دلبــرم باشی جهانـم را فدایـت میکنم ؛
با نگاهی از تو جانـم را فدایـت میکنم .
نمیدانــم چرا دست از ســر ِمــن برنمیداری؟
چرا اینگونهای در خواب ِمن تا صبح بیداری!
دردمجوان، زخمـمکهن، سوزم هويدا در سخن ؛
دلدار ِمن، پيمانشکن، بيچارهدل، بيچاره مــن .