- بایدازسینهیمَنیادتورابیرونکرد؛
کهروانیستچنینسختگرفتنبهاسیر!..
تَرکِرویلبازخندهپشیمانمکرد؛
لبگزیدم،بهدلمگفتمازاویادبگیر!(:
- فراموشی بگیرم هم؛فراموشت نخواهم کرد...
که از ذهنم اگر رفتی؛ز دل هرگز نخواهی رفت!((:
- شآیَد!..
- فراموشی بگیرم هم؛فراموشت نخواهم کرد... که از ذهنم اگر رفتی؛ز دل هرگز نخواهی رفت!((:
این شعر رو که خودندن یاد یه شعر از فاضل افتادم که میگفت :
کی به انداختن سنگ پیاپی در آب؛
ماه را می شود از حافظه ی آب گرفت؟!((:
- بیا به مصرع بعدی که شرح حال من است:
خیال من شده اویی که بیخیال من است!(:
خجالتم که بگویم به عقلِ دوراندیش؛
کسی که باور من بوده احتمال من است. . .