نفس عمیق می کشم و به گفتگوی پیش آمده فکر نمی کنم و سعی بر این می کنم تا صحبت های زده شده بر حال و اعتماد بنفس اندکی که برای خودم راه انداخته ام اثری نزارد🦔
اگر می شد مثل یک جوجه تیغی عمل کرد و هرجا خطری حس می شد تیغی پرتاب کرد خوب می بود اصلا شاید آن وقت کسی به خودش اجازه نمی داد سخنی بگوید که بشکند چیزی را
باورمم نمیشهه قبل این که محفل شروع بشه داشتیم با خواهرم میگفتیم کاش احسان هم یه بار بعنوان مهمون بیارن خیلی باحال میشهه بعد دیدیممم تو شروع برنامه که مهمونا رو نشون میده احسان جزوشونههههه