eitaa logo
اشعار ناب آیینی
32.4هزار دنبال‌کننده
5.7هزار عکس
1.3هزار ویدیو
112 فایل
✨#بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ✨ ـ مدیریت: @Alihidari . . ☫ ﷽ ☫ 🔸مجموعه بزرگ تبلیغات برتر👇🏽 https://eitaa.com/joinchat/4076535811Cc50237fe56 . ⭐️مجموعه تبلیغاتی ناب 👇🏽 https://eitaa.com/joinchat/2155085856Cb60502bb59
مشاهده در ایتا
دانلود
گریه ام در حرم از روی پریشانی نیست که پریشانی از آداب مسلمانی نیست در طوافند چنان موج کبوترهایت که در این سلسله انگار پریشانی نیست عربی آمده پابوس تو از سمت عراق همه ی حسرتش این است که ایرانی نیست دست خالی ست هر آنکس به حرم می آید در ورودی که نیازی به نگهبانی نیست! در معطل شدن و دست رساندن به ضریح لذتی هست که در سجده طولانی نیست 🔹🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
هرچند حال و روز زمین و زمان بَد است یک قطعه از بهشت در آغوش مشهد است حتی فرشته ای که به پابوس آمده انگار بین رفتن و ماندن مردد است اینجا مدینه نیست نه اینجا مدینه نیست پس بوی عطر کیست که مثل محمد  است؟! حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای اینجا برای عشق، شروعی مجدد است جایی که آسمان به زمین وصل می شود جایی که بین عالم و آدم زبانزد است هرجا دلی شکست به اینجا بیاورید اینجا بهشت ـ شهر خدا ـ شهر مشهد است 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
  از شدت شوق عاشق ديوانه جان داد وقتي برايم پرچمت دستي تكان داد پرواز كفترهاي تو در شهر مشهد رنگ و لعاب ديگري بر آسمان داد از اولش هم لال مادر زاد بودم اين پنجره فولاد تو من را زبان داد من با همه گفتم گداي شاه طوسم روزي من را اين امام مهربان داد رو كرد حتي كعبه سمت گنبد تو وقتي موذن زاده در صحن ات اذان داد پرسيدم از قبله نما از قبله روزي چرخي زد و ايوان طلايت را نشان داد اينجا اجل هم تحت فرمان تو باشد بر هر كسي كه امر فرمودي زمان داد بابا خودش هم نان خور اين آستان بود با ما غلط گفتند بابا آب و نان داد 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
باید به قد عرش خدا قابلم کنند شاید به خاک پای شما نازلم کنند دل می کنم از آن که دل از تو بریده است دل می دهم به دست تو تا بیدلم کنند امشب کمیت شعرم اگر لنگ می زند فردا به لطف چشم شما دعبلم کنند ایمان راستین هزاران رسول را آمیخته اگر که در آب و گلم کنند – – شاید خدا بخواهد و با گوشه چشم تان بر رتبه ی غلامی تان نائلم کنند وقتی سرشت آب و گلم را ازل خدا بر آن نوشت رعیت سلطان ارتضا * در هشتمین دمی که خدا بر زمین دمید بوی بهشت هفتم او ناگهان وزید از شش جهت نسیم خبر داد و بعد از آن از پنجره صدای اذان خدا رسید چار عنصر از ولادت او جان گرفته اند یعنی زمین به یمن وجودش نفس کشید از صلب سومین گل سرخ خدا حسین ایران گرفته بوی دو آلاله ی سپید از هشت بیخود این همه پایین نیامدم یک حرف بیشتر چه کسی از خدا شنید توحید ، حرف محوری دین انبیاست شرط رضا به حکم أنا من شروطهاست * از برکتت نبود اگر ، نان نداشتیم باران نبود غیر بیابان نداشتیم سوگند بر تو ای سر و سامان زندگی بی تو نه سر که این همه سامان نداشتیم این حوزه ها نفس به هوای تو می کشند لطفت اگر نبود ، مسلمان نداشتیم ای آرزوی هر سفر دل از ابتدا ما قبله ای به غیر خراسان نداشتیم ما رعیت ری ایم که سلطان به جز رضا ارباب جز حسین در ایران نداشتیم خون حسین در رگ و در ریشه ی من است علم رضا معلم اندیشه ی من است * بالا بلند گفته که طوبی تر از تو نیست یوسف به حرف آمده زیباتر از تو نیست گفتند پاره ی تن پیغمبر منی انگار بعد فاطمه ؛ زهراتر از تو نیست برگ درخت کاشته ی دست های تو باشد گواه ما ، که مسیحاتر از تو نیست این قطره ها به سمت شما رود می شوند آخر در این دیار که دریاتر از تو نیست ما تشنه ایم ، تشنه ی دست نوازشت آبی در این سراچه گواراتر از تو نیست این کوه ها به عشق شما هشت می شوند یادآوران نام تو در دشت می شوند * آرامشی اگرچه سراسر تلاطمی دریای بیکرانه ی امید مردمی بند آورد زبان مرا بارگاه تو ای آن که رستخیر عظیم تکلمی هر بار نام مادرتان را می آورم گل می کند کناره ی اشکت تبسمی شاعر کنار حسن لب تو سروده است روییده لاله در دل این سبز گندمی من چون غبار گرم طوافم به دور تو تو قبله گاه هفتم و خورشید هشتمی در هفت شهر عشق به جز تو که ثامنی آهوی چشم های مرا نیست ضامنی * چشم امید بر در لطف تو بسته است هر زائری که گوشه ی صحنت نشسته است بارانی است حال و هوای دو دیده ام اینجا همیشه کاسه ی چشمم شکسته است از باب جبرئیل به پابوست آمدن از آسمان رسیده و رسمی خجسته است آن پیرمرد تشنه در آن گوشه ی حرم از راه دور آمده و سخت خسته است با صد امید حاجت این بار خویش را با پارچه به پنجره فولاد بسته است وا شد گره ز پارچه ، حاجت روا شده است یعنی که زائر حرم کربلا شده است * با یاد خاطرات سفر با عشیره ام بر عکس یادگاری با صحن ، خیره ام از بس دلم شکسته برای زیارتت با اشک شوق گرم وضوی جبیره ام یاد غروب های زیارت هنوز هم گاهی پی دو جرعه ی جامع کبیره ام یا ” قاده الهداه و یا ساده الولاه “ مستبصرٌ بشأنکم ، این است سیره ام فرموده اید ؛ فعلکم الخیر یا رضا ای هشتمین کلامکم النور ، تیره ام از بس گناه دور و برم را گرفته است چون تک درخت خشک میان جزیره ام ما هم شنیده ایم که فرموده ای شما هستم در انتظار ظهور نبیره ام دعبل کجاست تا بنویسد در این فراز عجل علی ظهورک یا فارس الحجاز 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
مه ذيقعده چو خورشيد مقام آوردي که شب يازدهم، ماه تمام آوردي «چه مبارک سحري بود و چه فرخنده شبي» که درخشيدي و با خويش، امام آوردي مرحبا! رحمت حق باد به تو اي مه نور که براي همگان رحمت عام آوردي مظهـر حسن خداي ازلي آوردي جان عالم به فدايت که علي آوردي * ديده بگشاي که امشب شب ديدار رضاست وسعت ملک خدا غرق در انوار رضاست صحنه در صحنه جهان گشته خيابان بهشت صفحه در صفحه زمين يکسره بازار رضاست سينه ي اهل تولا شده صحن رضوي دل بسي قافله در قافله زوار رضاست طور موساي محمد شجر آورد امشب نجمه بر آل محمد قمر آورد امشب * اين پسر کيست که بر کل خلايق پدر است پاي تا سر همه آيينه ي خيرالبشر است اين پسر شمس ‌شموس است خدا مي‌داند اين پسر از همه خوبان جهان خوبتر است گوهر نُه يم نور است و يم چار گهر هشتمين حجت ذات احد دادگر است به قد و قامت و حسن و خط و خالش صلوات به جلال و به کمال و به جمالش صلوات * جلوه ي ذات الهي به جلالش پيداست هرچه حسن است به مرآت جمالش پيداست عالم آل‌ نبي مخزن اسرار خدا که کمال ازليت به کمالش پيداست هر چه پيغمبر و زهرا و امامان دارند همه در آينه ي خلق و خصالش پيداست لحظه ‌لحظه ز کفش معجز موسي خيزد نه عجب کز دم او روح مسيحا ريزد * ماه و خورشيد به دور حرم او گردد اي خوش آن روز که دست کرمش رو گردد با وجودي که زمام دو جهان در کف اوست اين عجب نيست اگر ضامن آهو گردد تا ابد منقبتش را نتوان گفت و نوشت گو فلک صفحه، ملک نيز ثناگو گردد شهرياري که شفيق است شفيق است شفيق با گدايان در خويش، رفيق است رفيق * کشور ماست پناهنده به ظل حرمش آفرينش همه سيراب ز بحر کرمش بي‌ وضو راه نبايد به خراسان پيمود که نشسته است بر اين خاک، غبار قدمش حاجت ار داري بر باب جوادش رو کن به جوادش بده بر باب جوادش قسمش رحمت واسعه‌اش بر همه گردد نائل دست خالي ز درش باز نگردد سائل * بي ‌تولاي رضا، دين همه تکفير شود کرم اوست که هر لحظه جهانگير شود دوست مرهون کراماتش اگر شد نه عجب دشمن از سفره ي لطف و کرمش سير شود نفسش لاله بر آرد ز شرار دوزخ نقش شير از نگه نافذ او شير شود هر که آيد به سوي پنجره ي فولادش ملک از عرش شتابد به مبارک‌ بادش * اي طواف حرم‌ ا... به دور حرمت چشم ارباب کرم باز به دست کرمت بس‌که داري کرم و جود، خدا مي‌داند خلق گردند اگر بر تو گدا، هست کمت اين عجب نيست که يک آن دو جهانش بخشي دهد اي جان جهان هر که به زهرا قسمت بدم اما ز تو دوري نتوانم مولا به جوادت قسم از خويش مرانم مولا * عرشيان خادم روز و شب ايوان تواند خاکيان قبضه‌اي از خاک خراسان تواند سربلندان همه جاروب‌کش صحن عتيق دستگيران جهان دست به دامان تواند آسمان است و زمين سفره ي احسان شما دور و نزديک ندارد همه مهمان تواند ملک ‌العرش رهين کرم توست رضا وسعت ملک الهي حرم توست رضا * من اگر خارم از آب و گل اين گلزارم هر چه هستم حق همسايگي گل دارم نفسم بوي گلستان شما را دارد از شما نيستم اما ز شما سرشارم گو دو صد بار بگيرند سرم را از تن کافرم دست اگر از دامنتان بردارم مانده بار گنهم بر سر دستم مولا «ميثم» کوي شما بوده و هستم مولا * 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
مه برج ایمان، علی ابن موسی در دُرج امکان، علی ابن موسی سپهر امامت، محیط کرامت یم جود و احسان، علی ابن موسی به آدم دهی دَم، به موسی دهی یَد به عیسی دهی جان، علی ابن موسی ولای تو باشد کمال ولایت میان امامان، علی ابن موسی تویی قدر و کوثر، تویی نور و فرقان تویی آل عمران، علی ابن موسی وجود تو ای جانِ جان، جانِ جان است در آغوش ایران علی ابن موسی به چشم تو نازم کز آن شیرِ پرده شود شیرِ غرّان، علی ابن موسی عجب نیست ناز ار کند مور راهت به تخت سلیمان، علی ابن موسی سُم آهویی را که ضامن شدی تو زند بوسه رضوان، علی ابن موسی بُوَد شیعه را در کمالِ تشیع ولای تو میزان علی ابن موسی سزد جن و انس و ملک بر تو گرید چو دعبل ثنا خوان، علی ابن موسی عجب نیست کز رأفت و رحمت تو بَرَد بهره شیطان، علی ابن موسی دل مرده گردد به خاک تو زنده چو باغ از بهاران، علی ابن موسی غباری که روی ضریحت نشیند شفا خیزد از آن، علی ابن موسی شود با نسیم بهشتِ حریمت جهنم گلستان، علی ابن موسی سزد انبیا در طواف مزارت بخوانند قرآن، علی ابن موسی دهد قبّه ات نور بر چشم گردون چو مهر درخشان، علی ابن موسی بَرَد در حریم تو دست توسّل دوصد پور عمران، علی ابن موسی تو نوحیّ و ایران چو کشتی، چه بیمش ز امواج طوفان، علی ابن موسی کند جن و انس و ملک درد خود را به خاک تو درمان، علی ابن موسی همه آفرینش بود سفره ی تو همه خلق مهمان، علی ابن موسی تو شاه جهانی خوانند خَلقت غریب خراسان، علی ابن موسی تو در قصر مأمون شب و روز بودی چو یوسف به زندان، علی ابن موسی لبت بود خندان، دلت بود گریان غمت بود پنهان، علی ابن موسی به غم های ناگفته ات باد جاری سرشکم به دامان، علی ابن موسی تورا بارها، بارها کشت مامون به رنج فراوان، علی ابن موسی نباید که با هیفده خواهر آخر تو تنها دهی جان، علی ابن موسی تو مسموم گشتی، دگر جسم پاکت نشد سنگ باران، علی ابن موسی تو دیگر جوادت نشد اِرباً اِربا ز شمشیرِ بُرّان ، علی ابن موسی تو دستِ جدا گشته از تن ندیدی به خاک بیابان، علی ابن موسی تو شش ماهه طفلت در آغوش گرمت نشد تشنه قربان، علی ابن موسی دریغا، دریغا که با آل عصمت شکستند پیمان، علی ابن موسی به میثم نگاهی، که با خود ندارد به جز کوه عصیان، علی ابن موسی 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
مثل میکائیل که امشب غزل خوان میشود  شاعر دربار تو دارد فراوان میشود گوشه ی چشم پر از مهر تو سعدی پرور است  شاعر تو صاحب چندین "گلستان" میشود ریسه ای از ماه و خورشید و ستاره میکشم باز هم سرتاسر مشهد چراغان میشود در شب میلاد تو همواره باید شاد بود  هرکسی که غیر از این باشد پشیمان میشود هر که باشد ریزه خوار سفره ات در عمر خویش مور هم باشد اگر روزی سلیمان میشود نه فقط حصن حصینی اصل دین داری تویی هرکسی با شرط عشق تو مسلمان میشود بسکه هر بی سرپناهی را ضمانت کرده ای  هرکه می آید حرم آهوی حیران میشود باغ جنت بعد از این چنگی نخواهد زد به دل  وعده گاه عاشقانت "باغ رضوان " میشود میدرخشد مرقدت در نقشه ی این مرز و بوم  گنبدت خورشید عالم تاب ایران میشود بعد از این شعر ترم دنبال بار معنوی ست  یا به قول شاعرانت کار کار مثنوی ست * روشنی بخش دل هر عاشق آگاه تو  بعد زهرا پاره ی قلب رسول الله تو تو همانی که علی گونه امامت میکنی  با عدالت بر همه عالم حکومت میکنی حضرت جبرییل از روز ازل مأنوس توست عالم آل محمد تا ابد مخصوص توست تو همانی که به روح مرده ام جان میدهی  با دعایت مژده ی یک فصل باران میدهی تو همانی که دو عالم را به نامت کرده اند  یک جهان شیخ بهایی را غلامت کرده اند هر نگاه نافذت چندین ولی میپرورد  خاک کویت یاعلی ! "سیدعلی" میپرورد تشنه گان را قطره ای از آب دریا کافی است  مجتهدی های دربار تو ما را کافی است با دم گرم تو هر دردی مداوا میشود  کور می آید به پابوسی ت بینا میشود تو امید آخرم بین اطبایی رضا  تو مسیح هفتمی از نسل زهرایی رضا دور تا دور مزارت بی گمان بیت الهدی ست  این حرم تنها حرم نه بلکه یک دارالشفاست نه فقط سنگ صبور هر پریشان میشوی  تا ابد ای مهربان حج فقیران میشوی هرکسی شد زائر کویت خدایی میشود  بی برو برگرد روزی کربلایی میشود صحن جامع...جامعه...با"ذِکرُکُم" قلبم شکست نه فقط قلبم که در این بین قالب هم شکست خراب ساغر و باده میان راه این جاده بقول حضرت استاد علامه حسن زاده به سوی قله های نور سینه خیز باید رفت و با قلبی ز عشق و معرفت لبریز باید رفت 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
ای کاش حرم بودم و مهمان تو بودم مهمان تو و سُفره ی احسان تو بودم یک عمر گذشت و سر و سامان نگرفتم ای کاش فقط بی سر و سامان تو بودم تا چشم گشودم به دلم مهر تو افتاد زان روز چو آهوی بیابان تو بودم طوفان عجیبی ست؛ غمِ عاشقیِ تو چون موج اسیر تو و طوفان تو بودم ای گنبد تو عشق، منِ خسته دل ای کاش  چون کفتر پر بسته ی اِیوان تو بودم یک پنجره فولاد دلم تنگ تو آقاست   ای کاش زِ زُوّار خراسانِ تو بودم 🔹🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
به گفته‌های موثق روایت است اینجا نفس کشیدن مان هم عبادت است اینجا به کاسه و به کف دست اکتفا نکنید که رود و چشمه نه دریای حاجت است اینجا بیا به مجلس شمس الشموس ونیت کن که بودن تو یقینا زیارت است اینجا بیار حاجت خود را که وقت باران است که لحظه لحظه شب استجابت است اینجا بگیر دامن شمس الشموس عالم را گدایی ام بکنی اوج عزت است اینجا رسیده ام به حرم با دوچشم بارانی شب ولادت آقا قیامت است اینجا سلام حضرت سلطان سلام حضرت عشق هزار مرتبه عرض ادب به ساحت عشق * کریم گرکه تو باشی گدا نمی‌ماند توسفره پهن کنی بینوا نمی‌ماند کنار پنجره فولاد تو امام رئوف بدون شک نگرفته شفا نمی‌ماند شفاست پشت شفا پس دلیل آن این است نقاره خانۀ تو بی صدا نمی‌ماند اگر نگاه خودت را بگیری از عالم بجان فاطمه حاجت روا نمی‌ماند! اگر که نام تو را آشنا صدا بزنیم کنار نام تو نام آشنا نمی‌ماند میان اینهمه زائر که درکنار تواند کسی نرفته به کرببلا نمی‌ماند توچشمه‌ای تو زلالی تو مثل بارانی امام هشتمی وپادشاه ایرانی * تو آنکه در دل هر دل سپرده محبوب است مرا بخر که دراین سینه قلبم آشوب است نمک بریز زچشمت بکن نمک گیرم که پای سفرۀ چشم تو رزق من خوب است خدا علی و علی هم علی توهم که علی چقدر نام علی در حرم طلا کوب است فدای صحن و سرایت فدای ایوانت بهشت هم دم ایوان طلات مجذوب است چقدر شان تو بالاست هرکسی از دور سلام هم بدهد زائر تو محسوب است زکار شیخ بهایی دوعالم حیرانند فقط زلطف تو بوده اگر که اعجوبه ست شنیده ام که با او گفته‌ای که تابه ابد گناهکار نیاید حرم کجا برود * لباس کهنه ات آقا عبای سلطانی ست فدای لحن صدایت شوم که قرآنی ست به حوض آب و به فواره‌ی حرم سوگند که چشم‌های من اینجا همیشه بارانی ست شکوه کوه و بلندای عرش و فرش و زمین زقدو قامت گلدسته‌ی تو بالانیست زگنبدو حرمت خوب می‌شود فهمید که این حرم همه اش کار دست ایرانی ست بدون شک فقط از لطف چشم تو بوده که سایه سرمن رهبری خراسانی ست تو میرسی دم جان دادن همه آنجا گواه گفته من پیر مرد سلمانی ست چه خوب ذکر تو را وقت مرگ می‌گیریم همه به پای تو سر می‌نهیم و می‌میریم 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
عاشقت شد از ابتدا این قدر دوست دارد تو را خدا این قدر بغلِ کعبه هم به جان خودت ما نگفتیم ربّنا این قدر بی سبب نیست شهرت آهو آن قدر گریه کرد تا این قدر... حرمت می‌رسیم زود به زود دل نبرده کسی ز. ما این قدر چقدر عاشق خودت شده‌ای جلوی آینه نیا این قدر کربلا رفتم و نجف رفتم من ندیدم برو بیا این قدر کرمت مایه خجالت ماست کم نوشتم، ولی چرا این قدر؟ مزد یک بار ما سه بار شماست هیچ کس سر نزد به ما این قدر وقت مردن بیا کنارم باش! ظرف ما را مکن طلا این قدر کربلای مرا به تو دادند پس اذیت نکن مرا این قدر این که ما عاشق شما شده ایم کار ما بود یا شما این قدر...؟! 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
ای مطرب مهتاب رو حرفی بزن، چیزی بگو زان شاه صاحب آبرو فخر سریر ارتضا سلطان‌علی‌موسی‌الرضا * تسبیح سبحانی رسید ارباب ربانی رسید ماه شبستانی رسید شمس‌الشموس، آقای ما سلطان‌علی‌موسی‌الرضا * ای نجمه خاتون آفرین خورشید آوردی چنین موسی‌بن‌جعفر را ببین نامیده این مولود را سلطان‌علی‌موسی‌الرضا * در عرش اقبال نبی‌ست در فرش اجلال نبی‌ست او عالم آل نبی‌ست تمثال ختم الانبیاء سلطان‌علی‌موسی‌الرضا * شد این علیِ سومین مثل امیرالمومنین با مستمندان همنشین هم‌سفره می شد با گدا سلطان‌علی‌موسی‌الرضا * گنبد طلایش دلبری کرده‌است از انس و پری دل می‌بری،‌دل‌‌می‌بری ای دلبر خیرالنساء سلطان‌علی‌موسی‌الرضا * ای خانه‌ام آباد تو ذکر خدایم یاد تو از پنجره فولاد تو دارم امید یک شفا سلطان‌علی‌موسی‌الرضا * دل در حرم پابست شد در پای عشقت پست شد نقاره خانه مست شد از آسمان آمد صدا سلطان‌علی‌موسی‌الرضا * من آهوی سرگشته ام بی تاب‌ و‌ مضطر گشته ام سائل به این در گشته ام یا ضامن آهو، الا سلطان‌علی‌موسی‌الرضا * ای که به دعبل از کرم دادی عبا، صدها دِرَم بر من که عبد این درم از هر‌چه خواهی کن عطا سلطان‌علی‌موسی‌الرضا * از آب سقاخانه ات خوردم شدم دیوانه ات من از در میخانه ات دارم امید کربلا سلطان‌علی‌موسی‌الرضا 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خدایا به من توفیق شکرگزاری نعمتی که به من و پدر و مادرم عطاکردی عنایت فرما... در سایه رضایم و همسایه رضا این سایه را به سایه طوبی نمی دهم 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7