eitaa logo
اشعار ناب آیینی
29هزار دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
1هزار ویدیو
64 فایل
✨#بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ✨ ـ مدیریت: @Alihidari . تبلیغات پربازده مجموعه غدیر👇 https://eitaa.com/joinchat/1975058490C0233b308cd . . . 📳 مجموعه تبلیغاتی گسترده ایتا😍👇 https://eitaa.com/joinchat/4076535811Cc50237fe56 ـ
مشاهده در ایتا
دانلود
شبِ آخر بگذار اين پَر ِمن باز شود بيشتر رويِ تو چشم تر ِمن باز شود حرفِ هجران مزن اينقدر مراعاتم كن دست بردار ، دلِ مضطر ِ من باز شود جان زينب برو از كرب و بلا زود برو مگذاري گره ي معجر من باز شود آه ، راضي نشو بنشينم و گيسو بكشم آه ، راضي نشو موي سر من باز شود پاي دشمن به روي پيكر تو باز شود روي دشمن به روي معجر من باز شود جانِ من حرز بينداز به گردن مگذار جاي اين بوسه ي پيغمبر من باز شود جان زينب برو مگذار غروب فردا سمت گودال رهِ مادر من باز شود حيف از اين زير گلو نيست خرابش بكنند؟! پس اجازه بده تا حنجر من باز شود لااقل قول بده زود خودت جان بدهي بلكه راهِ نفس آخر من باز شود http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
این دیده های پُر نِشان بُرد آبرویم دل با تپش ها بی گمان بُرد آبرویم می خواستم تا آبروداری کنم من چشمانم از اشک روان بُرد آبرویم شوق تماشای تو پنهان در دلم بود برق میان دیدگان بُرد آبرویم هر بار در سینه نفس را حبس کردم تا آه بُرد از دل امان بُرد آبرویم می خواستم مدح تو را گویم ولیکن شرمنده ام این واژگان بُرد آبرویم می خواستم تا که شوم من آبرویت روی سیاهم در جهان بُرد آبرویم هر جا به مردم گفته ام یار تو هستم دوری ام از تو مهربان بُرد آبرویم می خواستم با تو نگویم بی قرارم قلب از تپش ها همچنان بُرد آبرویم می خواستم با عاشقان همراه باشم جا ماندنم از کاروان بُرد آبرویم در محفلی که سوگ سقا گشته بر پا این که ندادم بر تو جان بُرد آبرویم او گفت می خواهم نگویم تشنه هستم این رنگ خشکی لبان بُرد آبرویم http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
از همان صبح ازل راهم فقط راه شماست هر چه سوز ناله دارم من ز یک آه شماست سید الاذکار عالم چیست جز نام حسین؟ این اصول مکتب عشاق درگاه شماست ماه مهمانی حق با آن فیوضات عظیم سائل یک شب عزاداری در ماه شماست بر غلامی حریمت کی لیاقت داشتم این نشانی از عنایات سحرگاه شماست ناز چشمان تو عالم را وهب سیرت کند تازه این یک گوشه از فیض گذرگاه شماست این جهان ظرف تجلیات ذاتت را نداشت عرصۀ محشر نمایشگاهی از جاه شماست واقعاً من آن غلامی که تو خواهی نیستم در مقامی که شهید، آن یار دلخواه شماست واجب العین است سر دادن برای حفظ دین این شعار عاشقان و عبد آگاه شماست کاملاً در کربلا تصویر شد معراج خون با تنی بی سر ز جان سیر الی الله شماست در کنار گودی مقتل ” اله الحامدین” محو در تفسیری از الحمدالله شماست http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
دلم ز روز ازل گشته مبتلای حسیـــــن سلام من به حسین و به کربلای حسین وجودِ عاشق و معشوق وقف یکدگر است حسین برای خدا و خدا برای حســــین ثواب سعی و صفا کی رسد به یک لحظه قدم زدن وسط مروه و صفای حســـین رضای حضرت حق در رضایت زهـــراست رضای حضرت زهرا در رضــای حســــین اگر معلم توحیــــد من شود زینــــب به چشم خویش تماشا کنم خدای حسین دوباره زد به سر عــــاشقم نوای جنون که پرده ای کشم امشب ز ماجرای حسین زمین کرببلا تا به عرش غوغا بود زمان جلوه ی پایانی لقای حسین نهاده دست به سینه تمام خیل ملک همه مطیع فرامین چشم های حسین خلیل آمده تا ذبح اعظمش بیند چه محشریست مگر وادی منای حسین کجاست حضرت داوود تا بگیرد یاد طریق شکر نمودن ز شکر های حسین کلیم غرق تحیر به لکنت افتاده مگر چه میشنود لحظه ی دعای حسین مسیح ذره ای از خاک قتله گاه چشید تمام عمر شفا داد با شفای حسین دوید ختم رسل سر برهنه تا گودال میان هلهله ها گم شده صدای حسین ز خیمه گاه رسد خواهری تک و تنها مگر شنیده میان حرم صدای حسین خدا کند که از راه رفته برگردد وگرنه سر بدهد زیر تیغ جای حسین صدای ناله ی زهراست میرسد بر گوش فدای راس جدا گشته از قفای حسین ببین که بر سر یک کهنه پیرهن دعواست به دست چند نفر تکه ی ردای حسین یکی زره یکی عمامه وان یکی شمشیر ربود وان یکی از شانه ها عبای حسین http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
از ازل پرچم به دوش ماه ماتم گشته ایم با نوای مادری محزونه همدم گشته ایم ما همه انصار زهرائیم مردِ گریه ایم محرم غمخانه ی ماه محرم گشته ایم این لباس مشکی ما دست دوز فاطمه است زین سبب عمریست با این خانه محرم گشته ایم رد مکن ما را که اشک ما به دردت میخورد گریه ها کردیم و بر زخم تو مرهم گشته ایم روز محشر یکدگر را زود پیدا میکنیم سالها مانند کعبه دور پرچم گشته ایم گریه ی ما باعث تسکین قلب زینب است خاک بوسِ عمه ی ساداتِ عالم گشته ایم صبح ، مغرب ، شب ، سحر ، بزم عزا آماده است این دهه همسفره ی فیضی دمادم گشته ایم تا که فرصت هست باید گریه کرد و گریه کرد چونکه مهمان اجل ما نیز کم کم گشته ایم در حسینیه اگر گوش دل ما وا شود همنوای مادری با قامت خم گشته ایم یا بنی گفتنش بند دلم را پاره کرد نیزه ای در پیش چشمش پیرهن را پاره کرد http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
    یا ایهاالحسین و یا ایهاالشهید باعشق تو ندیده خدایت مرا خرید هر سائلی که دست به دامان تو شود هرگز نمی رود زسرای تو نا امید اصلا بهای این همه احسان نداشتیم اصلا چه شد که میل شما سوی ما کشید؟ هر کس دلش اسیر سر زلف دلبر است با غمزه ای ز هر که به جز یار دل برید این بی قراری دل ما بی دلیل نیست صوت حزین مادری برگوش ما رسید والله اصل طینت ما خاک کربلاست مارا برای گریه خداوند آفرید با اشک فاطمه گل مارا درست کرد از نای زینبی به نفسهای ما دمید رخت عزای ما همه دست دوز فاطمه است نقش لباس ما همه زان پیرهن کشید زین پس حیا زحرمت این پیرهن کنید بااین لباس پیکر مارا کفن کنید http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
سینه زنان حسین زمزمه بر پا کنید ماه محرم شده یاری زهرا کنید بانی بزم عزا مادر او فاطمه است آمده قامت کمان خوب تماشا کنید ذکر حسین جان ما از شهدا مانده است جامعه را زنده با، ذکر مسیحا کنید ناز گنه کار را می خرد ارباب ما امر کند هر که را گم شده پیدا کنید نوکر هر ساله ایم پای قرار آمدیم موسم درد دل است عقده ی دل وا کنید بر اثر معصیت خشک شده اشک من دیدۀ خشکیده را وصل به دریا کنید گریه برای شما دار و ندار من است چشمِ پُر از گریه ای، می شود اعطا کنید راه نشانم دهید برگ امانم دهید کاش که با این گدا شبیه حر تا کنید صحن حسینیه ها گوشه ای از کربلاست عرش نشینان عشق فخر به موسی کنید بی کفن کربلا حضرت آقا سلام اذن عزاداریِ، ما همه امضا کنید http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
زازل ياد تو شد رونق بازار دلم کى غريبم که تويى در همه جا يار دلم ز حسينيه دل هم گذرى حضرت عشق رنگ ماتم زده اى بر در و ديوار دلم صوت محزون تو از بس جگرم را سوزاند عالمى سوخته از اه شرر بار دلم مادرت هستى من وقف عزاى تو نمود زين سبب گريه شب و روز شده کار دلم همه درد فقط زخم زبان دنياست لحظه مرگ بيايى تو به ديدار دلم سر در هئيت دل با خط خون بنوشتم شاه بيتى ز غزل خانه اشعار دلم سر بازار محبت که همه حيرانند غم ندارد که حسين است خريدار دلم با اجازه ز ابوفاضل و دست و علمش نام زينب ز ازل گشته علمدار دلم http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
نام تو می برم خدا را شکر سائل این درم خدا را شکر در حریم تو مادرت زهرا داده بال و پرم خدا را شکر منسبم گشته از همان اول روضه خوان حرم خدا را شکر خورده ام جای شیر، حب تو از سینۀ مادرم خدا را شکر در عزای تو بال جبریل است عرشۀ منبرم خدا را شکر کمی از سوز نالۀ زینب دارد این حنجرم خدا را شکر با تقید به روضه های تو فاطمی محورم خدا را شکر نه محرم که در تمام عمر یاد تو مضطرم خدا را شکر عاقبت با تنی به خون غلطان ناز تو می خرم خدا را شکر می شود دانه دانۀ اشکم شافع محشرم خدا را شکر از همان کودکی گرفتار آل پیغمبرم خدا را شکر جای اشهد دم حسین جان است نالۀ آخرم خدا را شکر عکس شش گوشه را کشیدم در صحن چشم ترم خدا را شکر با غلامی و خاکساری تو از جهانی سرم خدا را شکر سینه ام گوشه ای ز کرب و بلاست آبرویم ز آبروی شماست http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
چقدر نام تو زیباست اباعبدالله چشم تو خالق دنیاست اباعبدالله زائر کرببلا حق شفاعت دارد قطره در کوی تو دریاست اباعبدالله دستگیری ز گدا گردن هر ارباب است کار ما دست تو آقاست اباعبدالله مستجاب است دعا گوشه‌ی شش‌گوشه‌ی تو حرمت عرش معلی‌ست اباعبدالله هر کسی داد سلامی به تو و اشکش ریخت او نظر کرده‌ی زهراست اباعبدالله بارها گفت اگر من ز حسینم، دیدم جلوه‌اش اکبر لیلاست اباعبدالله چشم ما روز قیامت به پر قنداقه‌ست پسرت مالک فرداست اباعبدالله روزی گریه‌ی ما دست رباب افتاده روضه‌خوان در دل صحراست اباعبدالله باب بین‌الحرمین از حرم عباس است همه جا سفره‌ی سقاست اباعبدالله هر که باشیم که سنگ تو به سینه بزنیم سینه‌زن زینب‌کبری‌ست اباعبدالله مادرت گفت “بنیَّ” دل ما ریخت به هم بردن نام تو غوغاست اباعبدالله مادرت گوشه‌ی گودال تماشا می‌کرد بر سر نعش تو دعواست اباعبدالله http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع... http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
  تشنه بود و به خاك ها خونش از رخ و گونه و جبین می ریخت یك نفر خنده كرد به تشنگی‌اش پیش او آب بر زمین می ریخت نیمه جان بود و پشتِ مركبِ خود بوسه ای سنگ، بر جبینش زد نوبتِ تیرِ حرمله شده بود آه،از پشتِ زین زمینش زد فاصله كم شده كمانداری تیرها را دقیق تر می‌زد یك حرامی بر آن تَنِ زخمی نیزه‌اش را عمیق‌تر می‌زد خواست تا خویش را به سینه کشد  تا که شاید رسد به اطفالش یک نفر نیزه‌ای به کتفش کرد رفت و او را کشید دنبالش ناله‌ای می‌رسد به هر كس كه به تنش تیغ می كشد... نزنید مادرش چنگ می‌زند به رُخش دختری جیغ می کشد:نزنید   آن وسط چند تا حرام زاده دور او دشنه تیز می‌کردند با لباسی كه از تنش كَندند تیغشان را تمیز می‌كردند http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7