1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
والْأَرْضَ بَعْدَ ذَٰلِكَ دَحَاهَا🌿
#دحوالارض🌿
.
السلام علیک یا غریب الغربا، امام رضا علیه السلام
بخوان نام مرا، پس زائرم کن
دلم را فارغ از اندوه و غم کن
به یک چای ونبات از چایخانه
مرا یک شب، تو مهمان حرم کن
✍️ #زینب_راجی
چهارشنبه های امام رضایی
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
ضامن آهو
تا در هوای روی تو یاهو کشیدهام
عطر تو را ز دامن گل بو کشیدهام
چون میرسی ز راه به مژگان اشتیاق
دل را به زیر پای تو جارو کشیدهام
عمری برای دیدنتان جان خسته را
هر سو که رفتهاید به آن سو کشیدهام
گاهی تمام داد خودم را ز غیبتت
تا بارگاه ضامن آهو کشیدهام
تا در خیال ببینمت ای مه برای تو
لب؛ گونه؛ پلک؛ دیده و ابرو کشیدهام
تا که به جعد موی تو دستم گره خورَد
بر حول روی ماه تو گیسو کشدهام
ای مهر سر به مهر سر از سجده هان برآر
تا من ببینمت که چسان رو کشیدهام
اینک که لحظه لحظهی از تن بریدن است
خود را به بحر عشق تو چون قو کشیدهام
دیگر برای دیدن تو وقت من کم است
این آخرین دم است که یاهو کشیدهام
#سیدعلیاشرفشریعتمداری
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
بنام خدا
#۲۵ذی_القعده_دحوالارض
"" """"" "" "" "" ""
روز دحوالارضیدی یا قائم آل عبا
جان عالم سنه قربان ائت بیزه
لطف و عطا
استعاثه ائیلیروخ یابن الحسن شام
و سحر
سن اوزون بهر قیامون سیدی
ائیله دعا
روز دحو الارضیدی؛وار عرضیموز
یاسیدی
بوگوزل گونده نولار شیعه اولا
حاجت روا
یا اباصالح قرانلوقدی سپهر عدل
و داد
ائیلیوب بی جان بیزی نامردی و
ظلم و جفا
دنیادا جولان وئریر جنگ و
جدالین مرکبی
ایستیور شیطان صفت لر حاکم
دوران اولا
روز دحولارضی دی چات داده یا
یابن الحسن
گَل اوزون اول کشتی اسلامه مولا
ناخدا
فاخرم یوخدی باشیمدا جز هوای
انتظار
عالم امکان اولوب سن سیز آقا
ظلمت سرا
ایستیرم بیرده خداوند سماوات
و زمین
نامه و حکم ظهوره مهر تایید تئز
وورا
#الهم_عجل_لولیک_الفرج
مسلم فرتوت گلهین #فاخر
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
یاد باد آن روزگاران یاد باد.
من،مادرم و حرم امام رضا (ع)
مادرم، آن نور چشمان ترم یادش بخیر
مادرم، آن روح و جان در پیکرم یادش بخیر
مادرم، وقتی که می شد زائر قبر رضا
با خودش می برد من را در حرم یادش بخیر
در کنار پنجره فولاد گاهی می نشست
این من و آن اشک های مادرم یادش بخیر
بود یک دستم به دست مادر و از لطف دوست
بر ضریح اش بود دستِ دیگرم یادش بخیر
گوشه ای درصحن طفلان خودش را می نشاند
می سپرد آنجا مرا بر خواهرم یادش بخیر
گاه می بردم به سقّاخانه در صحن عتیق
تا کند از آب آن تر حنجرم یادش بخیر
یادِ گوهر شاد افتادم که در وقت نماز
می نشاند آنجا به روی منبرم یادش بخیر
تا نگردم دور از او در حرم وقت دعا
کیف و ساکش بود در دُور و برم یادش بخیر
من ز لطف مادر خود زائرت گشتم رضا
من ز مادر خاکبوس این درم یادش بخیر
هرچه دارم از دعای مادر است و اشک او
من ازین مادر غلام حیدرم ، یادش بخیر
یا رضا دستش بگیر آن کس که میگفت از وفا
من کنیز دختر پیغمبرم ، یادش بخیر
«یاسر» از دامان مادر مهر حق آموختم
گرچه کم شد سایه ی او از سرم یادش بخیر
محمود تاری «یاسر»
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7