eitaa logo
اشعار ناب آیینی
31.7هزار دنبال‌کننده
4.8هزار عکس
1.1هزار ویدیو
94 فایل
✨#بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ✨ ـ مدیریت: @Alihidari . . ☫ ﷽ ☫ 🔸مجموعه بزرگ تبلیغات برتر👇🏽 https://eitaa.com/joinchat/4076535811Cc50237fe56 . ⭐️مجموعه تبلیغاتی ناب 👇🏽 https://eitaa.com/joinchat/2155085856Cb60502bb59
مشاهده در ایتا
دانلود
مولاجان باید این فاصله یک روز به پایان برسد درد این آدم دل خسته به درمان  برسد برسد آنکه مرا مرهم جان خواهد شد سرِ شوریده ی ما نیز به سامان برسد رخت بر بندد از این خانه غم تنهایی خبر از یوسف گم گشته به کنعان برسد چه ترافیک شود کلِّ خیابان هایش پای معشوقه ی ما گر که به تهران برسد مست خواهد شد از این کوچه اگر رد بشوی هر کسی پا قدمش تا سر ایوان برسد آن نسیمی که سر موی تو را شانه زده کاش یک روز به درّود خراسان برسد محمد درّودی 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
لحظه‌های دلتنگی صبح جمعه جمعه ها من چشم در راهِ تو اَم بیقرارِ رویِ چون ماهِ تو اَم عمرِ من بگذشت با دردِ فراق گر چه شرمنده زِ درگاهِ توام ÷÷÷÷÷÷÷÷ا÷÷÷÷÷÷÷÷ مناجات انتظار جمعه های بیقراری جمعه ها روزِ تَمَنّا از خداست روزِ دلتنگی در این دارِ بلاست روزِ امید است بهرِ شیعیان روزِ میعاد است با صاحب زمان ندبه خوانش میشود یار ومحب برلبش اَمَّن یجیب آن مضطرب در دعای ندبه زاری می کنند بر فرج لحظه شماری می کنند من گنکارم ولی امّید وار بهر دیدارش دلِ من بیقرار نامه ی اعمال من گشته سیاه عمرِ خود را تا کنون کردم تباه روز جمعه آمدم سوی حبیب چون مریضی آمدم پیش طبیب با خودم گویم به خلوت اینچنین حال و روز این محب ات را ببین در سخن هم یاورِ مهدی شدم در عمل درد آورِ مهدی شدم یوسفی بَس کن دَم از یاری مَزَن تو که خوابی دم زِ بیداری مزن مهدی آید گر همه مُضطر شوند در عمل یارِ شهِ دلبر شوند ✍️ 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
🌼خدایا! بیامرز برایم آن گناهانی را که دعا را حبس می‌کند 🌼اَللّهُمَّ اغْفِرْلىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَحْبِسُ الدُّعاَّءَ ✨لَا تَقۡنَطُواْ مِن رَّحۡمَةِ ٱلله✨ از رحمت خداوند نومید نشوید. زمر✨۵۳ مناجات با خدا دعای کمیل شب جمعه یا رب تو نما به ما نگاهی بر سینه ی ما نشسته آهی از غفلتِ در رَهَت پشیمان عمرم بگذشته در تباهی جز درگه تو کجا روم من بر نادمِ درگهت پناهی مولا تومرا ببخش که جهلم باعث شده بر گناه ، گاهی شرمنده و رو سیاه هستم پرونده ی من پُر از سیاهی از وسوسه ی نفس رها کن این بنده ی نادمت ، الهی بیراهه ز راه رفته ام من بر گمرهِ راهِ خود تو راهی بر زنده و مردگان تَرَحّم یا رب تو رحیم و خیر خواهی عمرِمنِ رو سِیَه خزان است موی سرِ من دهد گواهی امشب نگهی به(یوسفی) کن او فانی و تو لایتناهی ✍️ 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
@nohe_sonatiصدا ۰۰۱-AudioConverter.mp3
زمان: حجم: 607K
▪️نوحه وفات حضرت سکینه (س) 🎙سبک: ای ساقی لب تشنگان سکینه ی بنت الحسین،در کربلا بودی غرق عزا بودی یاد غریبی اش تو در،شور و نوا بودی غرق عزا بودی زینب از این ظلم و ستم،دیدی شده غمگین از این غم سنگین با رنج و داغ و غصه ها،تو آشنا بودی غرق عزا بودی دیدی میان خیمه ها،طفلان همه عطشان با دیده ی گریان با العطش گوی حرم،در خیمه ها بودی غرق عزا بودی دیدی علی اکبرش،صد پاره پیکر شد در خون شناور شد در صبر همچون زینبین،بر حق رضا بودی غرق عزا بودی دیدی علی اصغرش،با تیر کین پرپر صد پاره شد حنجر وقتی که خون فواره زد،آن دم کجا بودی غرق عزا بودی دیدی تو در کرب و بلا،غربت شده احساس فرق دو تا عباس بهر عموی مهربان،غم مبتلا بودی غرق عزا بودی دیدی تو در کرب و بلا،حسین شده تنها در بین دشمن ها با غربت آل علی،تو آشنا بودی غرق عزا بودی دیدی تو در کرب و بلا،او بر زمین افتاد سر روی خاک بنهاد وقت شهادت حسین،در نینوا بودی غرق عزا بودی دیدی که شمر بی حیا،خنجر کشید از کین زینب شده غمگین وقتی برید حنجر او،با شهدا بودی غرق عزا بودی ✍حاج رضا یعقوبیان 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
((به نام خدا)) ((وفات حضرت سیکنه س)) ای که بودی دختر پاک حسین(ع) برپدر بودی همیشه نور عین دختری پاک و مطهر باوقار بوده ای بر خاندانت افتخار بوده ای آرام و با حُجب و وفا همره بابا بُدی در کربلا کربلا بودی به صدها شور و شین گریه ها کردی به هرجا بر حسین(ع) دیده ای هم قتلگه هم کربلا کوفه و شام غم و هم نینوا شد وداعت ثبت با بابا حسین(ع) گریه کردی از غم مولا حسین(ع) دیده ای آن پیکر صد چاک را پیکر خونین و راس پاک را در اسارت عمه را یاور شدی مونس و غمخوار بر خواهر شدی دیده ای فریاد دشمن بی امان شام و طشت و راس باب و خیزران گریه ها کردی در آنجا بی امان بر لب بابا و طشت و خیزران گریه کردی بر رقیه خواهرت بر سر ببریده ، اشک مادرت پیروی از راه زینب کرده ای مثل او بر غصه ها تب کرده ای شعرها گفتی ز داغ نینوا از مدینه ، شام غم از کربلا قسمتم کن ای سکینه کربلا شام غم هم یثرب و هم نینوا ای علائی شعر گو با شور وشین بر سکینه دختر پاک حسین (ع) بمناسبت سالروز وفات حضرت سکینه(س)۵ربیع الاول تاریخ سروده :۱۴۰۴/۶/۴ سیدمحمود علائی 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
در مرثیت حضرت سکینه سلام الله علیها --------- ببر به سمت غم نگاه محزون را ببین پُر از ماتم سکینه خاتون را نوای آن بانو به نینوا رفته به همره بابا به کربلا رفته به کربلا دیده غم فراوان را به قتلگه دیده گلوی عطشان را چه شعله ها دارد دل غم افروزش به دل زند آتش وداع جانسوزش به قتلگه آری چو مشعل آمد او به همره زینب به مقتل آمد او کنار تن آمد سری نداشت آن تن که شد دل زارش لبالب از شیون بگقت با زاری ، به چشم تر بابا چه کس ز جسم تو بریده سر بابا چه کس مرا بابا چنین یتیمم کرد چنین گرفتارِ هراس و بیمم کرد ولی همین بانو که زد قدم در غم همین که قدّ او ز رنج و غم شد خم به چادر غیرت که در بَرش بوده به معجر عزّت که بر سرش بوده مقابل دشمن سِتاده همچون کوه چو عمّه اش زینب وجود او نستوه رباب غمدیده که مادرش بوده در آن سفر دائم برابرش بوده چو مادرش گلگون گرفته ساغر را به تیر کین دیده گلوی اصغر را غم دل خواهر ز غصه افزون شد برادرش اصغر شکفته در خون شد محمود تاری «یاسر» 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
بنت الحسین حضرت سکینه سلام الله علیها ماهی که یادگار ز پنج آفتاب بود بر چهره‌اش ز عصمت و عفت نقاب بود پیوسته داشت جلوه در او صبر فاطمه آیینۀ تمام‌نمای رباب بود نامش که بود آمنه مادر سکینه خواند کآرام بخش جان و دل مام و باب بود... این دختر حسین به میدان کربلا با دختر بزرگ علی هم‌رکاب بود در کربلا حماسۀ اشک و پیام داشت گلواژۀ قیام و گل انقلاب بود... لب‌های خشک و تشنۀ او را به هر سوال یک مدّ آه، فاصله، وقت جواب بود... در یاد، داشت آن شب و روزی که از عطش طوفان خیمه زمزمۀ آب آب بود... در یاد داشت آن که رخ شیرخواره را آهسته بوسه می‌زد و او گرم خواب بود در یاد داشت آن که به مقتل دوید و دید خورشید پاره پاره به روی تراب بود آن ناز پروریدۀ دامان افتخار کی جای او خرابهٔ شام خراب بود در آفتابِ گرمِ بیابانِ راه شام سرهای روی نیزه سرش را سحاب بود ✍ مرحوم 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
علیهاالسلام 🔹آیات شگفت🔹 تشنه بودم، خواستم لب وا کنم، آبی بنوشم ناگهان کوه غمی احساس کردم روی دوشم دیدم آشوبم، تلاطم دارد اشکم، در خروشم می‌رسید از هر طرف فریاد جانکاهی به گوشم: «شیعتی ما إن شَرِبْتُم ماء عَذْبٍ فاذکرونی» راه را گم کرده بودم، آخر آیا می‌رسیدم؟ خسته و تنها در آن صحرا، چه غربت‌ها که دیدم هر غریبی را که دیدم، زیر لب آهی کشیدم دشت ساکت بود، اما این صدا را می‌شنیدم: «اِذ سَمِعْتُم بِغَریبٍ اَوْ شَهیدٍ فَانْدُبُونی» آرزوها داشتم... راهی شدم تا در سپاهش... کاش من هم می‌شدم از کشتگان یک نگاهش آخر راه من و... او تازه بود آغاز راهش راه او آغاز می‌شد از میان قتلگاهش... «لَیْتَکُم فی یَوْمِ عاشورا جمیعاً تَنْظُرونی» می‌زد آتش بر جهانی غربت بی‌انتهایش کودک شش‌ماهه هم می‌خواست تا گردد فدایش ناگهان شد غرق خون با یک سه‌شعبه ربنایش کاش آنجا آب می‌شد آب از هُرم صدایش: «كَيْفَ‌ أَسْتَسْقی لِطِفْلی فَأَبَوْا أَنْ‌ يَرْحَمُونی» بود آیات شگفتی از گلویی تشنه جاری هر دلی بی‌تاب می‌شد با طنین سرخ قاری دخترش راوی خون بود آن میان با بی‌قراری می‌سرود این اشک‌ها را تا بماند یادگاری: «وَ انا السّبط الّذی مِن غَیر جُرم قَتَلونی» 📝 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
((به نام خدا)) بمناسبت هشتم ربیع‌الاول سالروز شهادت امام عسکری(ع) عسکری مولای ما گردیده مسموم از جفا شد شهید اشقیا آن مظهر جود و سخا در جوانی شد شهید آن معدن جود وکرم در جنان گرید ز داغش حضرت خیرالورا معتمد از جور و کین بنمودظلم بی حدش کرد مسموم آن امامی را که باشد مقتدا امشب از داغ غمش سوزند هم انس و ملک مهدیش گردیده امشب هر کجا صاحب عزا شیعیان نالید از داغ غم مولای خود شد سیه پوش غمش امشب تمام سامرا درجنان گرید ز داغش ، حضرت خیرالبشر روضه هجران او گردیده در هرجا به پا یا امام عسکری امشب نطر کن بر همه حق زهرا مادرت حقِّ علیِّ مرتضی کن عطا بر ما برات کاظمین و سامرا بعد آن طوف نجف هم نینوا و کربلا برعلائی یک نظرکن یا امام عسکری(ع) شعر او بنما قبول از مرحمت ای مقتدا سیدمحمود علائی 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
گریه خاموش نکرد آتش جانم چه کنم رو به قبله شده بابای جوانم چه کنم سر بی تاب پدر بر سر زانوی من است اول درد یتیمی است ، ندانم چه کنم نگران شد پدر از غربت تنهایی من من هم از حالت بابا نگرانم چه کنم سخت بود اینکه ببینم پدرم جان میداد وای من ، وای که کاری نتوانم چه کنم لرزش کاسه ی آب این دل من را لرزاند کوهم و میدهد این داغ تکانم چه کنم پدرم گرچه زمین خورد ولی نیزه نخورد یاد جدم کنم و روضه نخوانم چه کنم بر روی زخم تنش بار دگر زخم زدند تیرباران شدنش کرده کمانم چه کنم میثم مومنی نژاد 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
بسم الله الرحمن الرحیم گوش کن ای عارف روشن ضمیر بر حدیثی روح بخش و دلپذیر از «مناقب» قصه ای جالب شنو مدحت آل ابی طالب شنو جمع می بودند در یک انجمن چند تن از شیعیان بوالحسن هر یکی می گفت با آن دیگری داستانی از امام عسکری از مقام و پاکی و بی عیبی اش از علوم و اطلاع غیبی اش ناصبی خویی ، شنید این گفتگو طعنه زد بر شیعیان نیک خو گرچه شرح آن قضایا می شنود دشمن سر سخت اهل البیت بود هر که آنجا کرد عنوان مطلبی مسخره کردش عدوی ناصبی گفت : این گفتارها افسانه است با خردمندی ، بسی بیگانه است آنچه می گویید فوق باور است کار انسان نیست ، کار داور است تا کنم ثابت خلاف رایتان چند پرسش دارم از مولایتان می نویسم با مدادی بی اثر نامه ای بی رنگ ، بر آن نامور گر جواب نامه ام انشا کند سرّ پنهان مرا افشا کند من به حقانیتش قائل شوم شیعه‌ای مخلص، ز جان و دل شوم بعد بی نام و نشان با فکر زشت نامه ای با خطّ نامرئی نوشت نامه اش بُد حاوی چندین سوال از حضور آن ولیّ ذوالجلال نامه اش بردند با صد احترام در میان نامه ها نزد امام چون جواب نامه ها، ز آن مه رسید ناصبی شد آگه و از ره رسید پس طلب کردی جواب نامه را تا به پا سازد همان هنگامه را نامه را بگرفت و دید آن مستطاب داده بر کلّ سوالاتش جواب زیر پاسخ ها به علم خود امام از وی و از باب وی برده است نام شد دگرگون وضع و حال ناصبی چون عیان گردید بر او مطلبی گشت آگه عسکری بر حق بُود بر خلایق حجت مطلق بُود ز آن جسارت ها دگر خاموش شد از تعجب ساعتی بی هوش شد الغرض وقتی که او آمد به هوش حلقه ی اخلاص را کردی به گوش انتخاب راه با تحقیق کرد عصمتِ ابن الرضا، تصدیق کرد گشت عارف بر مقام عسکری پیروی کرد از امام عسکری جز امامش منکر هر غیر شد شیعه گشت و عاقبت بر خیر شد فاش گویم عاقبت بی چند و چون هر که باشد شیعه هست از فائزون شیعه را دل از ولایت منجلی است در جنان همسایه ی آل علی است بشنو این قلّ و دل ، خیر الکلام هست تنها شیعه بر حق والسلام «ایزدی» از جان مرید عسکری است مذهبش را بر مذاهب برتری است 🤲 التماس دعای فرج 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
مناجات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف صحرا به صحرا کو به کو آقا کجایی؟ هستم تورا در جست و جو آقا کجایی؟ مکه، مدینه، سامرا، یا کاظمینی ای یوسف زهرا بگو، آقا کجایی؟ شاید کنار قبر جدّت روضه داری ای راوی تیغ و گلو آقا کجایی؟ اُمید دارم که می آیی وارث مشک با بیرقِ سرخ عمو، آقا کجایی؟ هر روز می یابم تو را اما هزار آه.. نَشناسمت ای سبزه رو، آقا کجایی؟ وقت ظهورت را کسی تأیین نکرده شد دیدنت سرّ مگو، آقا کجایی؟ من آبرو می گیرم از دیدارِ رویَت رو کن به ما، با آبرو آقا کجایی؟ خیلی زمانَت را نمی گیرم اماما.. اندازه یک گفت و گو، آقا کجایی؟ بین نماز و بین اشک و بین روضه می خوانَمت من با وضو آقا کجایی؟ آیا شود ای جلوه ی مولا که گردم.. ..یک لحظه با تو رو به رو آقا کجایی؟ فصل جوانی ام گذشت ای پیر خلقت گشته سفید از من دو مو آقا کجایی؟ زهرا تو را کرده صدا در کوچه غم ای آخرین اُمید او آقا کجایی؟ سیلی به رویش زد عدو و مجتبی دید مادر فِتاد از رنگ و رو آقا کجایی؟ جان علی و فاطمه دریاب ما را ای مصطفایی خُلق و خو آقا کجایی؟ 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7