- شآیَد!..
-آری...
آنروزچومیرفتکسی...
داشتمآمدنشراباور(((:
مننمیدانستممعنیهرگزرا...
توچرابازنگشتیدیگر!؟ 🙂💔
اونجا که فاضلنظری میگه :
_برای آرزوهای محال خویش میگِریَم(:
اگر اشکی نماند ، در خیال خویش میگریم !
_در رفتن جان از بدن
گویند هر نوعی سخن...
من خود به چشم خویشتن
دیدم که جانم می رود...(:
سعدی
الان سر کلاس انشا ام...
معلم گفت: دوچیز را مقایسه کنید و انشا بنویسید.
من چی رو مقایسه کردم؟
قلب و شیشه!(:
یه تیکه نوشتم بودم :
اگر هر دو بشکنند به سختی می توان تکه هایشان را جمع کرد.
به سختی میتوان آن ها را به هم وصل کرد و به سختی میتوان باور کرد که این قلب همان قلب قبلی است!(:
و این شیشه همان شیشه قبلی...