_خون میچکد از دیده در این کنج صبوری...
این صبر که من میکنم افشردن جان است(:
هوشنگ ابتهاج
- پذیرفته ام که گاهی ممکن است ما برای آدم ها فقط " پناهگاهی " باشیم.
تا زمانی که یک خانه امن پیدا کنند و بروند...
- قصدرفتنکردهایتابازهمگویمبمان؛
باردیگرمیکنمخواهشولیاصرارنه..!
گهمراپسمیزنیگهبازپیشممیکشی؛
آنچهدستت دادهامنامشدلاستافسارنه!(: