بنویس علی بخوان شیر خدا
بنویس علی بگو مرد خطر
بنویس علی بخوان اهل نبرد
بنویس علی بگو ابا القمر
علی استاد جبریل و مولای قنبر حیدر
علی صور اسرافیل و ساقی کوثر حیدر
علی مهتاب شب های تاریک دنیای ما
علی امروز و فردا وُ دنیا و عُقبای ما
امیر علی
جوشن کبیر علی
نبض غدیر علی
علی علی علی
امیر علی
خیر کثیر علی
روشن ضمیر علی
علی علی
(علی مولا مولا مولا ، مولا مولا مولا ، علی)
بنویس حسن بخوان شیر جمل
بنویس حسن بگو طعم عسل
بنویس حسن بخوان شاه وفا
بنویس حسن بگو عشق ازل
حسن آقای آقای آقای هر چی آقا
حسن لیلای لیلای لیلای هر چی لیلا
حسن زیبای زیبای زیبای هر چی زیبا
حسن بالای بالای بالای ، هر چی بالا
آقام حسن
ای با مرام حسن
ختم کلام حسن
امام حسن امام حسن
آقام حسن
ماه تمام حسن
رزق مدام حسن
امام حسن امام حسن
(حسن آقام آقام آقام ، آقام آقام آقام ، حسن)
بنویس حسین بخوان عشق خدا
بنویس حسین بگو رب وفا
بنویس حسین برو کرب و بلا
بنویس حسین
حسین آغاز و پایان و تقدیر خلق عالم
حسین اسم زیبای نوشته روی هر پرچم
حسین ای عشق شیرین و دیرین و دلدار من
حسین آقا و ارباب و سلطان و ، سالار من
گوزل حسین
ای بی مَثَل حسین
ای صلی اللهُ علی الحسین علی الحسین
محل حسین
معنی یل حسین
ای صلی اللهُ علی الحسین علی الحسین
(حسین آقام آقام آقام ، آقام آقام آقام حسین)
.
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
چه اتفاق خوبی با اولین سلامت
بها گرفتم آقا فقط به احترامت
تو محضر خداوند دلم شده به نامت
به آرزوم رسیدم حالا منم غلامت
این قلب من از اولشم مال تو بود
سهم نفسات بوده و دنبال تو بود
این چشمه ی چشمای من از اولشم
مرهم برا زخمای تو گودال تو بود
میمیرم گریه نکنم میمیرم سینه نزنم
زندم با روضه و حرم شاه بی غسل و کفنم
****
چه لقمه های پاکی چه آب خوش گواری
تو خونه ی تو خوردم چقدر بزرگواری
یه خواهش دوباره یه التماس از نو
یه کاری کن که باشه همه وجودم از تو
هم جونمو هم عمرمو هم راه نفس
منها کنن از من تو رو میمیرم و بس
این زندگی زندونه برام بی حرمت
آقا تو رها کن منو از بند و قفس
ای تنها خواهش دلم اسمت آرامش دلم
تا سایت رو سره منه هستی آسایش دلم
میمیرم گریه نکنم میمیرم سینه نزنم
زندم با روضه و حرم شاه بی غسل و کفنم
.
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج
بند اول:
آقای خوب دنیا
عالی تر از معلی
عشقت تو سینه ما
جا داره بهترین جا
آقا دلت رو بسپار
به خواهش ما
ما مال کربلاییم
دنیارو دوست نداریم
دنیا یه کاری کرده
دور از ایوون طلاییم
ما مال کربلاییم
عبد ام البنینیم
چشمامونو میبندیم
ایوونت رو میبینیم
یک عمره برای تو سینه میزنم
انقد که پیرهن سیاه میچسبه تنم
انقد اومدم به عشق تو کربلا
که حتی عراقیا هم میشناسنم
.
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
تاج سرم شدی، اصلا تو زندگیمی همه باورم شدی
امالبنین شدی یعنی که مادرم شدی
امالبنین،امالبنین
درد سرت شدم، از بچگی مداحم پشت درت شدم
تو سختیام دخیل نخ محجرت شدم
امالبنین،امالبنین
ای مادر ابلفضل
میشناسی من و اسم من نوکرت ابلفضل
خوب من و بگردون صدقه سر ابلفضل
مادر ابلفضل
ای دنیای ابلفضل
من روضه میخونم واسه چشمای ابلفضل
تو رزق مو میذاری تو دستای ابلفضل
دنیای ابلفضل
سیرم حرمت، زیره حرمت
با دست خودت پا گرفتم من از کرمت
هم آخرت و هم روزی دنیا گرفتم
یا امالبنین
کی گفته شنبه ها، هر روز گدا نشسته سر سفره ی شما
حل کردی کارم و تا صدات کردم امنا
امالبنین،امالبنین
خیر میرسه ازت، امضای کربلا مو خودت میزنی فقط
من رگ میدم برات تا که اسمت میاد وسط
امالبنین،امالبنین
ای بانوی کریمه، چادر شما همیشه سقف زندگیمه
خونواده مون با خونواده ات شده بیمه بانوی کریمه
ای بانوی فداکار، زود میدی جواب من و در میزنم ارباب
باب تو شده پنجره فولاد گرفتار
بانوی فداکار
خیر و برکت، لطف و زحمت
هیچ موقع فراموش نمیشه
نور رحمتت، تو دل من
با هیچی خاموش
ننه امالبنین، ننه امالبنین
.
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج
بند اول:
پشتمو خالی دیدم
پناه به مرد آوردم
ببخش اگه تو حرمت دلت رو درد آوردم
جمع شده بود تو سینه م
دردای پشت دردم
اگه نمیومدما جون تو دق میکردم
از سرمن رفت غم و غصه هام ابالفضل ع
نمی شه باورم تو کربلام ابالفضل ع
دست منو دامن مادر کریمه ت
مادرت آمین میگه به دعام ابالفضل ع
بامرام ابالفضل ع
التیام ابالفضل
آخ دلم رفته فقط با یه سلام ابالفضل ع
رفت و آمدای نفسام ابالفضل ع
دست من نبود صدات زدم امام ابالفضل ع
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج
بند اول:
پشتمو خالی دیدم
پناه به مرد آوردم
ببخش اگه تو حرمت دلت رو درد آوردم
جمع شده بود تو سینه م
دردای پشت دردم
اگه نمیومدما جون تو دق میکردم
از سرمن رفت غم و غصه هام ابالفضل ع
نمی شه باورم تو کربلام ابالفضل ع
دست منو دامن مادر کریمه ت
مادرت آمین میگه به دعام ابالفضل ع
بامرام ابالفضل ع
التیام ابالفضل
آخ دلم رفته فقط با یه سلام ابالفضل ع
رفت و آمدای نفسام ابالفضل ع
دست من نبود صدات زدم امام ابالفضل ع
.
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
درختهای اُمیدیم، از دیار حسن
پُر از شکوفهی عشقیم در بهار حسن
به سَلسَبیل و به زمزم که احتیاجی نیست!
رسیده است لبِ ما به جویبار حسن
به دخل کاسبیام برکتی فراوان داد
از آن زمان که شدم خادم تبار حسن
همین دو لقمهی نان را حسن به ما بخشید
گرفته سفرهی ما رنگ از اعتبار حسن
کریمبودنِ او قابلِ محاسبه نیست...
کجا ترازوی ما و کجا عیار حسن؟!
کدام شاه نشسته است با جذامیها؟!...
بلند میشوم از جا به افتخار حسن
شنیدهام که به سگ هم غذا تعارف کرد!
هنوز ماتم از این لطفِ بی شمار حسن
بنازمش که چنان شیر، از جمل برگشت
چه کرد در دل آن فتنه، ذوالفقارِ حسن
من از طفولیتم عاشق دو شاه شدم
منم دچار حسین و منم دچار حسن
در اربعین حسینی، حسن جلودار است
قدم زدم همهی جاده را کنار حسن
عمودِ یکصد و هجده، بهشتِ مشّایهست
خدا رسانده خودش را سرِ قرار حسن
حسین با همهی دلرُباییاش، حسنیست
ببین دل از همه بُردن شدهست کار حسن
خیالبافی من صحنسازیِ حسن است...
شبیه مشهد ما میشود مزار حسن
* * *
میان معبری از نور، ناگهان شب شد
چه دید در دل آن کوچه، چشم تار حسن؟!
حراملقمه به مادر دو دست سیلی زد...
سیاه شد پس از آن کُلِّ روزگار حسن
.
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
ما هرچه که هستیم غلام حسن هستیم
دیوانه و سرگشتهی نام حسن هستیم
یکبار نشد روزی ما را نرساند
شرمندهی الطاف مدام حسن هستیم
با مرد جذامی سر یک سفره نشسته
دیوانهی این لطف و مرام حسن هستیم
اصلاً به کسی ربط ندارد که همه عمر_
ریزه خور دستانِ امام حسن هستیم
صلح حسن از هر نظری عین قیام است
ما تابع این صلح و قیام حسن هستیم
از صلح حسن هست حسینی شدن ما
باید بنویسند حسن بر کفن ما
ما زنده از آنیم که آرام نگیریم
ترسی به دل از فتنهی ایام نگیریم
از روز ازل نوکر این خانه شدیم و
جز بر در این خانه سرانجام نگیریم
مجنون حسینیم و همه شهر بدانند
زشت است که مجنونِ حسن نام نگیریم
هر کس به طریقی بشود مست؛ ولی ما
جز از لب پیمانهی او کام نگیریم
هر وقت بنا شد که بسازند حرم را
ما کارگری کرده و انعام نگیریم
روزی برسد صاحب زوار شود او
مانند امامان حرم دار شود او
او شاه کرم هست و برایش حرمی نیست
بالاتر از این غم به خدا هیچ غمی نیست
حکام عرب را چه به این خاک مطهر
افسوس! بقیع دست امیر عجمی نیست
این بی حرم آنقدر کریم است و کریم است
که بخشش صد حاتم طایی رقمی نیست
آقای مدینه چه غریب است خدایا
در خانهی خود کشته شدن داغ کمی نیست
از ماتم او عرش خدا غرق عزا شد
افسوس که این مرثیه را محتشمی نیست
باید بسرایند همه از کرم او
تجدید بنا میشود آخر حرم او
ای وای از آن روز که بال و پر او سوخت
از زهر هلاهل همهی پیکر او سوخت
این زهر چنان بود که شد پیکر او سبز
این زهر چنان بود که پا تا سر او سوخت
طشت است پر از خون و جگر پاره، خدایا
با دیدن این صحنه، دل خواهر او سوخت
فرمود که "لا یوم کیومک" به حسینش
از ماتم بی سر شدن پیکر او سوخت
راحت شده از خاطرهها، شاهد کوچه
زآن روز که در آتش کین، مادر او سوخت
این زهر که نه، کوچهی غم خونجگرش کرد
نزدیک چهل سال چو شمعِ سحرش کرد
.
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
فقیر آمد سراغش، سیر برگشت
سفیه ساده با تدبیر برگشت
کرامت خواست سَر بالا بگیرد
حسن را دید و شد تحقیر، برگشت
هزاران حیلهی آل امیه
برای جنگ، بی تأثیر برگشت
خدا تنها خبر دارد که دستش
کجاها رفت تا شمشیر، برگشت
چه آمد بر سرش در کوچه آنروز
که کودک رفت اما پیر برگشت
مسیر خانه تا مسجد، کم، اما
حسن با مادر خود دیر برگشت
نوشتند او میان کوچه دق کرد
فقط با معجزه، تقدیر برگشت
برای زینب عاشورا شد آغاز
چو تابوت حسن با تیر برگشت
.
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
کرامت مثل یک جرعهست از پیمانۀ جانش
سخاوت لقمهای از سادگی سفرۀ نانش..
کسی که سایۀ او مایۀ آرامش دنیاست
دلش در بند دنیا نیست، دنیا هست زندانش
سپاهش را صدای سکه غرق روسیاهی کرد
نه مردی نه نبردی بود، خالی بود میدانش
صَلاح اینگونه میبیند، سِلاح صلح بردارد
چه دارد رهبری که زیر پا افتاده فرمانش؟..
امام غیرت و غربت کنار دشمنِ سرسخت
چه رنجی میکشید از دوستان سُستپیمانش
زبان سرزنش خاری شد و آزرد روحش را
مُعِزّالمؤمنین بود و نفهمیدند یارانش
کسی که چشم فتنه کور شد با برق شمشیرش
چگونه گوشهای بنشیند و سر در گریبانش...
چه زهری مَحرمش بوده؟ چه دردی همدمش بوده؟
نمیدانم چه راز سینهسوزی بوده مهمانش!
به روی دستهای آل طاها باز تابوتیست
مبادا زخم بردارد، مبادا تیربارانش...
اگرچه تلختر از زهر بوده زندگی امروز
ولی فردا عسل میریزد از کام جوانانش
خیالت جمع سردار جمل! تنها نمیمانی
به زودی کربلا از راه میآید که طوفانش...
.
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
نشستم گوشهای از سفرهی همواره رنگینت
چه شوری در دلم افتاده از توصیف شیرینت
به عابرها تعارف میکنی دار و ندارت را
تو آن باغی که میریزد بهشت از روی پرچینت
کرم یک ذره از سرشار، سرشارِ صفت هایت
حسن یک دانه از بسیار، بسیارِ عناوینت
دهان وا میکند عالم به تشویق حسین اما
دهانِ رحمة للعالمین واشد به تحسینت
تو دینِ تازهای آوردهای از دیدِ این مردم
که با یک گل کنیزی میشود آزاد در دینت
معز المؤمنین خواندن، مذل المؤمنین گفتن
اگر کردند تحسینت، اگر کردند نفرینت_
برای تو چه فرقی دارد ای والتین و الزیتون!
که میچینند مضمون، آسمانها از مضامینت
بگو تا تیغ برداریم اگر جنگ است آهنگت
بگو تا تیغ بگذاریم اگر صلح است آیینت
خدا حیران شمشیر علی در بدر و خندق بود
علی حیران تیغ نهروانت، تیغ صفینت
بگو از زیر پایت جانماز این قوم بردارند
محبت کن! قدم بگذار بر چشم محبینت
تورا پایین کشیدند از سر منبر که میگفتند:
چرا پیغمبر از دوشش نمیآورد پایینت
درون خانه هم مَحرم نمیبینی تحمل کن
که میخواهند، ای تنهاترین تنهاتر از اینت
تو غمهای بزرگی در میان کوچهها دیدی
که دیگر این غمِ کوچک نخواهد کرد غمگینت
از آن پایی که بر در کوفت بر دل داشتی داغی
از آن دستان سنگین بیشتر شد داغ سنگینت
سر راهت میآمد آنکه نامش را نخواهم برد
برای آنکه عمری تازه باشد زخم دیرینت
برای جاریِ اشکت سراغ چاره میگردی
که زینب آمده با چادر مادر به تسکینت
به تابوتِ تو حتی زهر خود را کینه خواهد ریخت
چه میشد مثل مادر نیمهی شب بود تدفینت
صدایت میزند اینک یتیمت از دل خیمه
که اورا راهی میدان کنی با دست آمینت
هزاران بار جان دادی ولی در کربلا آخر
در آغوش برادر دست و پا زد جانِ شیرینت
کدامین دست دستِ کودکت را بر زمین انداخت؟
نمک نشناس آن دستی که روزی بوده مسکینت
دعا کن زخم غمهایت بسوزاند مرا یک عمر
نصیبم کن نمک از سفرهی همواره رنگینت
.
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7