eitaa logo
شعر فارسی
1.9هزار دنبال‌کننده
5.1هزار عکس
315 ویدیو
9 فایل
🌸شعر فارسی🌸 🔸دور از همه هیاهوهای دنیا اینجا می تونی با جرعه هایی از شعر شیرین و گوارای فارسی به روحت استراحت بدی. 🌼غزل 🌸قصیده 🌷مثنوی 🌹تک بیت 🌺عکس نوشته 🌻شعر نو 💐و... ادمین: @admin_for تبلیغات: https://eitaa.com/joinchat/640811208C7f1d0a63c0
مشاهده در ایتا
دانلود
چون نقطه اگر ساکنِ یک‌ جای شوی چون دایره گر محیط‌پیمای شوی از قسمتِ خویش دست بیرون ناری گر چون سرِ پرگار همه پای شوی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ @Shere_farsi
‌ ما به فرمان دل او هرچه گوید آن کنیم... - مولانا @Shere_farsi
یا رب نظر تو برنگردد، برگشتن روزگار سهل است...❤️ @Shere_farsi
محبت بس‌که پُر کرد از وفا جان و تن ما را کند یوسف صدا گر بو کنی پیراهن ما را 👤 🏷 @Shere_farsi ⛵️
مگو مفارقت جان و تن چگونه بوَد به جان دوست که هجران هزار چندان است مجال دیدنِ رویت نماند چشمِ مرا که شکل مردمکش زیر اشک پنهان است ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ @Shere_farsi
‌ جز اينم هنرى نيست؛ كه آشيانِ تو باشم.... - احمد شاملو @Shere_farsi
شاد به روی توام گرچه دلم شاد نیست شادی دل خود مرا در غم تو یاد نیست فریاد از دست تو داد بده داد داد وه که مرا بیش از این طاقت فریاد نیست ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ @Shere_farsi
بُوَد آیا که درِ میکده‌ها بگشایند گره از کارِ فروبستهٔ ما بگشایند اگر از بهرِ دلِ زاهدِ خودبین بستند دل قوی دار که از بهرِ خدا بگشایند به صفایِ دلِ رندانِ صَبوحی زدگان بس درِ بسته به مِفْتاحِ دعا بگشایند نامهٔ تَعزیَتِ دختر رَز بِنْویسید تا همه مُغبَچِگان زلفِ دوتا بگشایند گیسوی چنگ بِبُرّید به مرگِ مِیِ ناب تا حریفان همه خون از مژه‌ها بگشایند درِ میخانه ببستند خدایا مپسند که درِ خانهٔ تزویر و ریا بگشایند حافظ این خرقه که داری تو ببینی فردا که چه زُنّار ز زیرش به دَغا بگشایند   @Shere_farsi ⛵️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
ز کار عشق مکش دست و پند گیر از ما که عمر در سر این اشتباه خود کردیم ، ۲۸ اردیبهشت، درگذشت @Shere_farsi 🌱
یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود سجده ای زد بر لب درگاه او پر ز لیلا شد دل پر آه او گفت یا رب از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای جام لیلا را به دستم داده ای وندر این بازی شکستم داده ای نشتر عشقش به جانم می زنی دردم از لیلاست آنم می زنی خسته ام زین عشق، دل خونم مکن من که مجنونم تو مجنونم مکن مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو و لیلای تو من نیستم گفت: ای دیوانه لیلایت منم در رگ پنهان و پیدایت منم سال ها با جور لیلا ساختی من کنارت بودم و نشناختی عشق لیلا در دلت انداختم صد قمار عشق یک جا باختم کردمت آوارهء صحرا نشد گفتم عاقل می شوی اما نشد سوختم در حسرت یک یا ربت غیر لیلا بر نیامد از لبت روز و شب او را صدا کردی ولی دیدم امشب با منی گفتم بلی مطمئن بودم به من سر میزنی در حریم خانه ام در میزنی حال این لیلا که خوارت کرده بود درس عشقش بیقرارت کرده بود مرد راهم باش تا شاهت کنم صد چو لیلا کشته در راهت کنم @Shere_farsi 🪭
شیر با این فکر می‌زد خنده فاش بر تبسم های شیر ایمن مباش 📘شیر در مثنوی مولانا کنایه از خداوند است. مولانا در این بیت می فرمایند که اگر بدی, خطا و گناه می کنی ولی مورد مواخذه خداوند قرار نمی گیری, بدان که این صبر خداوند, همانند لبخند روی صورت شیر است که از روی رضایت نیست بلکه در فرصت مناسب, در دام پنجه او خواهی افتاد و این همان مفهوم استدراج است. @Shere_farsi