_تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا... در گلو شکست(:
قیصر امینپور
- شآیَد!..
_تا آمدم که با تو خداحافظی کنم بغضم امان نداد و خدا... در گلو شکست(: قیصر امینپور
چون خواستم بگویم که دلم با تو روشن است
در سینهام شکستوفقط«رو...» به لب نشست
-علیـیار-
+من حقیقتاً؛
معنای «دوستت دارم» را نمیدانم؛
فقط میدانم كه يعنی؛
مرا، اينجا تنها رها مكن . . . :)
- شآیَد!..
- عشق مدتهاست این روحِ سراسر درد را؛ برده بر بامِ جنون و نردبان برداشته!((: