نفس عمیق می کشم و به گفتگوی پیش آمده فکر نمی کنم و سعی بر این می کنم تا صحبت های زده شده بر حال و اعتماد بنفس اندکی که برای خودم راه انداخته ام اثری نزارد🦔
اگر می شد مثل یک جوجه تیغی عمل کرد و هرجا خطری حس می شد تیغی پرتاب کرد خوب می بود اصلا شاید آن وقت کسی به خودش اجازه نمی داد سخنی بگوید که بشکند چیزی را