eitaa logo
شعر و مرثیه
27 دنبال‌کننده
7 عکس
51 ویدیو
1 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
گفتم "حسین"، صفحه‌ی دل، پرستاره شد راهِ نجات، دامنِ یک شیرخواره شد @hosenih گفتم که کیست، اکبرِ آیاتِ کردگار؟ فوراً به گاهواره‌ی اصغر، اشاره شد باب‌الحوائج است و زود گره باز می‌کند با اذنِ او، امورِ دو دنیا، اداره شد هرچند کودک است، ولی بهرِ دردها با دست کوچکش بنِگر، راهِ چاره شد ... می‌سوخت در غمش همه‌ی هفت آسمان، تیر از کمان پرید و جهان در نظاره شد تیر از کمان پرید و گلوی علی که نه... قلبِ پدر برای پسر، پاره پاره شد @hosenih بر ماتمش زمین و زمان، نوحه می‌کنند دستِ حسین، مقتلِ این شیرخواره شد شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
چگونه داغ تو باشد جگر کباب نباشد چگونه نام تو باشد سخن از آب نباشد @hosenih به رغم خواندن لای لای عمه خواب نرفتی زمان غربت بابا که وقت خواب نباشد به حنجر پسری اینچنین سه شعبه نخورده محاسن پدری اینچنین خضاب نباشد ز گبر و کافر و از هر شکارچی که بپرسند بریدن گلوی نازکی صواب نباشد خراب کرد گلوی تو را سه شعبه ی داغی چگونه حال دل مادرت خراب نباشد نداشت شیر، تو بودی و، شیر داشت، نبودی برای مادر از این سخت تر عذاب نباشد کنار نیزه ی تو مادری دوباره کتک خورد خدا کند که عروس ابوتراب نباشد سرت به نیزه بلند است در مقابل محمل خدا کند که فقط محمل رباب نباشد نجات می دهد از دست نیزه دار سر ت را اگر رباب اسیر غل و طناب نباشد @hosenih شده ست مشکل زینب شده ست حاجت زینب عروس فاطمه دیگر در آفتاب نباشد شعر از گروه © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بنویسید که اینگونه شده سرگشته یک قدم رفته به خیمه دو قدم برگشته روی برگشت ندارد به حرم، حق دارد چه جوابی بدهد، بی علی اصغر گشته @hosenih طفل را زیر عبا برد، همه فهمیدند پدر پیر خجالت زده مضطر گشته نه فقط خیمه که از حالت واله شدنش دیده ی لشگر کوفه به خدا تر گشته آب میداد و نمیداد چه فرقی میکرد؟! رفتنی بود دگر غنچه ی پرپر گشته آب میخواست اگر، خواست هدایت بشوند پاسخ خواستنش خنده ی لشگر گشته به دلش تیر سه شعبه دو سه تا داغ گذاشت داغ این طفل ولی چند برابر گشته @hosenih آه از تیر بزرگی که به حلقومش خورد آه از آن بدن کوچک بی سر گشته آنقدر نیزه زمین زد بدنش پیدا شد حرمله از همه انگار که بهتر گشته شعر از گروه © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
از خواب ناز کودک من پا نمی شود می خواستم که پا شود اما نمی شود @hosenih هاجر اگر دوید به زمزم رسید ، آه سعی رباب ، ختم به دریا نمی شود چسبیده حلق کودکم از تشنگی به هم با تیر هم گلوی علی وا نمی شود چشم امید من به ابالفضل بود آه ! عباسِ روی نیزه که سقّا نمی شود بی فایده است سعی شما نیزه دارها سر کوچک است بر سر نی جا نمی شود من رو زدم به نیزه ، علی را به من نداد این نی چه محکم است چرا تا نمی شود @hosenih خم شو برای خاطرم ای چوب ! رحم کن از پای نیزه خوب تماشا نمی شود شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
هدایت شده از کانون مداحان
خون از لبان چاک‌چاکش پاک می‌کردم با دست خود شش‌ماهه‌ام را خاک می‌کردم شرمنده‌ی شش‌ماهه‌ام هستم خبر دارید؟ چشمان بازش را خودم بستم خبر دارید؟ هرگز نکرده هیچ کس کاری که من کردم با تکه‌ای قنداقه طفلم را کفن کردم بالای سر مشغول تلقین دادنش بودم خیره به رگ‌های ظریف گردنش بودم در گوشش استرجاع را با لحن غم خواندم آن‌جا به تنهایی نمازش را خودم خواندم من هم وجودم رنگ و بوی محتضر دارد بابایِ بچه‌مرده از حالم خبر دارد چشم انتظار لحن باباگفتنش بودم از روز میلادش به فکر جوشنش بودم حالا تمام هستی‌ام در گور خوابیده داغش به روی خیمه، خاکِ مرده پاشیده یادم نرفته آن ترک‌هایی که بر لب داشت یادم نرفته روزهای آخری تب داشت لرز سرش، ضعف تنش، آتش به جانم زد با هر تلظی کردنش آتش به جانم زد از مادرش هم نیز کاری بر نمی‌آمد از فرط بی حالی صدایش در نمی‌آمد از وصله‌ی جان دل‌بریدن گریه هم دارد از این و آن منت کشیدن گریه هم دارد بیش از بقیه حرمله خیلی عذابم کرد تیر سه شعبه عاقبت خانه‌خرابم کرد از کشتن ما حرمله هرگز نشد خسته آمد برای کشتن طفل زبان بسته ای کاش مثل اکبرم من را صدا می‌زد طفل عزیزم روی دستم دست و پا می‌زد دیگر رباب از فکر او بیرون نمی‌آمد راحت سه شعبه از گلو بیرون نمی‌آمد در راه دین، شش‌ماهه مثل مادرم دادم در راه خیمه بود یاد محسن افتادم با حسرت دیدار او عمری برادر سوخت محسن، همان که پشت در همراه مادر سوخت ✍ 🔻مقدمتان را به این کانال 12 هزار نفری ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند گرامی می داریم ‌╔═💎💫═══╗ ➡️ www.mesf.ir/s ╚═══💫💎═╝ 💠 اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ 💠
هدایت شده از کانون مداحان
آن کودکی که در دلِ میدان اَمان نداشت تابِ گلوی خُشکِ وِرا آسمان نداشت می‌خواست یک‌کلام بگوید که "تشنه‌ام" اما هِزار حِیف که طفلی زَبان نداشت می‌خواست تا به اَشک کُند رَفعِ تشنگی یک قطره هم به چَشمِ خود اَشکِ رَوان نداشت مادر همیشه مَظهرِ اَمواجِ دَردهاست اینجا رُباب هم به‌جز آه و فَغان نداشت دیدند با عَبای رَسول آمَده حُسین حُجَّت تمام‌تر به دِلِ کاروان نداشت موجی فُرات می‌زد و لَب روی لَب عَلی بی رَحمیِ عَیان ‌که نیازِ بیان نداشت تَحریک شُد قُلوبِ تَمامِ سِپاهیان گُفتند: شیرخواره که بَر ما زیان نداشت... ** یک تیر آمد و سه هَدف را نِشانه زد جُز طِفل و قَلبِ مادَر و بابا، نِشان نداشت با سُرعَتی که تیر به حُلقومِ او نِشَست حَتّی برای بَستنِ چَشمَش زَمان نداشت گیرَم گِرِه حُسِین زِ قُنداقه باز کرد تا دست‌وپا زَنَد، تَنِ اَصغر که جان نداشت پاشید خونِ او به سَما و به ناله گُفت: شش‌ماهه که نیاز به تیر و کَمان نداشت ✍ 🔻مقدمتان را به این کانال 12 هزار نفری ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند گرامی می داریم ‌╔═💎💫═══╗ ➡️ www.mesf.ir/s ╚═══💫💎═╝ 💠 اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ 💠
هدایت شده از کانون مداحان
شبیه هاجرِ دنبالِ آب، باگریه دوید در دل صحرا رباب باگریه برای مادر اصغر در آسمان، آن‌روز نشست، روضه گرفت، آفتاب باگریه به یاد گریه‌ی طفل رباب، ساقی شد... کنار علقمه از غصّه، آب، باگریه شبیه عاشق دلتنگ، تیر از چلّه دوید سمت علی باشتاب، باگریه به‌گریه گفت: که سیراب شد علی‌اصغر؟ حسین داد به‌زینب جواب؛ باگریه... حسین گفت: علی‌جانْ خدانگهدارت! رباب گفت: عزیزم بخواب...، باگریه برای داغ دل مادر علی‌اصغر دل زمین و زمان شد کباب باگریه به روی حنجر او فتح باب شد با تیر اگر چه بسته شد آخر کتاب باگریه دلی که سوخت به یاد گلوی نازک او به روسیاهی خود زد نقاب باگریه ✍ 🔻مقدمتان را به این کانال 12 هزار نفری ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند گرامی می داریم ‌╔═💎💫═══╗ ➡️ www.mesf.ir/s ╚═══💫💎═╝ 💠 اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ 💠
هدایت شده از کانون مداحان
نمی‌رسد به مقامات تو گمان کسی نبوده لایق توصیف تو، بیان کسی به هیبت تو یقیناً به طور جلوه کند خدا اگر که خودش را دهد نشان کسی به آستان گلویت دخیل می‌بندد اگر که کارد رسیده به استخوان کسی علی‌تر از همه اوقات می‌شوی امروز شده‌ست نغمه‌ی لالایی‌ات اذان کسی برای اینکه به "نورِ" تو سر به راه شوند به ناکسان زده رو، قلبِ مهربان کسی رسیده بر عتباتِ لبِ تو هُرمِ عطش رسیده بر لب خشکیده‌ی تو جانِ کسی به جز حسین که جان داده با تلظّیِ تو نبود صبر در این امتحان توان کسی بهشت، روضه‌ی تو گشته گوش تا گوشش سه‌شعبه آمده بی اذن در جنانِ کسی به آسمان دم مظلوم می‌دهد پدرت که خون حنجره‌ات هست نوحه‌خوان کسی پی غنیمتِ قتل تو آسمان و زمین تنت از آنِ کسی و سرت از آنِ کسی رباب بعد تو دیگر به زیر سایه نرفت به روی نیزه سر توست، سایه‌بان کسی ✍حجت‌الاسلام 🔻مقدمتان را به این کانال 12 هزار نفری ✅ خوب ✅ پرمحتوا ✅ و ارزشمند گرامی می داریم ‌╔═💎💫═══╗ ➡️ www.mesf.ir/s ╚═══💫💎═╝ 💠 اللّٰهمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّكَ ٱلْفَرَجَ 💠