته بودند بیرون تا اندکی بعد برگردند. رفتم سر کوچه،کسی نبود فقط یک پیرمرد وضعیت دست بچه را دید؛ خیلی نگران شد و می‌خواست کمک کند؛ زنگ ‌زد اورژانس و تاکید کرد که اوضاع دست بچه خوب نیست، زودتر ماشین بفرستید، تا اورژانس آمد پیشم ماند؛ قوت قلبی بود؛ الحمد لله. 🔻 اورژانس که آمد؛ تا دست بچه را دید گفت؛ این به‌احتمال خیلی قوی مستقیم باید برود اتاق عمل؛ با یک آتل‌بندی دست را ثابت کردند که تکان نخورد و مشکل بیشتری رخ ندهد؛ گفتند: بعید است در بیمارستان بتوانند آن را جا بیندازند؛ ما برای سرعت گرفتن کار اتاق عمل آنژیوکت را زودتر برایش وصل می‌کنیم و یک مُسکن هم برایش می‌زنیم. 🔻 در مسیر تا بیمارستان؛ از باب اینکه هر مشکلی برای ما پیش بیاید خودمان مقصریم «وَ مَا أَصَابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ» (الشورى:۳۰) شروع کردم به گفتن تسبیح حضرت یونس علیه السلام: «سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ» (الأنبياء:۸۷) وقتی می‌گوییم سبحان‌الله یعنی خدایا تو ظالم نیستی؛ تو ناتوان نیستی؛ تو با من لج نداری؛ تو به من بدی نکرده‌ای. بعد از تسبیح هم که در این ذکر اعتراف می‌کنیم، خودم بوده‌ام که ظالم بوده‌ام؛ اگر الان مشکلی دارم تقصیر خودم است. خداوند در آیه‌ بعدش می‌گوید اگر وقتی مشکل داشتی؛ خودت گردنت را کج کردی و گفتی تقصیر خودم هست و خدایا از تو جز خیر صادر نمی‌شود؛ نتیجه‌اش می‌شود همان نتیجه‌ای که حضرت یونس پس از این مناجات گرفت: «فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذَٰلِكَ نُنجِي الْمُؤْمِنِينَ» (الأنبياء:۸۸) دعای او را اجابت کردیم و از غم نجاتش دادیم و این سنت همیشگی است و این‌چنین مؤمنین را نجات می‌دهیم. 🔻 به بیمارستان که رسیدیم، پزشک اورژانس ما را فرستاد سریع عکس گرفتیم؛ عکس را که دید، گفت: امتحان می‌کنیم، اگر جا بیفتد دیگر عمل نمی‌خواهد؛ ان‌شاءالله که جا بیفتد؛ همچنان ذکر می‌گفتم؛ آن شب الحمدلله پرستار سر شیفت خیلی حرفه‌ای بود و با هنرمندی دست بچه را جا انداخت و آتل بست؛ دوتا استخوان دست در یک راستا باهم شکسته بود و هردو تا استخوان را به شکل جالبی جا انداخت، عکس گرفتیم و الحمد لله؛ جا افتاده بود و نیازی به عمل نداشت. 🔻 پسرم که ناراحت بود؛ پرسید: بابا چرا باید این اتفاق برای من بیفتد؟! گفتم: بابا هر اتفاق به‌ظاهر بدی، می‌تواند مایه خیر و برکتی برای ما شود؛ مثلاً حالا که دست راست شما شکسته مجبوری از حالا به بعد تمرین کنی با دست چپت درس‌هات رو بنویسی و این‌جوری یاد می‌گیری از دوتا دستت استفاده کنی و این برای تقویت ذهنت هم خوبه. حالا جالب که الحمد؛ همین‌طور هم شد و پسرم بعدازاین قضیه، با هر دو دستش مشق‌هایش را می‌نویسد. 🔻 وقتی طرف حساب ما خداست حتی وقتی هم می‌دانیم مستحق عقوبت هستیم، باز نگران نیستیم؛ چون طرف حساب ما کسی است که به قول امام سجاد علیه‌السلام: «مبدّل السّيّئات بأضعافها من الحسنات» است؛ هر عقوبتی و هر سیئه‌ای از ما را می‌تواند به رحمت و حسنه برای ما تبدیل شود. 🔻 چند روز بعد‌ از قضیه شکستن دست پسرم، با خانواده رفته بودیم درس اخلاق یکی از اساتید؛ آن استاد این قسمت از مناجات امام صادق علیه‌السلام را می‌خواند «یا جَابِرَ اَلْعَظْمِ اَلْكَسِيرِ» و می‌گفت: بابا طرف حساب ما خداست؛ خدا می‌تواند استخوان شکسته را طوری جوش دهد که از اولش هم محکم‌تر شود. پسرم تعجب کرده بود، پرسید: شما رفتید به حاج‌آقا گفتید که اینها را به من بگه؟! وقتی گفتیم نه؛ خوشحال شده بود که واقعا میشه دستم از قبلش هم محکم‌تر بشه. @sharhe_hal
دوتا کافه شهدا توی دوتا از اعتکاف‌های اکبرآباد کوار را ببینید. یکی کافه شهدای اعتکاف دانش‌آموزی دخترا و یکی هم پسرها هست. 😐😃 در مورد تفاوت دخترها و پسرها و اینکه حیات دخترها در تجمل است، یادداشت زیر را بخوانید.👌👇 https://eitaa.com/ayat_va_revayat/391
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥این فیلم از دیشب ایلام هست. ایلام از نظر آمارهای مختلف وجود سلاح و فقر اقتصادی و فرهنگی و... اوضاع خوبی ندارد و سرمایه‌گذاری شدن توسط دشمن روی آن طبیعی هست. دیشب هم ظاهرا دیگه دشمن ته زورش را در آنجا زده، اما خروجی‌اش این رفتارهای وحشیانه و نابود کردن سرمایه‌های یک مغازه دار بدبخت است! کافیه آدم همین فیلم و رفتارها را تحلیل کند، اینها یک مشت آدم شکم سیره و ترکیبی از آموزش دیده برای تخریب و هیجانی نوجوان است، کسی اگر گشنه است، فوقش کیسه‌های برنج را می‌دزدد، می‌برد شکم زن و بچه‌اش را سیر کند، نه اینکه پاره کند و... @sharhe_hal