eitaa logo
شاعرانه
22هزار دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
87 فایل
🔹 تبلیغات ⬅️ کانون تبلیغاتی قاصدک @ghaasedak 🔴تبادل نظر و ارسال اثر https://eitaayar.ir/anonymous/G246.b53
مشاهده در ایتا
دانلود
سیدمحمدمهدی شفیعی ۱۳ شهریور ۱۳۷۰ در اهواز متولد شد. خاندان او از علما و اهل ادب بودند و رشد کردن در چنین محیطی بسیار در انتخاب مسیر زندگی او مؤثر بود. شفیعی سرودن را به‌طور جدی از دوره پیش‌دانشگاهی آغاز کرد و پس از اخذ مدرک دیپلم به دروس حوزوی روی آورد. آشنایی با میلاد عرفان‌پور و محمدمهدی سیار بسیار برای او مغتنم بود و باعث شد مسیر پیشرفت را سریع‌تر طی کند. او از اساتید حوزۀ علمیه به شمار می‌رود و دبیری پنجمین دوره جشنواره شعر حوزه (اشراق) را نیز در کارنامه دارد. مجموعۀ «مرز ما عشق است» تنها اثر او است. 📜 @sheraneh_eitaa
ما گرم نماز با دلی آسوده او خفته به خاکِ جبهه خون‌آلوده ما منتظر امام غایب هستیم او منتظر امام قائم بوده بیروت، قطیف، زاریا، سامرا غزه، صنعا، منامه و الزهرا امروز به نام قائم آل رسول هر گوشۀ این جهان قیامی‌ست به‌پا 📜 @sheraneh_eitaa
کیست او؟ آن‌که بین خانۀ خود، مکر دشمن مجاورش بوده‌ست او که انگار در تمام قرون، هرچه غربت معاصرش بوده‌ست او که از روزهای کودکی‌اش، شعله در خانۀ دلش افتاد دم‌ به‌ دم داغ ظهر عاشورا، در نفس‌های آخرش بوده‌ست نه فقط شد مدینه مدیونش، کربلا میوه داد از خونش آن شهیدی که سیدالشهدا، هر شب جمعه زائرش بوده‌ست صلح او تیغ در نیام علی‌ست، کربلا جلوۀ قیام علی‌ست باطن تیغ مرتضاست یکی، فرق قصه به ظاهرش بوده‌ست آن زمان که مسافری خسته، لب گشوده به طعنه و توهین میزبان در عوض فقط فکرِ آب و نان مسافرش بوده‌ست «دوستان را کجا کند محروم، او که با دشمنان نظر دارد» دشمنش میهمان سفرۀ اوست، چه‌ رسد آن‌که شاعرش بوده‌ست 📜 @sheraneh_eitaa
خودت را از هرآنچه غیر عشق او رها کردی خودت را نذر او کردی و از عالم جدا کردی به زهرا قول دادی خادم ایتام او باشی بلاگردانشان بودی به قول خود وفا کردی برای پاسداری از حسینش بچه‌هایت را فدا کردی، فدا کردی، فدا کردی، فدا کردی بشیر از ماه تو گفت و تو از خورشید پرسیدی ادب را تربیت کردی ولا را مبتلا کردی علمدار عزای زینت دوش نبی بودی در آغوش مدینه خیمۀ ماتم به پا کردی تو خاک تیره را با اشک چشمانت بها دادی تو خاک تیره را با اشک چشمانت طلا کردی نشستی روضه خواندی در دل تاریک قبرستان زمین مرده را با اشک خود دارالشفا کردی شبیه فاطمه اشکت چراغ راه مردم شد برای گریه هرجا کربلایی دست و پا کردی چه مادرها که نور تو چراغ راهشان بوده چه فصلی در کتاب غیرت و ایثار وا کردی جهان را خیمۀ شیدایی اصحاب عاشورا جهان را مجلس مرثیۀ خون خدا کردی 📜 @sheraneh_eitaa
با بادها آرام و نامحسوس می‌آید بوی خوشی از سمت و سوی طوس می‌آید هنگام تطهیر است و باید دل به دریا زد مرداب تا آغوش اقیانوس می‌آید خورشید در دست از حریمت باز می‌گردد آنکه به پابوس تو با فانوس می‌آید تیر و کمان از دست هر صیاد می‌افتد تا بچه آهویی به سوی طوس می‌آید خورشید، سر در پیرهن، از سمت «پایین پا» هر شب سلامی می‌دهد، پابوس می‌آید تسبیح در دست از دل «صحن عتیق»ات ماه هر صبح با «یا نور و یا قدوس» می‌آید دل کندن از دامان تو سخت است و زائر، باز از شهر تو با اشک و با افسوس می‌آید.. 📜 @sheraneh_eitaa
سر را گرفت در دل چادر به دامنش سر را گذاشت غرق تفکر به دامنش "یا آتش محبت، یا آتش عذاب" * او بود و شعله شعله تحیر به دامنش دل کند از زمین که نماند الی الابد در این مصاف، ننگ تکاثر به دامنش آمد سوی حسین سرافکنده و خجل می‌ریخت اشک‌هاش چنان دُر به دامنش او هم شهید شد که نماند اسیر مرگ حالا حسین بود و سر حُر به دامنش * إنّی وَاللّهِ اُخَیِّرُ نَفسی بَینَ الجَنَّهِ وَالنّارِ 📜 @sheraneh_eitaa
همه از هر کجا باشند از این راه می‌آیند به سویت ای امین‌الله خلق‌الله می‌آیند صف جن و ملک با زائرانت هم‌قدم هستند به عشقت از عوالم، خیل خاطرخواه می‌آیند زمین سرمست راه افتاد و بر ما راه آسان شد زمین و آسمان با زائرانت راه می‌آیند ببین شانه به شانه هم سفید و هم سیاه اینجا به شوق دیدن تو پا به‌ پا، همراه می‌آیند گروهی غرق توصیف‌اند و مستِ مدح چشمانت گروهی روضه‌خوان، با سیل اشک و آه می‌آیند به شهرت می‌رسند و حال و روز شهر بارانی است پر از بغض‌اند و نم‌نم تا دم درگاه می‌آیند مدار عاشقی سقاست، آغاز طواف از اوست به سوی آفتاب آنجا به اذن ماه می‌آیند قیامت کرده‌ای، انگار تصویری‌ست از محشر که دوشادوشِ هم نزدت گدا و شاه می‌آیند نکیر و منکر از من گرچه زهر چشم می‌گیرند به لطف گوشه‌چشمت آخرش کوتاه می‌آیند 📜 @sheraneh_eitaa