شرح حال
✍ اثر وضعی نیت... 🔻 نوجوان بودم، تقریبا همیشه ظهرها مسجد میرفتم، یک روز وقت اذان خواستم مسجد بروم،
🔻 امتدادی از این بحثها در گعده تربیتی امشب ما مطرح شد. البته تذکر دهم سطح مطلوب تربیتی مباحث این جلسه کمی از سطح عمومی بالاتر است و نسخههای آن بعضا قابل توصیه عمومی نیست.👇
https://eitaa.com/sharhe_hal/5684
استاد مهدی صرامی گعده تربیت کودک ۲۰ آذر ۱۴۰۲.mp3
زمان:
حجم:
51.8M
گعده تربیت کودک با استاد مهدی صرامی، یکشنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۲.
این جلسه با این پرسش آغاز شد که ما در امر تربیت فرزندانمان تنها عامل موثر نیستیم، اقوام، تلوزیون، آموزش و پرورش، محله و دوستان و... همه در تربیت کودک موثر هستند، راهکاری که اساتید تربیت اسلامی برای حفظ فرزندان در مواجهه با عوامل اثر گذار مختلف بر فرزندان میدهند، تقویت مدیریت درونی فرزندان است، به نظر شما چطور این مدیریت درونی را تقویت کنیم؟!
در آخر جلسه هم استاد مهدی صرامی دقایقی در خصوص مقام ولایت حضرت زهرا سلام الله علیها سخن گفتند.
@sharhe_hal
😽بزرگ گربهها...😻
🔻امروز ظهر برای ناهار رفته بودیم پارک غذا بخوریم. ناهار رو که کشیدیم گربهها از ما گشنهتر بودن، انگار میخواهند غذای نذری بدهند و یکی داد میزنه 📣 آی بدو غذای نذری، اینها از چهارطرف پارک به سمت ما میدویدند.
به گمانم جمعه به جمعه اینها یک دل سیر غذا میخورند و حالا آخرهای هفته بود و خیلی گشنه بودند.
🔻 گفتم: آخه لامذهبها بگذارین ما سفره رو بکشیم بعد اینجوری ما رو محاصره کنید! از چهار طرف نشسته بودن، چشم انداخته بودن تو چشم ما! هر لقمه که میخواستی بخوری احساس میکردی زهر مار میخوری.
در روایت از نبی مکرم است: «مَنْ أَكَلَ وَ ذُو عَيْنَيْنِ يَنْظُرُ إِلَيْهِ وَ لَمْ يُوَاسِهِ ابْتُلِيَ بِدَاءٍ لَا دَوَاءَ لَه» هرکس غذا بخورد و یک دو چشمی به او نگاه کند و با او مواسات نکنی به یک بیماری مبتلی میشوی که دوایی برایش نیست.
🔻 گاهی برخی دردها اینجوری هستند، دوایی برایش نیست و باید مشکل معنوی اون رو حل کنی، دیروز خانواده ما حالش خوب نبود، هرکار هم میکرد سر حال نمیآمد، آخر شب از من پرسید شما صدقه میدی؟ یادم آمد یک جایی هست هر ماه پول یک گوسفند رو به چندین سهم تقسیم میکنه و مثلا صدنفر مشارکت میکنند، یک گوسفند قربانی میکنه و به فقرا میده و من این ماه یادم رفته بود، سهمم رو بدهم. سهمم رو که کارت به کارت کردم، در کمال شگفتی وقتی از اتاق بیرون آمدم، دیدم خانمم داره کارای خونه رو میکنه. گفتم انگار گیر شما پیش اون سهم قربانی بوده، خانمم هم گفت آره انگار تا صدقه رو دادی حالم خوب شد.
🔻برگردیم به همون داستان ما و گربهها😄، شروع کردم برای گربهها غذا ریختن ولی مشکل غذا دادن به گربه اینه که هرچه غذا بدی طلبکارتر و بیشتر میشن، هر لقمه که میانداختم میدیدم یکی دیگه داره از دور با سرعت میدوه میاد!
🔻 کم کم احساس میکردی وسط یه دسته راهزن افتادی که شمشیرهاشون رو درآوردن دور تادورت حلقه زدن.
یکی از گربهها بود که هیکلش دوبرابر بقیه بود ولی از بقیه خیلی آرومتر بود و مثل بقیه طلبکارانه هم نگاهت نمیکرد. یه تیکه براش انداختم دوید برش داره که یه گربه آمد و اونو برداشت و خورد و این هم هیچی نگفت! از وحشیگری نکردنش خوشم آمد و یه تیکه دیگه انداختم جلوش جوری که بقیه نتونن برش دارن.
مونده بودم این از تنبلیش هست یا از چیز دیگه که اینجوری هست! یه کم که گذشت، نفهمیدم چی شد دیدم با یه گربه که اون خیلی پر رو بود درگیر شده و اون گربه پر روه در رفت. دوباره کمی که گذشت دوتا گربه دیگه دعواشون شد، این بچههای من غذا که نخوردن از ترس این گربهها پشتشون رو داده بودن به هم و به گربهها پیشته میگفتن و حالا دیگه میخواستن گریه کنن، میگفتن بابا بریم خونه!
🔻 دعوای سوم گربهها که شد دیدم این گربه بزرگه دوید سمت دعوا! خیلی برام جالب بود که این میخواهد چکار کنه؟! دیدم عین یه بزرگتر آمد اینها رو جدا کرد و عملا دوتا پس کله زد به این و اون و فرستادشون رفتن. خیلی خوشم آمد و گفتم این بزرگ گربهها هست و باید یه چیز ویژه بهش برسه.
در روایت از پیامبر اکرم داریم: «سَیِّدُ القَومِ خادِمُهُم» بزرگ یک قوم آن کسی هست که به آنها خدمت میکند، یه تیکه کباب برداشتم و رفتم دنبالش که بهش بدهم ولی روزی بچهها بود و بهش نرسیدم. وقتی برگشتم به خانمم گفتم ببین من که یه آدم فقیر عند الله هستم و این گربهها هم هیچکاره من هستند! وقتی میبینم یه گربه بزرگتری میکنه و باوقار رفتار میکنه خودم گوشت برمیدارم دنبالش راه میافتم که نگذارم این گربهای که اینجوری هست بیاجر بمونه و جواب بزرگیکردنش رو بگیره؛ حالا خدا که غنی مطلق هست، سرپرست ما هم هست، اگه ببینه متین هستیم و بین بندههاش صلح ایجاد میکنیم یا از حقمون میگذریم تا صلح پیش بیاد، حواسش به ما نیست؟! روزی ما رو نمیرسونه؟! جبران نمیکنه؟!
🔻 یاد این آیه افتادم: «وَالصُّلْحُ خَيْرٌ وَأُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ وَإِنْ تُحْسِنُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا» (النساء:۱۲۸)
صلح و آشتی بهتر است اما نفسها بخل میکنند برای صلح از حقشان گذشت نمیکنند و اگر احسان کنید و خدا را در نظر بگیرید؛ یقیناً خداوند همیشه به آنچه انجام میدهید، آگاه است.
📌با شرح حال همراه شوید.
@sharhe_hal
تبادل گروهی با کانالهای جمعی از دوستان که چند سال است در فضای تاریخ معاصر همکاری داریم.👇
📱این کانالها متعلق به تعدادی از طلاب است که به واسطه حوزه مشترک مطالعات با یکدیگر همکاری داریم.👇
🎯شرح حال
🏷کانال شخصی حمیدرضا باقری (یاداشتهایی در شرح امروز و دیروز)
👉 @sharhe_hal
🎯 آیات و روایات کاربردی
🏷 آیات و روایات کاربردی (آیات و روایات کاربردی برای زندگی که مورد غفلت واقع شدهاند.)
👉 @ayat_va_revayat
🎯 ترور رسانه
🏷راهبردها و اقدامات آمریکا در مواجهه با ایران همراه با تاریخ معاصر،اطلاعاتی از اقدامات سازمانهای امنیتی
👉 @terrorofmedia
🎯کتاب تاریخی سیاسی
🏷کتابها از دسته محتواهایی است که نشر مجازیاش بلامانع است. هرکتابی که در کانال بارگزاری میشود به معنای تایید محتوای آن نیست
👉 @book_article
🎯 نفی و اثبات
🏷یادداشتهای محمدطلایی
👉 @nafy_va_esbat
🎯 مِنهاج
🏷تاملات، دغدغه ها و یادداشتهای محمدمهدی حسینزاده
👉 @menhaj_hoseinzade
🎯 غرب از نگاه غرب
🏷 آرشیو محتوایی است درباره مسائل غرب مدرن؛ تا دنباله روی《کور》و حتی گاهی《خیال دنباله روی》را از فکر ایرانی بزداید.
👉 @westernwfw
🎯اضغاث احلام
🏷نوشتجات و خواب های پریشان مصطفی عیدی
👉 @asghaseahlam
🎯 مدرسه تاریخ پژوهی صاد
🏷تبارشناسی واقعیت های امروز
👉 @sadtarikh
🎯 نواظر
🏷دیدنی هایی از یک طلبه
👉 @navazer
🎯 سطور
🏷یادداشتهای حمید آقانوری
👉 @sotoor_ra
🔅فرهیخته گرامی، از شما دعوت میشود در کانالهای فوق عضو شوید🌹
📖 معرفی کتاب حاج آقا روحالله...
بسم الله الرحمن الرحیم
کتاب حاجآقا روحالله جلد دوم از مجموعه حیات روحخدا است. این مجموعه در چهار بازه دوره طلبگی و جوانی حضرت امام تا ۱۳۱۶ (۳۵ سالگی ایشان)، میان سالی و استادی تا ۱۳۴۰ (۵۹ سالگی ایشان)، مبارزه و قیام تا ۱۳۵۷ (۷۶ سالگی ایشان) و دوره رهبری انقلاب تا ۱۳۶۸ (۸۷ سالگی) تنظیم شده است.
در این مجموعه زندگی حضرت امام، اعم از ابعاد فردی و اجتماعی، سیاسی و عبادی، علمی و عملی از دل خاطرات و نوشتههای بهجا مانده از ایشان استخراج شده است و بر اساس محوز زمان به صورتی جامع با ترسیم بستر تاریخی تنظیم شده است.
دوره اول این مجموعه در قالب جلد اول با عنوان «آقا روحالله» به چاپ رسیده و حائز مقام سوم کتاب سال انقلاب اسلامی گردید. دوره دوم این مجموعه در قالب جلد دوم (حاجآقا روحالله) و سوم(لِله) به چاپ رسیده است.
«حاجآقا روحالله» برگرفته از نامی است که ایشان در بازه تاریخی مربوط به این جلد به آن معروف بودهاند، این جلد ۹ سرفصل مهم از زندگی امام خمینی(ره) در دوره میانسالی و استادی ایشان بر اساس نظم زمانی و موضوعی تنظیم شدهاند:
در فصل اول به درس اخلاق حاجآقا روحالله و حواشی مختلف آن میپردازد. اما کدام اخلاق؟ اخلاقی که کامل کننده قیام است یا اخلاقی که مقابل قیام است؟ اخلاقی که دعوت به حضور در اجتماع و دستگیری خلق میکند یا اخلاقی که دعوت به ترک اجتماع و فرو رفتن در خلوت؟ نسبت این اخلاق با بسط توحید چیست؟ تفاوت توصیههای سلوکی آن با دیگر درسهای اخلاق چیست؟ و ...
در فصل دوم به فراخور زمان به توضیح بستر تاریخی ایام تدریس اخلاق امام بعد از رحلت آیتالله حائری موسس حوزه و اشغال کشور توسط ارتش متفقین پرداخته شده است. بستری که ایشان به عنوان یک روحانی فاضل و به شدت دغدغهمند باید در آن، نوع کنش رفتاری خویش را انتخاب نمایند..
در فصل بعد نیز برای فهم بهتر چرایی و ماهیت کارویژه انتخابی حاجآقا روحالله، با مهمترین حرکتهای جریان متدینین کشور در آن بستر تاریخی و نسبت حاجآقا روح الله با این حرکتها آشنا میشویم. در این دوره نیروهای مذهبی برای ترویج مذهب و غلبه بر شرایط ضددینی حاکم بر کشور فعالیتهای مختلفی انجام میدهند و این فعالیتها هر کدام کنشی در مقابل شرایط زمانه برای تقویت دین است. در این فصل سعی شده است با ترسیم فعالیتهای مختلف همسو اما متفاوت با فعالیتهای حاجآقا روحالله در این فصل منطق حاکم بر انتخاب ایشان بهتر خود را نشان دهد.
در فصل چهارم با عنوان قیام لله به مدل رفتاری حاجآقا روح الله در مواجه با آسیبهای دینداری در دهه 20 و تفاوت رویکرد ایشان با سایر بازیگران این عرصه پرداخته میشود. مشی ایشان در قبال پدیدههایی مانند ترویج بهائیت و یا کسرویگری، حامل یک روح خاص است که به تدریج و با گذشت زمان خود را بیشتر نشان میدهد.
در فصل پنجم اولین اقدامات نهادی حاجآقا روح الله برای اصلاح امور و مقابله با سیاستهای طاغوت در آن زمان را مرور میکنیم. در فصول گذشته تا حدودی صحنه کلان هجمه باطل بر جبُهه حق ترسیم شده است و در این فصل از نقطه آغاز حرکت راهبردی ایشان با دعوت از آیتالله بروجردی و تقویت ایشان و تشکیل یک پایگاه مستحکم برای زعامت دینی و سیاسی جامعه توسط فقیه جامع الشرایط دوراندیشی، کلاننگری و صبر راهبردی لازم در این راه موضوع سخن به میان آمده است.
در فصل ششم با عنوان عرفان جهادی که به لحاظ زمانی با فصول قبل و بعد هم پوشانی دارد, به سیره حاجآقا روحالله به عنوان استاد حوزه علمیه و نگاه ایشان به محتوای علوم حوزوی و برساخت اندیشه سیاسیشان پرداخته شده است.
در فصل هفتم به تعامل و تقابل رژیم و حوزه و نقش آیتالله بروجردی و حضرت امام و دیگر جریانهای مختلف روحانیون در این صحنه پرداخته شده است. فعالیتهای برون حوزوی آیتالله کاشانی و درون حوزوی حضرت امام برای سامان دادن یک قیام عمومی عمومی از مهمترین موضوعات این فصل است.
در فصل هشتم وجهه علمی و استادی یک انقلابی تمام عیار که در علوم مختلف استاد ممتاز و بلکه سرآمد اساتید زمان خود است، ترسیم شده است و در آخر در فصل نهم به عبادات و حالات شخصی ایشان به عنوان نمود واقعی یک روح متعالی و متعبد که سرچشمه همه بروزات خارجی ایشان است پرداخته شده است.
📌با شرح حال همراه شوید.
@sharhe_hal
✍ نگاهی به فضائل حضرت فاطمه(س) در صحیح بخاری و مسلم...
دیشب صحیح بخاری و صحیح مسلم را باز کردم و بخش مربوط به روایات فضیلت حضرت فاطمه سلام الله علیها را یک نگاه انداختم.
یک شاهد خوب از روند تحریف روایات و دین برای اهل سنت در همین بحث روایات مربوط به حضرت زهرا (س) است.
مثلا روایت «فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي» از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، «فاطمه پاره تن من است» که در منابع شیعه و سنی متواتر لفظی است، یعنی عین همین عبارات تکرار شده است و مضمون بعدی آن که «مَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِي وَ مَنْ آذَانِي فَقَدْ آذَى اَللَّهَ» که با الفاظ مختلف در منابع شیعه و سنی تکرار شده است و متواتر معنوی است.
این جمله را پیامبر اکرم بارها در مناسبتها و شکلهای مختلف بیان کردهاند اما چطور در منابع اهل سنت آمده است؟! دشمنان اهل بیت و حاکمیت غاصب آن زمان که اصل جمله را نمیتوانسته انکار کند و به گوش مردم رسیده بود، آن را در غالب یک ماجرایی نقل میکنند و بستر صدور آن را به شکلی تحریف میکنند که مخاطب از این جمله، اولا: شماتت امیرالمؤمنین (ع) را بفهمد و ثانیا: استدلال به آن برای عصمت حضرت زهرا (سلام الله علیها) و خشم حضرت از اولی و دومی بعد از حمله به بیت ایشان و... خدشه پیدا کند.
به سند متصل به دو نفر از دشمنان امیرالمؤمنین و راویهای وابسته به حکومت غاصب خلفا، گفتهاند روایت مربوط به زمانی است که امیرالمؤمنین وقتی حضرت زهرا (س) همسرشان بود، به خواستگاری دختر ابوجهل رفتهاند! و خبر به گوش حضرت زهرا(سلام الله علیها) رسیده و ناراحت شده و به پیامبر اعتراض کردهاند و پیامبر این جمله را گفتهاند!
میخواستم مطلبی در این موضوع کار کنم که دیدم، یک 🔗سایت امامت پژوهی مطلب خوبی در موردش کار کرده بود و به آنجا ارجاع میدهم.
نکته جالب بعدی در پوشاندن فضائل حضرت زهرا این بود که اگرچه تعبیر «سَيِّدَةُ نِساءِ أهلِ الجنةِ» به عنوان فضیلت حضرت زهرا (سلام الله علیها) در منابعشان متواتر آمده بود اما باز بستر صدور آن را طوری آوردهاند که خدشه پیدا میکند، آن را در ماجرایی آورده بودند که پیامبر(ص) جملهای در گوش حضرت زهرا(س) فرمودند و حضرت گریه کردند و بعد خندیدند، بقیه پرسیدند: نبی مکرم چه گفت به شما؟ و ایشان گفت: گریهام به خاطر این بود که ایشان گفت به زودی از دنیا خواهم رفت و اولین کسی که به من ملحق میشود تو هستی و خندهام به خاطر این بود که فرمودند: «سَيِّدَةُ نِساءِ أهلِ الجنةِ» هستی! یعنی راوی این فضیلت میشود خود حضرت!
اما از این جهت که فضائل حضرت زهرا انکار کردنی نیست و مثلا روایت: «ابنتي فاطمة سيدة نساء العالمين» از قول نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) در روایاتشان موجود است، برای پوشاندن آن، دست به جعلی جدید اما اینبار نه تحریف در فضای صدور بلکه تحریف در جعل روایاتی در عرض آن روایات برای دیگران، زدهاند و روایات مشابه و نقل فضیلت مشابه برای برخی زنان پیامبر! آوردهاند.
فلذا برای مباحثه اعتقادی با اهل سنت که از طریق اینچنین تحریفهایی دین اسلام بر آنها عرضه شده است و مستضعف فکری هستند، بدون اطلاع از منابع آنها و اینکه چه مطالبی موجب استبصار آنها میشود، نباید وارد مباحثه با آنها شد.
آیتالله شیخجواد مروی که دو سال است توفیق شرکت در درس خارج فقه ایشان را دارم گاهی در درس یا قبل از درس، از خاطرات مناظرات خود با اهل سنت و مستبصر شدن بزرگان آنها میگویند. نکته مهم مطالب ایشان علم به منابع و استدلالها و روش بحث با آنها است، مثلا ابتدا باید بر مبانی و منابع خود آنها فضا را آرام کرد و برخی تصورات اشتباه آنها نسبت به ما را از بین برد بعد وارد استدلال دقیقتر و عمیقتر شد که این کار هم نیاز دارد مثل ایشان عالم بود.
نه اینکه همان اول کار دوتا لعن کنیم و تمام! اگر درست و عالمانه با آنها بحث شود، برکات فراوان دارد، آیت الله مروی برخی افراد را ذکر میکردند که بعد از مناظره با ایشان و مستبصر شدنشان، شدهاند مبلغ شیعه در کشورهای مختلف و جمعیتهای میلیونی تحت تاثیر آنها شیعه شدهاند. این چنین برکتی جز از طریق علم و بصیرت به دست میآید؟! چه چیزی میتواند جای چنین برکتی را بگیرد؟!
@sharhe_hal
این ماجرای صادق بوقی به عنوان یک پیرمرد با شغل رقاصی، یک شاهد خیلی خوب دیگر است برای آنهایی که نمیدانند این موجهای رسانهای چطور هدایت میشود.
حالا نیروی انتظامی که برخورد با این پیرمرد را کرد و پیجش هم باز است ولی موجهای ساختگی بعد از این قضیه جالب بود!
یک عده سرباز دختر اسرائیلی وسط جنگ کلیپ رقص با آهنگ صادق بوقی درست کنند و منتشر کنند! از آن جالبتر یک قبلیه آفریقایی که هنوز زندگی بدوی دارند بیاییند اعلام حمایت از صادق بوقی کنند و عکس او را ببوسند و با آهنگش برقصند!
😁😉
@sharhe_hal
✍️ صلوات بر حضرت رسول و آل رسول...
شاید برای ما سوال باشد چرا اینقدر توصیه به ذکر صلوات شدهایم و اصلا معنای صلوات چیست؟!
در روایتی که شیخ طوسی آن را در کتاب مصباح المتهجد آورده است،
در متن مکتوبی از امام صادق علیه السلام صلواتی بلند بر نبی مکرم اسلام (ص) ذکر شده است.
در این متن امام صادق (ع) صلوات خود را اینچنین آغاز میکنند:
«اَللَّهُمَّ إِنَّ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَمَا وَصَفْتَهُ فِي كِتَابِكَ حَيْثُ تَقُولُ: «لَقَدْ جٰاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مٰا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ»
حضرت پس از خواندن آیه ۱۲۸ توبه در بیان فضیلت حضرت رسول، به صدق آن شهادت میدهند و با اشاره به مضامین آیه ۵۶ سوره احزاب میفرمایند: خداوندا امر نکردهای به صلوات بر رسول الا بعد از آنکه خودت و ملائکه تو بر او صلوات فرستادید.
«فَأَشْهَدُ أَنَّهُ كَذَلِكَ وَ أَنَّكَ لَمْ تَأْمُرْ بِالصَّلاَةِ عَلَيْهِ إِلاَّ بَعْدَ أَنْ صَلَّيْتَ عَلَيْهِ أَنْتَ وَ مَلاَئِكَتُكَ وَ أَنْزَلْتَ فِي مُحْكَمِ قُرْآنِكَ «إِنَّ اَللّٰهَ وَ مَلاٰئِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى اَلنَّبِيِّ يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً»
از اینجا به بعد امام به این نکته توجه میدهند که وقتی «إِنَّ اَللّٰهَ وَ مَلاٰئِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى اَلنَّبِيِّ» یعنی پیوسته و دائم خداوند و ملائکش بر نبی مکرم صلوات میفرستند دیگر نیازی به صلوات فرستادن و تزکیه احدی از مخلوقین نیست، بلکه این مخلوقین جمیعا هستند که محتاح صلوات فرستادن بر نبی مکرم اسلام هستند.
«لاَ لِحَاجَةٍ إِلَى صَلاَةِ أَحَدٍ مِنَ اَلْمَخْلُوقِينَ بَعْدَ صَلَوَاتِكَ عَلَيْهِ وَ لاَ إِلَى تَزْكِيَتِهِمْ إِيَّاهُ بَعْدَ تَزْكِيَتِكَ بَلِ اَلْخَلْقُ جَمِيعاً هُمُ اَلْمُحْتَاجُونَ إِلَى ذَلِكَ»
در این عبارات عملا اشارهای به معنای صلوات میشود، صلوات به معنای دعا و تزکیه است، در لغت نیز اصحاب لغت گفتهاند: «صَلَّى على فلانٍ إذا دَعَا لَهُ و زَكَّاهُ»
علامه طباطبایی در ذیل آیه: «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً"» میفرمایند:
كلمه" صلاة" در اصل به معناى انعطاف بوده، و صلات خدا بر پيغمبر به معناى انعطاف او به وى است، به وسيله رحمتش، البته انعطافى مطلق، چون در آيه شريفه صلات را مقيد به قيدى نكرده، و همچنين صلات ملائكه او بر آن جناب، انعطاف ايشان است بر وى، به اينكه او را تزكيه نموده و برايش استغفار كنند، و صلات مؤمنين بر او انعطاف ايشان است به وسيله درخواست رحمت براى او. (ترجمه تفسير الميزان، ج ۱۶، ص: ۵۰۸)
ذکر این تفاوت در معنای صلوات وقتی از طرف خداوند یا مخلوقین باشد در روایات نیز زیاد گفته شده است مثلا از امام صادق (ع) روایت است: «الصَّلَاةُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ رَحْمَةٌ وَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ تَزْكِيَةٌ وَ مِنَ النَّاسِ دُعَاءٌ»
یکی از مصادیق این دعا نیز ذکر شریف «اللهم صلی علی محمد و ال محمد» است که طلب صلوات خداوند بر حضرت است، اما در روایات به این ذکر شریف بسنده نشده و دعاهای مفصلی برای نبی مکرم ذکر شده است. دعاهایی که در ضمن آن حضرت تزکیه نیز میشود به معنای اینکه فضائل حضرت و مقاماتش بیان میشود و به آن مقامات و فضائل اعتراف و اذعان میشود.
به تعبیر علی بن ابراهیم قمی در تفسیر قمی: «صلوات الله عليه تزكية له و ثناء عليه، و صلاة الملائكة مدحهم له و صلاة الناس دعاؤهم له- و التصديق و الإقرار بفضله»
یکی از صلواتهایی که معصومین به ما آموختهاند نیز همین صلواتی است که شیخ طوسی در مصباح المتهجد آورده است. در ادامه فرازهای ابتدایی این صلوات امام صادق (ع) پس از تذکر بینیازی نبی مکرم اسلام به صلوات فرستادن و تزکیه احدی از مخلوقین بر ایشان، وقتی که پیوسته خداوند تبارک و تعالی و ملائکش بر ایشان صلوات میفرستند، میفرمایند: ما امر شدهایم به صلوات فرستادن چون خداوند آن را بابی قرار داده که هرکس بخواهد نزد او آید فقط از این باب پذیرفته است و این صلوات بر رسول موجب میشود اهل درگاه الهی و مقرب خداوند شویم.
«لِأَنَّكَ جَعَلْتَهُ بَابَكَ اَلَّذِي لاَ تَقْبَلُ مِمَّنْ أَتَاكَ إِلاَّ مِنْهُ وَ جَعَلْتَ اَلصَّلاَةَ عَلَيْهِ قُرْبَةً مِنْكَ»
ادامه👇
https://eitaa.com/sharhe_hal/5699