4.03M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پشت میدون مین گیر کرده بودیم.
فرصت خنثی کردن مین نبود.
اومد سمتم گفت میخوام برم جلو.
حرفش این بود که من برم روی مین تا معبر باز بشه.
جوابی نداشتم. ماتم برده بود.
آخه فقط ۱۷ سالش بود.
سرم رو انداخته بودم پایین.
اسلحه شو داد به یکی از بچهها
پیشونیمو بوسید و دوید سمت میدون مین
با فریاد الله اکبر
#_شوادون_خاطرات
#شهید_غلامحسین_عیدیان
@shavadon
https://eitaa.com/joinchat/2732851499Cab6458eedb