درختهای اُمیدیم، از دیار حسن
پُر از شکوفهی عشقیم در بهار حسن
به سَلسَبیل و به زمزم که احتیاجی نیست!
رسیده است لبِ ما به جویبار حسن
به دخل کاسبیام برکتی فراوان داد
از آن زمان که شدم خادم تبار حسن
همین دو لقمهی نان را حسن به ما بخشید
گرفته سفرهی ما رنگ از اعتبار حسن
کریمبودنِ او قابلِ محاسبه نیست...
کجا ترازوی ما و کجا عیار حسن؟!
کدام شاه نشسته است با جذامیها؟!...
بلند میشوم از جا به افتخار حسن
شنیدهام که به سگ هم غذا تعارف کرد!
هنوز ماتم از این لطفِ بی شمار حسن
بنازمش که چنان شیر، از جمل برگشت
چه کرد در دل آن فتنه، ذوالفقارِ حسن
من از طفولیتم عاشق دو شاه شدم
منم دچار حسین و منم دچار حسن
در اربعین حسینی، حسن جلودار است
قدم زدم همهی جاده را کنار حسن
عمودِ یکصد و هجده، بهشتِ مشّایهست
خدا رسانده خودش را سرِ قرار حسن
حسین با همهی دلرُباییاش، حسنیست
ببین دل از همه بُردن شدهست کار حسن
خیالبافی من صحنسازیِ حسن است...
شبیه مشهد ما میشود مزار حسن
* * *
میان معبری از نور، ناگهان شب شد
چه دید در دل آن کوچه، چشم تار حسن؟!
حراملقمه به مادر دو دست سیلی زد...
سیاه شد پس از آن کُلِّ روزگار حسن
.
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
ما هرچه که هستیم غلام حسن هستیم
دیوانه و سرگشتهی نام حسن هستیم
یکبار نشد روزی ما را نرساند
شرمندهی الطاف مدام حسن هستیم
با مرد جذامی سر یک سفره نشسته
دیوانهی این لطف و مرام حسن هستیم
اصلاً به کسی ربط ندارد که همه عمر_
ریزه خور دستانِ امام حسن هستیم
صلح حسن از هر نظری عین قیام است
ما تابع این صلح و قیام حسن هستیم
از صلح حسن هست حسینی شدن ما
باید بنویسند حسن بر کفن ما
ما زنده از آنیم که آرام نگیریم
ترسی به دل از فتنهی ایام نگیریم
از روز ازل نوکر این خانه شدیم و
جز بر در این خانه سرانجام نگیریم
مجنون حسینیم و همه شهر بدانند
زشت است که مجنونِ حسن نام نگیریم
هر کس به طریقی بشود مست؛ ولی ما
جز از لب پیمانهی او کام نگیریم
هر وقت بنا شد که بسازند حرم را
ما کارگری کرده و انعام نگیریم
روزی برسد صاحب زوار شود او
مانند امامان حرم دار شود او
او شاه کرم هست و برایش حرمی نیست
بالاتر از این غم به خدا هیچ غمی نیست
حکام عرب را چه به این خاک مطهر
افسوس! بقیع دست امیر عجمی نیست
این بی حرم آنقدر کریم است و کریم است
که بخشش صد حاتم طایی رقمی نیست
آقای مدینه چه غریب است خدایا
در خانهی خود کشته شدن داغ کمی نیست
از ماتم او عرش خدا غرق عزا شد
افسوس که این مرثیه را محتشمی نیست
باید بسرایند همه از کرم او
تجدید بنا میشود آخر حرم او
ای وای از آن روز که بال و پر او سوخت
از زهر هلاهل همهی پیکر او سوخت
این زهر چنان بود که شد پیکر او سبز
این زهر چنان بود که پا تا سر او سوخت
طشت است پر از خون و جگر پاره، خدایا
با دیدن این صحنه، دل خواهر او سوخت
فرمود که "لا یوم کیومک" به حسینش
از ماتم بی سر شدن پیکر او سوخت
راحت شده از خاطرهها، شاهد کوچه
زآن روز که در آتش کین، مادر او سوخت
این زهر که نه، کوچهی غم خونجگرش کرد
نزدیک چهل سال چو شمعِ سحرش کرد
.
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
فقیر آمد سراغش، سیر برگشت
سفیه ساده با تدبیر برگشت
کرامت خواست سَر بالا بگیرد
حسن را دید و شد تحقیر، برگشت
هزاران حیلهی آل امیه
برای جنگ، بی تأثیر برگشت
خدا تنها خبر دارد که دستش
کجاها رفت تا شمشیر، برگشت
چه آمد بر سرش در کوچه آنروز
که کودک رفت اما پیر برگشت
مسیر خانه تا مسجد، کم، اما
حسن با مادر خود دیر برگشت
نوشتند او میان کوچه دق کرد
فقط با معجزه، تقدیر برگشت
برای زینب عاشورا شد آغاز
چو تابوت حسن با تیر برگشت
.
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
کرامت مثل یک جرعهست از پیمانۀ جانش
سخاوت لقمهای از سادگی سفرۀ نانش..
کسی که سایۀ او مایۀ آرامش دنیاست
دلش در بند دنیا نیست، دنیا هست زندانش
سپاهش را صدای سکه غرق روسیاهی کرد
نه مردی نه نبردی بود، خالی بود میدانش
صَلاح اینگونه میبیند، سِلاح صلح بردارد
چه دارد رهبری که زیر پا افتاده فرمانش؟..
امام غیرت و غربت کنار دشمنِ سرسخت
چه رنجی میکشید از دوستان سُستپیمانش
زبان سرزنش خاری شد و آزرد روحش را
مُعِزّالمؤمنین بود و نفهمیدند یارانش
کسی که چشم فتنه کور شد با برق شمشیرش
چگونه گوشهای بنشیند و سر در گریبانش...
چه زهری مَحرمش بوده؟ چه دردی همدمش بوده؟
نمیدانم چه راز سینهسوزی بوده مهمانش!
به روی دستهای آل طاها باز تابوتیست
مبادا زخم بردارد، مبادا تیربارانش...
اگرچه تلختر از زهر بوده زندگی امروز
ولی فردا عسل میریزد از کام جوانانش
خیالت جمع سردار جمل! تنها نمیمانی
به زودی کربلا از راه میآید که طوفانش...
.
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
نشستم گوشهای از سفرهی همواره رنگینت
چه شوری در دلم افتاده از توصیف شیرینت
به عابرها تعارف میکنی دار و ندارت را
تو آن باغی که میریزد بهشت از روی پرچینت
کرم یک ذره از سرشار، سرشارِ صفت هایت
حسن یک دانه از بسیار، بسیارِ عناوینت
دهان وا میکند عالم به تشویق حسین اما
دهانِ رحمة للعالمین واشد به تحسینت
تو دینِ تازهای آوردهای از دیدِ این مردم
که با یک گل کنیزی میشود آزاد در دینت
معز المؤمنین خواندن، مذل المؤمنین گفتن
اگر کردند تحسینت، اگر کردند نفرینت_
برای تو چه فرقی دارد ای والتین و الزیتون!
که میچینند مضمون، آسمانها از مضامینت
بگو تا تیغ برداریم اگر جنگ است آهنگت
بگو تا تیغ بگذاریم اگر صلح است آیینت
خدا حیران شمشیر علی در بدر و خندق بود
علی حیران تیغ نهروانت، تیغ صفینت
بگو از زیر پایت جانماز این قوم بردارند
محبت کن! قدم بگذار بر چشم محبینت
تورا پایین کشیدند از سر منبر که میگفتند:
چرا پیغمبر از دوشش نمیآورد پایینت
درون خانه هم مَحرم نمیبینی تحمل کن
که میخواهند، ای تنهاترین تنهاتر از اینت
تو غمهای بزرگی در میان کوچهها دیدی
که دیگر این غمِ کوچک نخواهد کرد غمگینت
از آن پایی که بر در کوفت بر دل داشتی داغی
از آن دستان سنگین بیشتر شد داغ سنگینت
سر راهت میآمد آنکه نامش را نخواهم برد
برای آنکه عمری تازه باشد زخم دیرینت
برای جاریِ اشکت سراغ چاره میگردی
که زینب آمده با چادر مادر به تسکینت
به تابوتِ تو حتی زهر خود را کینه خواهد ریخت
چه میشد مثل مادر نیمهی شب بود تدفینت
صدایت میزند اینک یتیمت از دل خیمه
که اورا راهی میدان کنی با دست آمینت
هزاران بار جان دادی ولی در کربلا آخر
در آغوش برادر دست و پا زد جانِ شیرینت
کدامین دست دستِ کودکت را بر زمین انداخت؟
نمک نشناس آن دستی که روزی بوده مسکینت
دعا کن زخم غمهایت بسوزاند مرا یک عمر
نصیبم کن نمک از سفرهی همواره رنگینت
.
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
.
#فراق_کربلا
دلتنگ قبـور عتباتیـم همه
در حسـرت امضـای براتیـم همه
طوفان زده ایم و در هیاهوی زمین
محتاج سفینـة النجـاتیم همه
.
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
_شور اامیر المومنین
_کربلایی حسین ستوده
[ ]بند اول
دلبر جانانه
ساقی میخانه
آخرشم میشم
از عشق ایوون طلات
دیوانه دیوانه
جنونم علی
خدا رو دادی نشونم علی
لقب شیر به گرگ نمیدن
مولانه یه نفره ادنم علی
مرجع ناب
یل جذاب
ابا الارباب
علی مولا مولا
علی الحق
یل خندق
شه مطلق
علی مولا مولا
علی علی مولانا
[ ]بند دوم
دلبرِ فتانه
ساقیِ مِیخانه
آخرشم میشم از عشق ایوون طلات
دیوانه دیوانه
جنونم علی
خدارو دادی نشونم علی
لقبِ "شیر" و به " گُرگ " نمیدن
"مولانا" یه نفره اونم علی
خرابم علی...
حضرتِ عالیجنابم علی
خمارِ چشم سیاه توام
بده دوجرعه شرابم علی
.
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
---------------------------------
پای غمت گیرم حسین
نوشتهی کتاب تقدیرم حسین
از غیر تو، سیرم حسین
آخر یه شب تو روضه میمیرم حسین
هرشب باید مجنونت شم
لیلا کیه؟ لیلا تویی قربونت شم
بی سر و بی سامونت شم
کاشکی بشه کرب و بلا مهمونت شم
با روضههاش قلبم گرفت
قاب چشمامو بارون نم نم گرفت
گفتم حسین گریم گرفت
انقدر مرده که دست نامردم گرفت
هرشب باید مجنونت شم
لیلا کیه؟ لیلا تویی قربونت شم
بی سر و بی سامونت شم
کاشکی بشه کرب و بلا مهمونت شم
.
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
(بند اول)
معرکه باشه لشکر باشه
صحبت از فتح خیبر باشه
طبیعیه بعد از پیغمبر
همه نگاها به حیدر باشه
تصور کن علی ذوالفقار میگیره
بعد کشتن مرحب به سمت در میره
حالا برگرد و ببین روی اون کوه
ای بابا بازم این داره در میره
لفظ عین و شین و قاف حیدر
شیر هر مصاف حیدر
لعنت به کسی که با تو داره اختلاف حیدر
تو اگه مولا نیستی
من نمیدونم کعبه
پس چرا برای تو خورده شکاف حیدر
علی مولا علی مولا
(بند دوم)
فریضه باشه واجب باشه
وقت اذان مغرب باشه
یک جماعت به امامت
علی ابن ابیطالب باشه
تصور کن علی نماز که میبنده
خود خدا فقط ذوق میکنه میخنده
به خدا ما هزار ساله پی اینیم که
ثابت بکنیم علی خداست نه بنده
شاه لوح لوکشف حیدر
عزت و شرف حیدر
جانشین مصطفی خلیفه خلف حیدر
خوشبهحال اونی که
روبهروی ایوونه
سجده میکنه هر دفعه که میاد نجف حیدر
علی مولا علی مولا
.
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
ای
زیباصنم،والا مقام،قدسی شجر
قمر بنی هاشم
ای
قدرت جنم،ماهتمام،شهدوشکر
قمربنیهاشم
ماه ام البنین ابوفاضل
خوشگل و مه جبین ابوفاضل
مامن الخائفین ابوفاضل
ابوفاضل ابوفاضل
رعنا قمره زیبا قمره یکتا قمره
قمرالله یا ابوالفضل
آقا قمره مولا قمره سقا قمره
قمرالله یا ابوالفضل
ای
مژگان سیه،ابروکمان،گیسو کمند
قمربنی هاشم
ای
فرزنده شه،شیرین بیان،بالا بلند
قمربنی هاشم
نطفه شام خ ابوفاضل
صاحب برزخ ابوفاضل
نون ام از مطبخ ابوفاضل
ابوفاضل ابوفاضل
خلقا حسنه
خُلقا حسنه
کلا حسنه
وجنات ابوفاضل
قطعا علیه
رزما علیه
عینا علیه
ضربات ابوفاضل
.
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
کسی ندیدم که شبیه تو اینجوری پای شوهرش باشه
عروس خونواده زهرا باید خصوصیات اخلاقش
یا کع شبیه حضرت زینب با اینکه مثل مادرش باشه
تورو بانو خطاب میکنم
راه تو انتخاب میکنم
بچه هامو یه روز برده
بچه های رباب میکنم
قهرمان بانوی لشکر ثارالله
هرنفس بودی با خواهر ثارالله
انتخابت کرده مادر ثارالله
به تو مادر میگه دختر ثارالله
حضرت ربابی ناب ناب نابی
کسی ندیدم که شبیه تو به ابروهاش خمی نیاورده
عروس خونواده زهرا باید شبیه عمه سادات
شهامتش مقابل دشمن دمار لشکرو درآورده
مثل زینب نگاه میکنی
تکیه به تکیه گاه میکنی
لشگر از تو فرار میکنه
روزشون رو سیاه میکنی
بی زره با چادر پازدی مردانه
پا به پای زینب اومدی جانانه
هر کاری کردن که تو بیوفتی از پا
اما افتاد از پا پسر مرجانه
.
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7
#ارسالی
منم که بازنده این بازی شدم
به مو رسیده زندگیم خیالی نیست
به مرگ گرفتم که به تب راضی شدم
آبرو دار پیش مردم ،سنگ رو یخم نکن
من میمیرم از خجالت ، واسم ابرو خم نکن
سرم آقا خورد به سنگو ، دیدی آخرم شکست
خودم اصلا به جهنم ، دله مادرم شکست
منو به حال خودم رها نکنیا
منو آقا تحبس الدعا نکنیا
عرق شرمه که رو صورت منه
منو شرمنده آدما نکنیا
هر دفعه که جا میزنم تو زندگی
میای اوضامو مرتب میکنی
کسی به اندازه تو منو نخواست
برات میمیرم که برام تب میکنی
گم شدم تو دل مرداب ، ماه کاملم شدی
سهم قلبم خونه دل بود ، مرهم دلم شدی
ای عزیزم
دیگه از دست من آه سرد نکشیا
دست از این عاشق پرسه گرد نکشیا
بر ندار آقا ی لحظه چشمتو از ازم
همه دردات به سرم تو درد نکشیا
.
🔹 #اشعار_ناب_آیینی 🔹
http://eitaa.com/joinchat/1035468802Cef07e8d2e7