eitaa logo
شاید برای شما هم اتفاق بیفتد
37.1هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
1.5هزار ویدیو
1 فایل
اتفاقات عبرت آموز زندگیتون رو بگین به اشتراک بزاریم👇🏻☺️ هر گونه کپی و ایده برداری از کانال وبنرها و ریپ ها حرام و پیگرد قانونی دارد .... تبلیغات 👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/1587085673C0abe731c1e مدیر @setareh_ostadi
مشاهده در ایتا
دانلود
مرده‌ای که بوی گلاب می‌داد : یکی از کارکنان غسال خانه بهشت زهرای تهران تعریف می کرد: یک بار پیرمردی را آوردند که اصلا به مرده شبیه نبود، چهره روشن و بسیار تمیز و معطری داشت. وقتی پتو را کنار زدم بوی گلاب می داد. آنقدر تمیز و معطر بود که من از مسئول غسالخانه تقاضا کردم خودم شخصا این پیرمرد را بشورم و غسل بدهم، همه بوی گلاب را موقع شستشو و وقتی که آب روی تن این پیرمرد می ریختم حس می کردند. وقتی که کار غسل و کفن تمام شد بی اختیار در نماز و تشییع این پیرمرد شرکت کردم، بیرون برای تشییع و خاکسپاری اش صحرای محشری به پا بود. از بین ناله های فرزندانش شنیدم که گویا این پیرمرد هر روزش را با قرائت زیارت عاشورا شروع می کرد. از بستگانش دقیق تر پرسیدم، گویی این پیرمرد به این موضوع شهره بود، آدمی که هر روزش با زیارت عاشورا شروع می شد🌷... ‎‎‌‌‎‎@shayad_etefagh ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈ ‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌
آتشی نمى سوزاند "ابراهیم" را و دریایى غرق نمی کند "موسى" را کودکی، مادرش او را به دست موجهاى "نیل" می سپارد تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد مکر زلیخا زندانیش می کند اما عاقبت بر تخت ملک می نشیند از این "قِصَص" قرآنى هنوز هم نیاموختی ؟! که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند و خدا نخواهد نمی توانند او که یگانه تکیه گاه من و توست پس به تدبیرش اعتماد کن به حکمتش دل بسپار و به او توکل کن ... ‎‎‌‌‎‎@shayad_etefagh ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
هدایت شده از ملودی🎵 موزیک
خانما بدوئید که مو به مو فوت و فن تُـــــــــرشی انداختن با ریزه کاریاش گذاشتم😁 راهکار🥒🥦🌶🍆🥗👇 تُرشی😋 فن ترکیب بوشهری😍 راهکار نزدنِ ترشیِ شور😱 قلقِ یکروزه انداختنِ 😍 https://eitaa.com/joinchat/3142254622C6906995a64
من شیرین هستم،،،متولد ۱۳۵۴ تهران….. از صدای بلند ‌و عصبانی بابا ترسیدم و از پشت در بلند شدم و در رو باز کردم…بابا بدون اینکه حرفی بزنه با مشت و لگد حسابی کتکم زد و بعدش گفت:حالا دیگه سوار موتور غریبه میشی؟؟؟آبرو برای ما نزاشتی دختر،….باید دوستم بیاد بگه که دخترت رو فلانی بلند کرده…؟؟؟مگه نگفته بودم پاتو از خونه بیرون نزار…؟؟؟توی فلان پارک با اون پسره چه غلطی میکردی؟؟؟ترک موتور اون پسره ی لات و بی سرو پا چیکار میکردی،؟؟؟بابا مدام حرفشو تکرار میکرد و من هم با گریه میگفتم دروغه،،،من اونجا نبودم….باور کن اشتباهی دیدند…اون روز دیگه نتونستم بابا رو بپیچونم برای همین ساکت شدم و فقط گریه کردم…در نهایت بعداز کلی دعوا و کتک زدن بابا گفت:این تو بمیری از اون تو بمیریها نیست…پاتو میشکونی و میمونی خونه تا تکلیفتو روشن کنم،…وقتی حرف بابا تموم شد ،برگشتم اتاقم و بابا در رو محکم بست و با کلید قفلش کرد…با اینکه ترسیده بودم اما به امید اینکه اعظم یه کاری برام بکنه یا بابا دلش برام بسوزه رفتم دراز کشیدم…. ادامه در پارت بعدی 👇 ‎‎‌‌‎‎@shayad_etefagh ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
هدایت شده از ملودی🎵 موزیک
👆🏻👆🏻 بهترین فرصت سرمایه گذاری👆🏻👆🏻 هیچ جا اینجوری بهت نمیدناااا 😏 بانک ۱۸ درصد ۱۲ ماهه 😐 اینجا ۲۰۰ درصد ۷ ماهه 😱
. 📚 💎روزی روزگاری، بازرگان موفقی از مسافرت بازگشت و متوجه شد خانه و مغازه اش در غیاب او آتش گرفته و کالاهای گرانبهایش همه سوخته و خاکستر شده اند و خسارت هنگفتی به او وارد آمده است. فکر می کنید آن مرد چه کرد؟ خدا را مقصر شمرد و ملامت کرد؟ و یا اشک ریخت؟ نه... او با لبخندی بر لبان و نوری بر دیدگان سر به سوی آسمان بلند کرد و گفت : خدایا می خواهی که اکنون چه کنم؟ مرد تاجر پس از نابودی کسب پر رونق خود، تابلویی بر ویرانه های خانه و مغازه اش آویخت که روی آن نوشته بود: مغازه ام سوخت، اما ایمانم نسوخته است. فردا باز هم شروع به کار خواهم کرد. ‎‎‌‌‎‎@shayad_etefagh ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈ ‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎
💉ﺗﺎﺣﺎﻻ ﺩﻧﺪﻭﻧﭙﺰﺷﮑﯽ ﺭﻓﺘﯿﻦ؟؟؟ ﺍﻭﻝ ﺩﮐﺘﺮ ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﺳﻮﺯﻥ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﺗﻮ لثه‌توﻥ،ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻥ ﻣﺘﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﺩﺳﺘﺶ ... ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺘﺎ ﺍﺯ ﺷﺪﺕ ﺩﺭﺩ ﺩﺳﺘﻪﻫﺎﯼ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﺭﻭ ﻣﺤﮑﻢ ﻓﺸﺎﺭ ﻣﯿﺪﯾﻢ ﻭ ﺍﺷﮏ ﺗﻮ ﭼﺸﻤﺎﻣﻮﻥ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﺸﻪ ... ﭼﺮﺍ ﺩﺍﺩ ﻭ ﻫﻮﺍﺭ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿد ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺩﺭﺩ ﺭﻭ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﺮﺩﯾﺪ،ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺳﻮﺯﻥ ﻭ ﺁﻣﭙﻮﻝ ﻭ ﻣﺘﻪ ﻭ ﺍﻧﺒﺮ ﻭ ... ﭼﺮﺍ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿد 🙏ﺗﺎﺯﻩ ﮐﻠﯽ ﻫﻢ ﺍﺯﺵ ﺗﺸﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﻭ ﻣﯿﺨﻮﺍﯾﻢ ﺑﯿﺎﯾﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ: ﺁﻗﺎﯼ ﺩﮐﺘﺮ ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﻭﻗﺖ ﺑﻌﺪﯼ ﮐﯽ ﻫﺴﺘﺶ؟! ﺑﻪ ﺩﮐﺘﺮ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻧﻤﯽﮐﻨﯿﻢ ﭼﻮﻥ میدﻭﻧﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺩ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺩﺍﺭﻩ و ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﻣﯿﺸﻪ، ﻣﯿﺪﻭﻧﯿﻢ ﯾﻪ ﺣﮑﻤﺘﯽ ﺩﺍﺭﻩ.. وﻗﺘﯽ خدا ﺩﺭﺩ ﻭ ﺭﻧﺠﯽ ﺭﻭ ﺗﻮ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﺎ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ،ﺍﺯﺵ ﺗﺸﮑﺮﮐﻨﯿﻢ، ﺑﮕﯿﻢ ﻧﻮﺑﺖ ﺑﻌﺪﯼ ﮐﯽ ﻫﺴﺘﺶ؟ چقدر به خدا اعتماد داریم؟ ‌ ‎‎‌‌‎‎@shayad_etefagh ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈ ‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎
من شیرین هستم،،،متولد ۱۳۵۴ تهران….. چهار ساعت گذشت ولی خبری نشد…..گرسنه و تشنه شده بودم و از طرفی هم نیاز به سرویس داشتم…رفتم پشت در و خوب گوش کردم اما صدایی نمیومد….به در چند ضربه زدم باز هم کسی نیومد…..چند تا ضربه محکمتر کوبیدم ولی انگار واقعا کسی نبود ،در همین حال خوابم برد ، توی خواب مامان رو دیدم که با چادر سفید منو نگاه میکنه…..با خوشحالی خواستم برم سمتش که یه حیوانی که شبیه خرس یا خوک بود مانعم شد….شروع کردم به فریاد کشیدن که از صدای خودم از خواب بیدار شدم….بلند شدم و رفتم پشت در…گوش ایستادم و فهمیدم بابا و اعظم برگشتند….همون لحظه یهو در باز شد و اعظم اومد داخل و نگاه سرزنش باری بهم کرد وگفت:چیزی نمیخواهی؟زود بلند شدم و از اتاق رفتم بیرون و گفتم:باید برم دستشویی…اعظم پشت سرم اومد و گفت:ولی بابات اجازه نداده….در آن صدای بابا اومد که گفت:بزار بره خبر مرگش…تا بابا اینو گفت دویدم بسمت حیاط،بابا با نفرت نگاهم کرد ……. ادامه در پارت بعدی 👇 ‎‎‌‌‎‎@shayad_etefagh ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
. 🍂🍃راضيم به رضای خدا🍃 💎 کشاورزی بود که تنها یک اسب برای کشیدن گاوآهن داشت. روزی اسبش فرار کرد. همسایه ها به او گفتند:چه بد اقبالی! او پاسخ داد:راضيم به رضای خدا 🔵روز بعد اسبش با دو اسب دیگر برگشت. همسایه ها گفتند:چه خوش شانسی! او گفت:راضيم به رضای خدا 🔴پسرش وقتی در حال تربیت اسبها بود افتاد و پایش شکست. همسایه ها گفتند:چه اتفاق ناگواری! او پاسخ داد:راضيم به رضای خدا 🔵فردای آن روز افراد دولتی برای سربازگیری به روستای آنها آمدند تا مردان را به جنگ ببرند اما پسر او را نبردند. همسایه ها گفتند:چه خوش شانسی! او گفت:راضيم به رضای خدا ✍🏻 و این داستان ادامه دارد... همانطور که زندگی ادامه دارد... وخدا هيچگاه بنده اش را نمی آزارد... كه او عاشق ترين معشوق است ازصميم قلب ميگويم: ✨راضيم به رضای خدا✨ ‎‎‌‌‎‎@shayad_etefagh ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
. ✍مردی ثروتمند وجود داشت که همیشه پر از اضطراب و دلواپسی بود. با اینکه از همه ثروتهای دنیا بهره مند بود، هیچ گاه شاد نبود. او خدمتکاری داشت که ایمان در درونش موج می زد. روزی خدمتکار وقتی دید مرد تا حد مرگ نگران است به او گفت: ارباب! آیا حقیقت دارد که خداوند پیش از به دنیا آمدن شما جهان را اداره می کرد؟ او پاسخ داد: بله خدمتکار پرسید: آیا درست است که خداوند پس از آنکه شما دنیا را ترک کردید آن را همچنان اداره خواهد کرد؟ ارباب دوباره پاسخ داد: بله خدمتکار گفت: پس چطور است به خدا اجازه بدهید وقتی شما در این دنیا هستید او آن را اداره کند؟ به او اعتماد کن ، وقتی تردیدهای تیره به تو هجوم می آورند به او اعتماد کن ، وقتی که نیرویت کم است به او اعتماد کن ، زیرا وقتی به سادگی به او اعتماد کنی: اعتمادت قوی ترین چیزها خواهد بود. ‎‎‌‌‎‎@shayad_etefagh ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈
من سیّد جلالیان هستم فروشنده محصولات کادویی و فانتزی😍 تو کانالمون یه عالمه محصول خاص داریم مثل:👇 🔹انواع نظم‌دهنده کشو و کمد👈 ۱۹ هزارتومن! 🔹ساعت های مچی👈۵۹ هزارتومن! 🔹زیر انداز کیف دار 👈 89 هزارتومن! 🔹ماساژور پروانه ای👈 149هزارتومن! 🔹لوازم تحریر فانتزی👈زیر۲۰ تومن😱 🔹ساعت هوشمندو ایرپاد👈زیر قیمت تمام ایران! 🔹انواع پتوهای مسافرتی👈زیر قیمت تمام ایران😱 جهیزیه تو با کمترین هزینه کامل کن💚 ارسال به سراسر ایران عزیز🇮🇷🔴لینک کانال👇 https://eitaa.com/joinchat/2892234946Cf0b68c5d8c
. 📚 هیزم شکن پیری از سختی روزگار و کهولت ، پشتش خمیده شده بود. مشغول جمع کردن هیزم از جنگل بود. آن قدر خسته و ناامید شده بود که دسته هیزم را به زمین گذاشت و فریاد زد: دیگر تحمل این زندگی را ندارم،کاش همین الان مرگ به سراغم می آمد و مرا با خود می برد. همین که این حرف از دهانش خارج شد، مرگ به صورت یک اسکلت وحشتناک ظاهر شد و به او گفت: چه می خواهی ای انسان فانی؟ شنیدم مرا صدا کردی. هیزم شکن پیر با صدایی لرزان جواب داد: ببخشیدقربان، ممکن است کمک کنید تا من این دسته هیزم را روی پشتم بگذارم. گاهی ما از اینکه آرزوهایمان برآورده شوند، سخت پشیمان خواهیم شد پس مواظب باشیم که چه آرزویی می کنیم چون ممکن است بر آورده شود و آن وقت…… “تفکر خود را تغییر دهید تا زندگی شما تغییر کند" ‎‎‌‌‎‎@shayad_etefagh ┈┈•✾🌿🌺🌿✾•┈┈ ‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌