eitaa logo
اشعار ناب آیینی
32.5هزار دنبال‌کننده
5.7هزار عکس
1.3هزار ویدیو
112 فایل
✨#بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ✨ ـ مدیریت: @Alihidari . . ☫ ﷽ ☫ 🔸مجموعه بزرگ تبلیغات برتر👇🏽 https://eitaa.com/joinchat/4076535811Cc50237fe56 . ⭐️مجموعه تبلیغاتی ناب 👇🏽 https://eitaa.com/joinchat/2155085856Cb60502bb59
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از تبلیغات برتر
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لاغر کننده فوری به ایران رسید با این محصول کمتر از یکماه 10کیلو وزن کم کن 🔰7 الی 10 کیلو کاهش وزن در کمتر از یکماه، بدون نیاز به رژیم و ورزش 🔰دارای 70 درصد پروتئین خالص 🔰دارای تاییدیه وزارت بهداشت و نشان سیب سبز سلامت برای دریافت اطلاعات و ثبت سفارش با تخفیف فقط تا پایان امشب فرصت باقیست روی لینک زیر کلیک کنید.📲 https://landing.creditsw.ir/EoDQ7 https://landing.creditsw.ir/EoDQ7
یا جواد الائمه ادرکنی آتش گرفته خانه ی دل ، آه مادر می سوزم از زهر هلاهل ، آه مادر عمر مرا چون تو به برگ گل نوشتند با دست خونین مقاتل ، آه مادر دلهای سنگ دشمنان هم سوخت بر من من دشمنی دارم به منزل ، آه مادر بازا که سر بگذارد این دریای غربت با گریه بر دامان ساحل ، آه مادر لب تشنه هستم ، قتلگاهم کربلا شد قاتل نشسته در مقابل ، آه مادر مشکل ندارد، تشنه مردن ، لیک عطشان در زیر خنجر هست مشکل آه مادر مادر رضایت را خبر کن تا ببیند آتش فتاد او را به حاصل آه مادر میثم مومنی نژاد 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
🔹یا جوادالائمه ادرکنی🔹 گر چه از غم، شکسته بالِ من است اشک من شاهد ملالِ من است همه‌شب این زبان حالِ من است یا جوادالائمه ادرکنی! حالِ ابر بهار دارم من دیده‌ای اشک‌بار دارم من «از جهان با تو کار دارم من» یا جوادالائمه ادرکنی! من که مهر تو را خریدارم هم دل‌آزرده، هم گرفتارم «گره افتاده است در کارم» یا جوادالائمه ادرکنی! شد گواهِ شکسته‌بالی من چشم پُر اشک و دستِ خالی من نظری کن به خسته‌حالی من یا جوادالائمه ادرکنی! درد ما را نگفته، می‌دانی نامه را نانوشته می‌خوانی منم و این دو چشم بارانی یا جوادالائمه ادرکنی! ای کرم عبدِ خانه‌زادِ شما رحمت و جود در نهاد شما نَبضِ من می‌زَند به یاد شما یا جوادالائمه ادرکنی! خواهم از بَندِ غم نجات از تو التماس از من التفات از تو تا به دستم رسد برات از تو یا جوادالائمه ادرکنی! 📝 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
🔹اشکِ کفن🔹 تا آه سینه سوزی، از قلب من برآید هر دم هزار نوبت، جانم ز تن برآید بس کوه غصه بردم، بس خون دل که خوردم پیوسته از لبم جان جای سخن برآید.. از بی‌وفایی یار، این بود قسمت من من گریه‌کن بمیرم، او خنده‌زن برآید.. امروز بین حجره، فردا کنار کوچه فریاد غربت من از این بدن برآید نیکوست زهر دشمن در راه دوست کز من هم ساختن به آتش، هم سوختن برآید.. جا دارد از غم من هنگام دفن این تن خون در لحد بجوشد اشک از کفن برآید.. 📝 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
هدایت شده از تبلیغات برتر
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
درمان قطعی ریزش مو طی مدت کوتاه کشف شرکت دانش بنیان ایرانی در آنتن زنده شبکه ســـه ســیــمــا!! ویدیو داخل لینک را حتما مشاهده کنید تا با تاثیرات عجیب این روش درمانی آشنا شوید. بـیـش از ۳۰هـــزار خـانم و آقـا از این روش معجزه‌_آسا نتیجـه گرفتن روی لینک زیر کلیک کنید👇 https://www.20landing.com/214/2527 https://www.20landing.com/214/2527
ولایتمداری و امام شناسی حضرت علی ابن جعفر علیه‌السلام (مدفون در گلزار شهدای قم) مدحُ منقبت امام جوادعلیه‌السلام ؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛ علی ابن جعفر که بر او سلام برادر به کاظم امام همام عموی علی بن موسی الرضا نثارش هماره درود خدا به شهر مدینه مقامش رفیع مکرم به چشم شریف و وضیع نشسته به منبر یکی روز بود کلامش متین و دل افروز بود که وارد شد از در امام جواد چو خورشید در جمعشان پا نهاد ادب کرد با شوق و ذوق تمام ز جا خاست در پیش پای امام به دستش زده بوسه تکریم کرد بر آن مظهر جود تعظیم کرد امام جواد از محبت به او چنین گفت : اجلس ؛ تفضل ، عمو شوی شامل رحمت کردگار تفضل کند بر تو پروردگار به پاسخ چنین گفت : کای منتجب نشستن مرا هست دور از ادب کنار تو ای لازم الاحترام چو بر پای باشی نشستن حرام چو برگشت در پیش اصحاب خود پس از سرزنش ها ، به او گفته شد : جواد است سنش کم و خردسال شما پیرمردی در اوج کمال عمـوی بـزرگ امــام رضـا چنین خم شدی پیش کودک چرا ؟ علی ابن جعفر در آن قیل و قال گرفت از جماعت به پاسخ مجال غضبناک شد رنگش از رخ پرید به اصحاب گفتا که ساکت شوید من از این سخنها که هست اشتباه برم از شما بر خدایم پناه خدا داده بر آن پسر این مقام که در خردسالی شود او امام مودت به او اعتبار من است و انکار فضلش نه کار من است ولایت در او یافته امتداد نهم حجت حق تقی الجواد منم بنده و او امام من است و شایسته ی احترام من است ؛●○●○؛ دلم گشته سرمست جام جواد قلم بوسه زد پای نام جواد جگرگوشه خسرو ارض طوس به درگاه او نه فلک خاکبوس به حق کوثر دومش خوانده اند امید دل مردمش خوانده اند همه خلق اگر جمله بیدل شوند فرزدق و یا اینکه دعبل شوند به مدحش بیان همه نارساست زبان الکن از وصف ابن الرضاست جگر سوز باشد ولی داغ او خزانی شد از زهر کین باغ او غم غربت آتش زده بر دلش که شد محرم راز او قاتلش در حجره بر روی او بسته شد نفسهای او از عطش خسته شد کسی از محبت جوابش نداد به رفع عطش قطره آبش نداد غریبانه در شهر بغداد آه لب تشنه و خسته جان داد آه ولی بر تن او جسارت نشد ردا و عبایش که غارت نشد نرفته است بر روی نیزه سرش و زیر سم اسب ها پیکرش به پایان رسد مثنوی با حسین حسین وا حسین وا حسین گناه (کمیل) است اگرچه کثیر جواد الائمه تو دستش بگیر ✍کمیل کاشانی 📚 منبع: (۱) اصول كافى، ج ۱، ص ۳۲۲ و کتاب زندگى چهارده معصوم عليهم السلام، تالیف شیخ عباس قمی 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
السلام علیک یاصاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف داری دوباره سوز و نوا أيّها الغریب پوشیده ای لباس عزا أيّها الغریب حالا دوباره نزد امامین کاظمین ابری شده ست چشم شما أيّها الغریب این بار روضه خوان جواد الائمه ای آن آسمان لطف و عطا أيّها الغریب آن مظهر سخاوت وجودی که همسرش عمری به او نموده جفا أيّها الغریب پرپر شده ست با لب تشنه میان درد در بین حجره یاس رضا أيّها الغریب از کینه پیکرش شده بر روی پشت بام در زیر آفتاب رها أيّها الغریب اما ز بال چند کبوتر به روی او یک سایبان شده ست بنا أيّها الغریب حالا گریز روضه ی تو کربلا شود چون روضه های صبح ومسا أيّها الغریب اینجا به زیر گُل تن جدّت نهان شده حرفی نشد ز سنگ و عصا أيّها الغریب اینجا نرفته روبه روی چشم دختری بر روی نیزه رأس جدا أيّها الغریب ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
بمیرم با لب تشنه، شبیهِ جد عطشانت میان حجره‌ی دربسته می‌لرزید دستانت بیادِ مقتلِ جدَّت، تنِ تو، دست و پا می‌زد تو در حجره غمین، بیرون ز حجره، شاد عدوانت نه خواهر داشتی تا لحظه‌ای آید به بالینت نه مادر بود تا گوید، بُنَیَّ! جان به قربانت صدای غربتت می‌رفت، چون زهرا به هر خانه صدای هلهله اَفزون برآن شد، قاتلِ جانت جوابِ مهربانی‌های یک عمرِ تو، شد زهری... که سوزاند از جگر تا حنجرت، تا پلکِ چشمانت بیاد کربلا، از آب هم صرف نظر کردی سلامی از جگر دادی، به کامِ خشکِ جانانت گریبان چاک می‌دادی، بیادِ بی‌کفن، هردَم به آن مظلوم می‌گفتی: فدای جسمِ عریانت ترا بردند تا بالای بامِ خانه، از پلّه سرَت زخمی، تنَت مجروح، مَضروب است، دندانت نه چوبِ خیزران خوردی، نه نیزه بر دهانت زد نه زیرِ سمِ مرکب رفت، هرگز جسمِ بی‌جانت بیادِ پهلوی مادر، به پلّه پهلویت، سائید بیادِ نیزه‌ی پهلو، بلند است آهِ سوزانت هنوز آه و نوا، از سیلیِ زهرا به دل داری هنوز از دردِ او می‌گویی و از طرزِ درمانت برای انتقام مادرت، از کودکی گفتی: خودم میگیرم از دشمن، تقاصِ چشمِ گریانت نوای منتقم، در امتدادِ ناله‌اَت، برپاست: که ای مادر! بگیرم انتقام از خصمِ دورانت بگوش ایدل! ندای یالِثاراتُ الحسین آید به صَف ای عاشقان، از کعبه ماهِ عالمین آید حاج محمودژولیده 🔹 🔹 http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7