گوش سوی حرف من از رحم جانانم نکرد
خواست داند درد من دانست و درمانم نکرد
#شعر #ابوالحسن_فراهانی
📜 @sheraneh_eitaa
تا روشن شد دیده ام از رقعه دوست
چون غنچه ز خرمی نگنجم در پوشت
جبریل امین آمده یا قاصد یار
این رقعه آیه رحمت است یار رقعه ی دوست
#شعر #ابوالحسن_فراهانی
📜 @sheraneh_eitaa
abolhasan.gif
حجم:
7.3K
ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید.
سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان امامقلی خان در آمد و کارش بالا گرفت. ولی آخرالامر بدگویان دربارهاش سعایت کردند و به بهانهٔ حرکتی نامناسب به فرمان امامقلی خان به قتل رسید.
#ابوالحسن_فراهانی #معرفی_شاعر
📜 @sheraneh_eitaa
یا رضای دوست باید یا رضای خویشتن
آشنای او نباید آشنای خویشتن
آتشم بی سوختن چون زندگانی می کنم
تا نسوزم برنمی خیزم ز جای خویشتن
من سزای آتش و از دیده آبم برکنار
در کنار خود نمی بینم سزای خویشتن
گرنه در آیینه خود را دیده ای زنجیر زلف
از چه رو می افکنی هردم به پای خویشتن
بی تو دل خون کردم و از دیده بیرون ریختم
عاقبت از دل گرفتم خون بهای خویشتن
گفتمش درد دل و گفت از خدا شرمی بدار
کس در آتش چون رود هردم به پای خویشتن
ای که میگویی چرا بر خود نمیسوزد دلت
آتشم، آتش نمیسوزد برای خویشتن
#ابوالحسن_فراهانی #شعر
📜 @sheraneh_eitaa
میان یار و جان فرقی نمیداند دل عاشق
بلی دیوانه هرگز دوست از دشمن نمیداند
#شعر #ابوالحسن_فراهانی
📜 @sheraneh_eitaa
دور از رخ دلگشایت ای مایه ناز
معذورم اگر نموده ام دیده فراز
تاریک شد است بی تو بر من عالم
در تاریکی دیده چه پوشیده چه باز
#شعر #ابوالحسن_فراهانی
📜 @sheraneh_eitaa
می توانستم به کویش با صبا رفتن، ولی
آن چنانم سوخت هجرانش که خاکستر نماند
#شعر #ابوالحسن_فراهانی
📜 @sheraneh_eitaa
دل وصل تو خواهد ز من ای مهر گسل
من وصل تو جویم ز دل بی حاصل
القصه که مردم به تمنای وصال
دل دامن من گیرد و من دامن دل
#شعر #ابوالحسن_فراهانی
📜 @sheraneh_eitaa