eitaa logo
شرح حال
1.7هزار دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
1.8هزار ویدیو
160 فایل
کانال شخصی حمیدرضا باقری - طلبه (درس خارج) - نویسنده. @hamidreza_bagheri کانال‌های دیگر بنده👇 https://eitaa.com/ayat_va_revayat https://eitaa.com/sharhehal_hoze
مشاهده در ایتا
دانلود
✍ نگاهی به فضائل حضرت فاطمه(س) در صحیح بخاری و مسلم... دیشب صحیح بخاری و صحیح مسلم را باز کردم و بخش مربوط به روایات فضیلت حضرت فاطمه سلام الله علیها را یک نگاه انداختم. یک شاهد خوب از روند تحریف روایات و دین برای اهل سنت در همین بحث روایات مربوط به حضرت زهرا (س) است. مثلا روایت «فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي» از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، «فاطمه پاره تن من است» که در منابع شیعه و سنی متواتر لفظی است، یعنی عین همین عبارات تکرار شده است و مضمون بعدی آن که «مَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِي وَ مَنْ آذَانِي فَقَدْ آذَى اَللَّهَ» که با الفاظ مختلف در منابع شیعه و سنی تکرار شده است و متواتر معنوی است. این جمله را پیامبر اکرم بارها در مناسبت‌ها و شکل‌های مختلف بیان کرده‌اند اما چطور در منابع اهل سنت آمده است؟! دشمنان اهل بیت و حاکمیت غاصب آن زمان که اصل جمله را نمی‌توانسته انکار کند و به گوش مردم رسیده بود، آن را در غالب یک ماجرایی نقل می‌کنند و بستر صدور آن را به شکلی تحریف می‌کنند که مخاطب از این جمله، اولا: شماتت امیرالمؤمنین (ع) را بفهمد و ثانیا: استدلال به آن برای عصمت حضرت زهرا (سلام الله علیها) و خشم حضرت از اولی و دومی بعد از حمله به بیت ایشان و... خدشه پیدا کند. به سند متصل به دو نفر از دشمنان امیرالمؤمنین و راوی‌های وابسته به حکومت غاصب خلفا، گفته‌اند روایت مربوط به زمانی است که امیرالمؤمنین وقتی حضرت زهرا (س) همسرشان بود، به خواستگاری دختر ابوجهل رفته‌اند! و خبر به گوش حضرت زهرا(سلام الله علیها) رسیده و ناراحت شده و به پیامبر اعتراض کرده‌اند و پیامبر این جمله‌ را گفته‌اند! می‌خواستم مطلبی در این موضوع کار کنم که دیدم، یک 🔗سایت امامت پژوهی مطلب خوبی در موردش کار کرده بود و به آنجا ارجاع می‌دهم. نکته جالب بعدی در پوشاندن فضائل حضرت زهرا این بود که اگرچه تعبیر «سَيِّدَةُ نِساءِ أهلِ الجنةِ» به عنوان فضیلت حضرت زهرا (سلام الله علیها) در منابعشان متواتر آمده بود اما باز بستر صدور آن را طوری آورده‌اند که خدشه پیدا می‌کند، آن را در ماجرایی آورده بودند که پیامبر(ص) جمله‌ای در گوش حضرت زهرا(س) فرمودند و حضرت گریه کردند و بعد خندیدند، بقیه پرسیدند: نبی مکرم چه گفت به شما؟ و ایشان گفت: گریه‌ام به خاطر این بود که ایشان گفت به زودی از دنیا خواهم رفت و اولین کسی که به من ملحق می‌شود تو هستی و خنده‌ام به خاطر این بود که فرمودند: «سَيِّدَةُ نِساءِ أهلِ الجنةِ» هستی! یعنی راوی این فضیلت می‌شود خود حضرت! اما از این جهت که فضائل حضرت زهرا انکار کردنی نیست و مثلا روایت: «ابنتي فاطمة سيدة نساء العالمين» از قول نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) در روایاتشان موجود است، برای پوشاندن آن، دست به جعلی جدید اما این‌بار نه تحریف در فضای صدور بلکه تحریف در جعل روایاتی در عرض آن روایات برای دیگران، زده‌اند و روایات مشابه و نقل فضیلت مشابه برای برخی زنان پیامبر! آورده‌اند. فلذا برای مباحثه اعتقادی با اهل سنت که از طریق اینچنین تحریف‌هایی دین اسلام بر آنها عرضه شده است و مستضعف فکری هستند، بدون اطلاع از منابع آنها و اینکه چه مطالبی موجب استبصار آنها می‌شود، نباید وارد مباحثه با آنها شد. آیت‌الله شیخ‌جواد مروی که دو سال است توفیق شرکت در درس خارج فقه ایشان را دارم گاهی در درس یا قبل از درس، از خاطرات مناظرات خود با اهل سنت و مستبصر شدن بزرگان آنها می‌گویند. نکته مهم مطالب ایشان علم به منابع و استدلال‌ها و روش بحث با آنها است، مثلا ابتدا باید بر مبانی و منابع خود آنها فضا را آرام کرد و برخی تصورات اشتباه آنها نسبت به ما را از بین برد بعد وارد استدلال دقیق‌تر و عمیق‌تر شد که این کار هم نیاز دارد مثل ایشان عالم بود. نه اینکه همان اول کار دوتا لعن کنیم و تمام! اگر درست و عالمانه با آنها بحث شود، برکات فراوان دارد، آیت الله مروی برخی افراد را ذکر می‌کردند که بعد از مناظره با ایشان و مستبصر شدنشان، شده‌اند مبلغ شیعه در کشورهای مختلف و جمعیت‌های میلیونی تحت تاثیر آنها شیعه شده‌اند. این چنین برکتی جز از طریق علم و بصیرت به دست می‌آید؟! چه چیزی می‌تواند جای چنین برکتی را بگیرد؟! @sharhe_hal
این ماجرای صادق بوقی به عنوان یک پیرمرد با شغل رقاصی، یک شاهد خیلی خوب دیگر است برای آنهایی که نمی‌دانند این موج‌های رسانه‌ای چطور هدایت می‌شود. حالا نیروی انتظامی که برخورد با این پیرمرد را کرد و پیجش هم باز است ولی موج‌های ساختگی بعد از این قضیه جالب بود! یک عده سرباز دختر اسرائیلی وسط جنگ کلیپ رقص با آهنگ صادق بوقی درست کنند و منتشر کنند! از آن جالب‌تر یک قبلیه آفریقایی که هنوز زندگی بدوی دارند بیاییند اعلام حمایت از صادق بوقی کنند و عکس او را ببوسند و با آهنگش برقصند! 😁😉 @sharhe_hal
✍️ صلوات بر حضرت رسول و آل رسول... شاید برای ما سوال باشد چرا اینقدر توصیه به ذکر صلوات شده‌ایم و اصلا معنای صلوات چیست؟! در روایتی که شیخ طوسی آن را در کتاب مصباح المتهجد آورده است، در متن مکتوبی از امام صادق علیه السلام صلواتی بلند بر نبی مکرم اسلام (ص) ذکر شده است. در این متن امام صادق (ع) صلوات خود را اینچنین آغاز می‌کنند: «اَللَّهُمَّ إِنَّ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَمَا وَصَفْتَهُ فِي كِتَابِكَ حَيْثُ تَقُولُ: «لَقَدْ جٰاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مٰا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ» حضرت پس از خواندن آیه ۱۲۸ توبه در بیان فضیلت حضرت رسول، به صدق آن شهادت می‌دهند و با اشاره به مضامین آیه ۵۶ سوره احزاب می‌فرمایند: خداوندا امر نکرده‌ای به صلوات بر رسول الا بعد از آنکه خودت و ملائکه تو بر او صلوات فرستادید. «فَأَشْهَدُ أَنَّهُ كَذَلِكَ وَ أَنَّكَ لَمْ تَأْمُرْ بِالصَّلاَةِ عَلَيْهِ إِلاَّ بَعْدَ أَنْ صَلَّيْتَ عَلَيْهِ أَنْتَ وَ مَلاَئِكَتُكَ وَ أَنْزَلْتَ فِي مُحْكَمِ قُرْآنِكَ «إِنَّ اَللّٰهَ وَ مَلاٰئِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى اَلنَّبِيِّ يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً» از اینجا به بعد امام به این نکته توجه می‌دهند که وقتی «إِنَّ اَللّٰهَ وَ مَلاٰئِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى اَلنَّبِيِّ» یعنی پیوسته و دائم خداوند و ملائکش بر نبی مکرم صلوات می‌فرستند دیگر نیازی به صلوات فرستادن و تزکیه احدی از مخلوقین نیست، بلکه این مخلوقین جمیعا هستند که محتاح صلوات فرستادن بر نبی مکرم اسلام هستند. «لاَ لِحَاجَةٍ إِلَى صَلاَةِ أَحَدٍ مِنَ اَلْمَخْلُوقِينَ بَعْدَ صَلَوَاتِكَ عَلَيْهِ وَ لاَ إِلَى تَزْكِيَتِهِمْ إِيَّاهُ بَعْدَ تَزْكِيَتِكَ بَلِ اَلْخَلْقُ جَمِيعاً هُمُ اَلْمُحْتَاجُونَ إِلَى ذَلِكَ» در این عبارات عملا اشاره‌ای به معنای صلوات می‌شود، صلوات به معنای دعا و تزکیه است، در لغت نیز اصحاب لغت گفته‌اند: «صَلَّى‏ على فلانٍ إذا دَعَا لَهُ و زَكَّاهُ» علامه طباطبایی در ذیل آیه: «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً"» می‌فرمایند: كلمه" صلاة" در اصل به معناى انعطاف بوده، و صلات خدا بر پيغمبر به معناى انعطاف او به وى است، به وسيله رحمتش، البته انعطافى مطلق، چون در آيه شريفه‏ صلات را مقيد به قيدى نكرده، و همچنين صلات ملائكه او بر آن جناب، انعطاف ايشان است بر وى، به اينكه او را تزكيه نموده و برايش استغفار كنند، و صلات مؤمنين بر او انعطاف ايشان است به وسيله درخواست رحمت براى او. (ترجمه تفسير الميزان، ج‏ ۱۶، ص: ۵۰۸) ذکر این تفاوت در معنای صلوات وقتی از طرف خداوند یا مخلوقین باشد در روایات نیز زیاد گفته شده است مثلا از امام صادق (ع) روایت است: «الصَّلَاةُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ رَحْمَةٌ وَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ تَزْكِيَةٌ وَ مِنَ النَّاسِ دُعَاءٌ» یکی از مصادیق این دعا نیز ذکر شریف «اللهم صلی علی محمد و ال محمد» است که طلب صلوات خداوند بر حضرت است، اما در روایات به این ذکر شریف بسنده نشده و دعاهای مفصلی برای نبی مکرم ذکر شده است. دعاهایی که در ضمن آن حضرت تزکیه نیز می‌شود به معنای اینکه فضائل حضرت و مقاماتش بیان می‌شود و به آن مقامات و فضائل اعتراف و اذعان می‌شود. به تعبیر علی بن ابراهیم قمی در تفسیر قمی: «صلوات الله عليه تزكية له و ثناء عليه، و صلاة الملائكة مدحهم له و صلاة الناس دعاؤهم له- و التصديق و الإقرار بفضله» یکی از صلوات‌هایی که معصومین به ما آموخته‌اند نیز همین صلواتی است که شیخ طوسی در مصباح المتهجد آورده است. در ادامه فرازهای ابتدایی این صلوات امام صادق (ع) پس از تذکر بی‌نیازی نبی مکرم اسلام به صلوات فرستادن و تزکیه احدی از مخلوقین بر ایشان، وقتی که پیوسته خداوند تبارک و تعالی و ملائکش بر ایشان صلوات می‌فرستند، می‌فرمایند: ما امر شده‌ایم به صلوات فرستادن چون خداوند آن را بابی قرار داده که هرکس بخواهد نزد او آید فقط از این باب پذیرفته است و این صلوات بر رسول موجب می‌شود اهل درگاه الهی و مقرب خداوند شویم. «لِأَنَّكَ جَعَلْتَهُ بَابَكَ اَلَّذِي لاَ تَقْبَلُ مِمَّنْ أَتَاكَ إِلاَّ مِنْهُ وَ جَعَلْتَ اَلصَّلاَةَ عَلَيْهِ قُرْبَةً مِنْكَ» ادامه👇 https://eitaa.com/sharhe_hal/5699
چون این اظهار دعا و اعتراف به فضائل نبی مکرم اسلام وسیله‌ای است برای رفتن به سوی خداوند و درجه‌ای نزد او است. «وَ وَسِيلَةً إِلَيْكَ وَ زُلْفَةً عِنْدَكَ» خداوند مؤمنین را به آن راهنمایی و به آن امر کرده است، برای اینکه نشان و علامت نبی مکرم(ص) نزد او زیاد شود و یک کار بسیار با ارزش نزد خداوند حساب شود. «وَ دَلَلْتَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ وَ أَمَرْتَهُمْ بِالصَّلاَةِ عَلَيْهِ لِيَزْدَادُوا أُثْرَةً لَدَيْكَ وَ كَرَامَةً عَلَيْكَ» و خداوند مأمور کرده است بر صلوات فرستانندگان از ملائکه‌اش که بر او صلوات فرستند و صلواتشان و تسلیم بودنشان را بر او ابلاغ کنند. «وَ وَكَّلْتَ بِالْمُصَلِّينَ عَلَيْهِ مَلاَئِكَتَكَ يُصَلُّونَ عَلَيْهِ وَ يُبَلِّغُونَهُ صَلاَتَهُمْ وَ تَسْلِيمَهُمْ» نتیجه این صلوات بر نبی مکرم اسلام در روایات این چنین گفته شده است: «فَمَا ثَوَابُ مَنْ صَلَّى عَلَى النَّبِيِّ وَ آلِهِ بِهَذِهِ الصَّلَاةِ؟! قَالَ الْخُرُوجُ مِنَ الذُّنُوبِ وَ اللَّهِ كَهَيْئَتِهِ يَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ.» پاک شدن از گناهان مثل روزی که متولد شده‌ایم. برخی علما توصیه می‌کنند اگر احساس می‌کنید از نظر گذشته خود گذشته خوبی ندارید چه از نظر عوامل اکتسابی و چه غیر اکتسابی، مثلا نسل گذشته شما در دین‌داری و رعایت احکام ضعیف بوده‌اند یا مال حرام خورده‌اید و حالا توبه و سعی در جبران کرده‌اید و می‌خواهید اثر آن گذشته در آینده شما از بین رود، زیاد صلوات بفرستید. از امام رضا (علیه السلام) روایت است: «مَنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلَى مَا يُكَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ فَلْيُكْثِرْ مِنَ‏ الصَّلَاةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ فَإِنَّهَا تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْماً وَ قَالَ‏ الصَّلَاةُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ تَعْدِلُ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ التَّسْبِيحَ وَ التَّهْلِيلَ وَ التَّكْبِيرَ.» هرکس نمی‌تواند پاک کند آنچه از دنباله خود در گذشته دارد پس زیاد صلوات بر محمد و آل او بفرستد چرا که این صلوات پاک می‌کند آن گذشته را پاک کردنی کامل. صلوات بر محمد و آل او نزد خداوند عز و جل هم تسبیح است هم لااله الله هم تکبیر. @sharhe_hal
در توییت اول یک اتهام به یک شخص زده و چند ده هزار نفر بازدید خورده و حتی رسانه‌های خارجی هم بر اساس آن همان حرف‌ را تکرار کرده‌اند! در ادامه در توییت دوم از زیر بار اتهام بیرون رفته ولی کس خاصی بازدید نکرده! بعد این جماعت علم عدالت‌خواهی هم دارند! @sharhe_hal
✍ خدایش را بزرگ کن... کسی پرسید: آیا درست است که امام رضا(علیه السلام) هرکس هر دعایی می‌کند می‌شوند؟ به او گفتند: بله. جواب داد: «پس خداست دیگر!» خیلی‌ها اینگونه هستند، چون خدایشان کوچک است تا یک مراتب بالایی از علم و قدرت و معرفت از کسی بشوند جای خدایشان تنگ می‌شود. «ابن قيم» شاگرد ابن تيميّه بزرگ وهابیت مى‌نويسد: «إنّ اللّه يجلس على العرش، ويجلس بجنبه سيّدنا محمد (ص) وهذا هو المقام المحمود» از خدا یک تصور با وجود محدود دارند، خدایی که دارای ابعاد است، این خدای محدود قدرتش هم محدود می‌شود، به تعبیر یهودی‌ها دستانش بسته است. «وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ» این خدای محدود نبی و وصی نبی او هم کوچک هستند و خطا می‌کنند و اطاعت از آنها هم در همه چیز لازم نیست. چرا یهود سر به طاعت خدا نمی‌گذاشت و مقابل خدا گردن کشی می‌کرد و می‌کند؟! چون خدایش محدود است و می‌صرفد وارد یک کارزار با او شد! اما قرآن می‌گوید: «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى‏ ثَلاثَةٍ إِلاَّ هُوَ رابِعُهُمْ‏ وَ لا خَمْسَةٍ إِلاَّ هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا أَدْنى‏ مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْثَرَ إِلاَّ هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ ما كانُوا ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِما عَمِلُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ» (المجادله:۷) آيا ندانسته‏‌اى كه خدا آنچه را كه در آسمان‌ها و آنچه را كه در زمين است مى‏‌داند؟ هيچ گفتگوى محرمانه‏‌اى ميان سه تن نيست، مگر اينكه او چهارمين آنهاست، و نه ميان پنج تن مگر اينكه او ششمين آنهاست، و نه كمتر از اين [عدد] و نه بيشتر، مگر اينكه هر كجا باشند او با آنهاست. آن گاه روز قيامت آنان را به آنچه كرده‏‌اند آگاه خواهد گردانيد، زيرا خدا به هر چيزى داناست. برخی در این آیه شریفه دقت نمی‌کنند و فکر می‌کنند خداوند می‌گوید: «ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى‏ ثَلاثَةٍ إِلاَّ هُوَ» یطلع علیه. یعنی هر سه نفری که صحبت می‌کنند، خداوند از آن مطلع است و بیشتر و کم‌تر هم باشند فرقی نمی‌کند؛ اما خداوند می‌گوید: «ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى‏ ثَلاثَةٍ إِلاَّ هُوَ رابِعُهُمْ‏ وَ لا خَمْسَةٍ إِلاَّ هُوَ سادِسُهُمْ وَ لا أَدْنى‏ مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْثَرَ إِلاَّ هُوَ مَعَهُمْ» خداوند هم با این سه نفر است، هم با آن پنج نفر است، هم با کم‌تر از آن‌ها هم بیشتر. خداوند از کار ما و شما و آنها صرفا مطلع نیست بلکه خداوند با ما و آنها است. «هُوَ مَعَهُمْ» این تصور از وجود بی حد و مطلق خداوند کجا؟ و آن تصور که خداوند را یک موجود محدود و دارای مکان می‌داند، کجا؟! برخی از اهل سنت در تفسیر «وَسِعَ كُرْسِيُّهُ‏ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ» می‌گویند: «الْكُرْسِيُّ‌: مَوْضِعُ الْقَدَمَيْنِ‌» یعنی کرسی جای پاهای خداوند است! معلوم است وقتی برای کسانی که خدایشان کوچک است، از فضائل امیرالمؤمنین(علیه السلام) و فاطمه زهرا(سلام الله علیها) و دیگر اولیاء خداوند می‌گویی، این آدم‌ها سریع شما را متهم به شرک کنند، با آنها نباید بحث از ولایت کرد، باید توحیدشان را درست کرد! 📌با شرح حال همراه شوید. @sharhe_hal
✍️ دستگیری شهید... در صف نان بربری بودم، صف مشخص نبود، نفر بعد از من که آمد پرسید: آخرین نفر کی هست؟ گفتم: فقط معلومه من آخرین نفر هستم؛ ولی نان هم زیاده الحمد لله به همه میرسه. سریع یکی جواب داد: بله نان زیاده ولی بنزین کمه، باید چهارساعت توی صف بایستیم! آنی که بعد از من تازه آمده بود، گفت: الحمد لله همه چیز زیاده و غصه نبودش رو نمی‌خوریم، من یه شاگرد افغانی دارم میگه انصافا مردم ایران خیلی ناشکر هستند، ماها حاضریم هزاران سختی بکشیم ولی توی ایران زندگی کنیم و مجبور نشویم برگردیم مملکت خودمان. مطمئن هستم خیلی‌هاتان که این جواب رو می‌خوانید، ناراحت می‌شین از این جوابش و کلی جواب به این آدم شکور می‌دین! که این چه حرفیه.... کسانی که مثل این آدم باشند و از این حرف‌ها بزنند خیلی کم هستند. جای تعجب زیادی داشت که بالاخره یک آدم شاکر پیدا شد. شاکرها همیشه خیلی کم هستند، این آمار را خداوند می‌دهد: «وَ قَليلٌ‏ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ» (السبأ:۱۳) باید کلی بگردی تا یک آدم شاکر پیدا کنی و معمولاً هم متهم به ساده اندیشی می‌شوند، چون نعمتی که هست رو می‌بینند و نق آنچه نیست رو نمی‌زنند. روان‌شناس‌ها هم می‌گویند: توجه کردن به آن چیزهایی که نیست و نق زدن برای آنها برای ذهن راحت‌تر هست تا توجه کردن به چیزهایی که هست و استفاده از آنها! یعنی عملاً آدم‌های مثبت اندیش و شاکر ضریب هوشی بالاتری دارند تا معمول آدم‌ها که منفی‌نگر و کفران کننده هستند. همه نانشان را خریدند و من ماندم و نانوا و رفیق شاکرمان؛ به من که رسید نانوا گفت: ما به آخوندا نون نمی‌دیم، اینجا که دیگه زورمون میرسه! اولش یه خرده جا خوردم، ولی سریع منم خندیم و گفتم: خب حالا که ما آخوندا اینجا زورمون نمیرسه، اینجا رو کوتاه میایم و می‌گیم همونی که شما می‌گی درسته! نانوا خندش گرفت و آمد باهام دست داد و گفت بفرما حاج‌آقا، چندتا نون می‌خواهی؟ رفیق شاکرم هم گفت: نه بابا آخوندها کارشون درسته! و از آخوندها تعریف کرد. پیدا کردن این یکی دیگه از پیدا کردن شکور هم سخت‌تره «و أقل من العباد یمدح الآخوند!»😂 بعد آرام ماجرای زندگیش را برایم، گفت: حاج‌آقا نبین من الان اینجوری هستم، من شغلم درست کردن مشروب بوده، هر کاری که فکر کنی من کردم، یه زمان می‌رفتم تهران آلبوم خانم‌ها رو می‌گذاشتن جلوی من و انتخاب می‌کردم و برام می‌آوردن ولی الان عوض شدم، توبه کردم. خیلی جالب شد. پرسیدم: چی شد توبه کردی؟ گفت: یه شهید دستم رو گرفت. دیگه جالب‌تر شد! پرسیدم: چطوری؟! گفت: من الان زن دارم، زنم هم سیده، زندگیم هم خیلی خوبه، هر کثافتی که شما فکر کنی من تا تهش رو رفتم ولی وقتی وسط همون کثافت‌ها بودم، هی چند شب خواب دیدم یکی میاد توی خوابم میگه بس‌ نیست؟! کی می‌خواهی آدم شی و دست از این کارهات برداری و خلاصه نصیحتم می‌کنه ولی نمی‌دونستم این آدم کیه؟ به من چکار داره؟! تا یک دفعه یک جا عکس همون آدم رو دیدم. خیلی تعجب کردم، رفتم جلو دیدم این همونه که میاد به خوابم. حاج آقا من نه این آدم رو قبلا دیده بودم، نه می‌شناختم! ولی همین کسی که عکسش رو دیدم می‌آمد به خوابم. دیدم زیر عکس نوشته شهید محمدرضا تورجی زاده. دیگه باورم شد حتما یک چیزی هست و پیگیر شدم و دیدم این شهید کتاب خاطرات داره، سی‌دی مداحیش هم هست و در موردش مطالعه کردم و سی‌دیش رو هم خریدم گوش می‌کنم. همون موقع که توبه کردم، با ارمنی‌ها قرارداد داشتم تا نزدیک ۱۴۰ میلیون تومان بهشون مشروب بدهم، اون موقع که می‌گم هنوز کسی نمی‌دونست میلیون یعنی چی؟! ولی من قید همه این پول‌ها رو زدم و شماره حساب ازشون گرفتم و همه رو ریختم به حسابشون، هرچی هم مشروب داشتم ریختم توی چاه فاضلاب رفت. بعدا یک موقع خواب دیدم داشتم غرق می‌شدم حضرت زهرا دستم رو گرفت، کشید بالا. الحمد لله الان هم همه چیز رو گذاشتم کنار و زندگیم کاملا عوض شده. 📌با شرح حال همراه شوید. @sharhe_hal
شرح حال
✍️ دستگیری شهید... در صف نان بربری بودم، صف مشخص نبود، نفر بعد از من که آمد پرسید: آخرین نفر کی هست؟
اینم بگم من خودم هم شهید تورجی زاده رو نمی‌شناختم و بعد از این ماجرا آمدم خانه، سرچ کردم و در موردشون خوندم و فهمیدم چقدر ماجراها دارد این شهید بزرگوار.