eitaa logo
شبکه یکپارچه فرآوری و ترابری
869 دنبال‌کننده
913 عکس
285 ویدیو
58 فایل
ابتکار "شیفت": کلان‌راهبرد شکوفایی اقتصادی عدالت‌محور و پایدار ایران ارتباط با مدیر کانال: محمد تمنایی، دانشیار دانشکده مهندسی حمل‌ونقل دانشگاه صنعتی اصفهان @tamannaei
مشاهده در ایتا
دانلود
متن ۵ (تمنایی): حرف اصلی "شیفت" یک کلمه است با دو ابزار! احسنت البته منظورم واردات کالاهای صنعتی نبود. با اینکار مخالفم. منظور شتابدهی به پیشرفت از طریق بهره‌مندی از توان آلمان در فن‌آوری های گلوگاهی در حوزه انرژی‌های نو بود. کلا حرف اصلی "شیفت" یک کلمه است: یکپارچه دیدن منابع ۱۱گانه خلق ارزش، با دو ابزار ۱- تخصیص (بازتخصیص) منابع ۱۱گانه خلق ارزش ۲- تهاتر منابع ۱۱گانه‌ی خلق ارزش مثلا در مورد آلمان: یکپارچگی فناوری (دانش‌بنیان‌های ما)+ فن‌آوری (آلمان) + مواد اولیه (گاز ایران، منابع خدادادی زمینی دارای پتانسیل انرژی بادی) + ژئوپلتیک ما، یعنی مثلا اصلاح زنجیره ارزش فولاد ایران. یعنی مثلا بازتخصیص گاز از مصرف خانگی به مصرفی بهینه در راستای تحریک زنجیره‌های ارزش‌آفرین. کشور ما ظرفیت بزرگ انرژی تجدیدپذیر دارد. انرژی تجدیدپذیر باد در بسیاری نقاط شرقی کشور، قابلیت جایگزینی با گاز طبیعی را دارد. چرا باید در این مناطق، گاز طبیعی در منازل بسوزانیم؟ یکپارچگی منابع خلق ارزش، یعنی موقتا این گاز طبیعی را صادر می‌کنم به آلمان، تا آن را اهرم کنم. چرا چون در بیگ پیکجر یکپارچه، به آن اهرم نیاز دارم. من فولاد سازم، ولی بی‌جهت افتخار می‌کنم به صادرات فولاد خام یا حتی صادرات ورق! صادرات ورقی که در تحریک زنجیره‌های ارزش اولویت‌دار من (در این مثال، انرژی بادی) نقشی نداشته باشد، جایگاه بهینه ای ندارد. من نیازم دستیابی به تکنولوژی blade تیغه فولادی نیروگاه‌های بادی است تا بتوانم زنجیره ارزش اولویت‌دارم را فعال کنم. آلمان آن را دارد. لذا بجای صادرات فولاد خام یا حتی صادرات ورق فولادی، فولاد من باید برود تبدیل بشود به بلید. تکنولوژی آلمانی مجبور شود (برای بهره مندی از داشته‌های ما و تهاتر با آن) بیاید در کنار شرکت‌های دانش بنیان ما برای بومی سازی ساخت و بکارگیری blade های نیروگاه بادی (که تکنولوژی پیچیده هم دارد). شرق ایران که بادگیر است، استفاده از نیروگاه‌های عظیم بادی بصرفه شود. گاز طبیعی آن مناطق را محدود می‌کنم (سیاست اجتماعی سختی است ولی بهینه است و دولت مقتدر مرکزی باید بسمت آن برود) و گاز طبیعی را موقتا بازتخصیص می‌کنم به صادرات به آلمان، تا بتوانم تهاتر منابع فوق‌الذکر را با هدف ارتقای زنجیره ارزش انرژی بادی دنبال کنم. کانال «شیفت» (شبکه یکپارچه فرآوری و ترابری) در ایتا و تلگرام: eitaa.com/shift_initiative t.me/shift_initiative
متن ۶ (مهندس مجیری): تصمیم‌های جغرافیای آتی مهم‌تر از منابع ۱۱گانه‌اند... سلام علیکم. ممنون از طرح بحث شما. این بحث شما کلا خیلی بحث رو به جلویی هست؛ اینکه ما در مراداتمان با کشورها، بیش از آنکه به رفع نیازهای روزمره و سطحی، و حتی درخواست از کشورها برای توسعه زیرساخت‌هایمان فکر کنیم، به حضور بیشتر و موثرتر در زنجیره های ارزش جهانی و منطقه‌ای با این کشورها فکر کنیم. این حرف را واقعا نباید کنار سایر حرف ها ببینیم و واقعا یک حرف ناموسی است که باید خیلی رویش کار کنیم. من یک نکته اینجا دارم که البته بیشتر سیاسی و ژئوپلتیکی است. شاید شما هم به این نکته ای که من الان میخواهم بگویم توجه داشته اید، ولی الان حرف شما خیلی میتونه صرفا تکنیکی، فنی و غیرسیاسی برداشت شود. حرف بنده این است که تهاتر زنجیره های ارزش، مرحله پسینی است. این‌ها صرفا هنر بازی کردن با کارت های کشور است. پس مرحله اول چیست؟ تشکیل زنجیره‌ها بیش از آنکه حاصل تهاتر زنجیره ها باشد، حاصل اراده ها و تصمیم‌های مشترک بزرگ است. به عبارت دیگر بازی های بزرگ ژئوپلتیکی (که در دل آن شکل گیری زنجیره های ارزش بزرگ وجود دارد) بیش از آنکه حاصل تهاتر دو به دوی برخی منافع باشد، حاصل تصمیمات در مورد آینده منطقه و جغرافیا است. به عنوان نمونه کریدور آیمک (که متاسفانه یکی از ایرادات ما این بوده که کریدور را راه و راه آهن فقط فهم می کنیم) طرحی از کشورهای امارت، عربستان، رژیم صهیونی و هند برای شکل دهی به جغرافیای خاورمیانه است. این یعنی یک تصمیم بزرگ! یک اراده بزرگ! در دل این کریدور، زنجیره های ارزش مختلف بین این کشورها شکل میگیرد و قطعا همان تهاتر منابع ارزش که شما گفتید به نحوی شکل خواهد گرفت. یعنی بعد از شکل گیری نظم ها، که حاصل تصمیمات بازیگران است، منافع اقتصادی و امکان تهاتر منابع بوجود می آیند. ببینید تصمیم ها مهمتر از منابع 11 گانه اند؛ چرا؟ منابع چیزهای موجودند و بالفعل هستند و زمانی تمام می شوند؛ بهرحال این کارت های بازی زمانی تمام خواهند شد؛ ژئوپلتیک ایران، منابع ایران، در هر صورت بعد از چند بازی با آنها تمام می شوند. تنگه هرمز را چندبار می توانیم بفروشیم؟ تصمیم ها مربوط به خلق آینده اند؛ شما چیزی را خلق میکنی و با آن بازی میکنی که از قبل وجود نداشت! بر خلاف منابع. یعنی چیزهایی از عدم به ما می بخشد. ببینید مثلا هند بواسطه اهمیتی برای آمریکا در منطقه دارد، به خصوص برای مهار چین، آمریکا سرمایه گذاری های در برخی صنایع هند از جمله زنجیره ارزش دارو کرده است و هند تبدیل به یکی از بزرگترین تولیدکنندگان داروی ژنریک شده است. خب اینجا گرچه شما ممکن است بگویید تهاتر ژئوپلتیک هند در برابر آمریکا بوده است ولی واقعیت مسئله خیلی فراتر از واژه "تهاتر" است و یک تصمیم آمریکا و هند در مورد شرق آسیا بوده است. وقتی تصمیم را نگیریم، احتمالا خیلی نتوانیم حتی با همان کارت هایمان هم بازی کنیم. کانال «شیفت» (شبکه یکپارچه فرآوری و ترابری) در ایتا و تلگرام: eitaa.com/shift_initiative t.me/shift_initiative
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کدگذاری ژئوپلتیک آنگلوساکسونی برای ایران: اقتصاد خام‌فروش منفرد از منطقه! دکتر حمیدرضا فرتوک زاده، طراح ابتکار "ایلاف" telewebion.ir/episode/0x16c19b3e farsnews.ir/miladmaniee/1778426779218529913 این جنگ، ادامه‌ی نبردهای تاریخی آنگلوساکسونی است؛ امتداد جداسازی هرات و اشغال بوشهر است. اقتصادهای منطقه را «اتمیزه» کنند تا از شکل‌گیری همکاری‌های منطقه‌ای جلوگیری شود. از سال ۱۶۰۲ میلادی که شاه عباس توانست با بیرون راندن پرتغالی‌ها، تسلط ایران بر خلیج فارس را رقم بزند، تا به امروز، مقطعی به این مهمی نداشتیم. اکنون در «نقطه عطف تاریخی» هستیم که در آن قابلیت‌های ژئوپولیتیک تنگه هرمز به حوزه‌ اقتدار ایران بازگشته است. تحولی که شاید هر ۵۰۰ سال یک‌بار رخ دهد و دامنه‌ تأثیر آن تا سده‌ها باقی بماند. ایران با شش اکوسیستم ژئوپولیتیکی متفاوت پیوند دارد. خلیج فارس، دریای عمان، آسیای مرکزی، دریای کاسپین، قفقاز، آناتولی و بین‌النهرین، همه با ایران ارتباط دارند. ایران پل ورود به این اکوسیستم‌های پیچیده است. به همین دلیل، نظم آنگلوساکسونی هم در زمان کمپانی هند شرقی و هم در دوران ایالات متحده، همواره به دنبال تضعیف سیستماتیک موقعیت ژئوپولیتیک و اقتصادی ایران بوده است. دلار برون‌زا اگر مهار نشود، مانند یک گونه‌ی تهاجمی عمل می‌کند. دلار برون‌زا هم در این چارچوب نیز به قابلیت‌های ملی حمله کرده و اجازه نمی‌دهد دست‌رنج مهندس، تکنیسین و کارگر ایرانی ارزش واقعی خود را پیدا کند. کانال «شیفت» (شبکه یکپارچه فرآوری و ترابری) در ایتا و تلگرام: eitaa.com/shift_initiative t.me/shift_initiative
این نقد "شیفت" را حدود ۳ سال پیش یکی از عزیزان محبت کردند و برایم ارسال فرمودند. البته آن‌چه در مورد "شیفت" فرموده‌اند برداشت ایشان از این ابتکار بوده و لزوما صحیح نیست. با این‌حال، این نقد حاوی مطالب ارزشمندی است👇👇
نقد ابتکار "شیفت"، مهر ۱۴۰۲ "شیفت" میدان زنجیره ارزش جهانی و بازارهای جهانی را مسطح می‌بیند کانال «شیفت» در ایتا و تلگرام: eitaa.com/shift_initiative t.me/shift_initiative
نقدی بر ابتکار "شیفت"، مهر ۱۴۰۲ "شیفت" میدان زنجیره ارزش جهانی و بازارهای جهانی را مسطح می‌بیند در مورد طرح شیفت، چند نکته به نظر می‌رسد. نقطه قوت طرح شیفت، فاصله گرفتن از گفتار رایج میان مسوولان و رسانه ها در مورد ترانزیت و توجه به ایده زنجیره ارزش است. از این جهت می‌تواند یک قدم به جلو تلقی شود. اما نقطه ضعف اصلی طرح شیفت، مفروضاتی است که درباره زنجیره ارزش جهانی و بازارهای جهانی دارد. طرح شیفت با آنکه از اصطلاحات ژئوپولیتیک و ژئواستراتژی استفاده می کند، اما توجهی به نیروهای فعال در این میدان‌ها ندارد و میدان را مسطح می‌بیند. طرح شیفت، خام فروشی را مانع مشارکت موثر ایران در زنجیره‌های جهانی ارزش می‌داند. به این معنی که اگر ایران دست از خام فروش بردارد و فرآوری و ترابری را توسعه بدهد آنگاه به زنجیره‌های جهانی ارزش خواهد پیوست و در آنجا مشارکت موثر خواهد داشت. در حالی که منطق طرح ایلاف به کلی با این نگاه متفاوت است و خام‌فروشی ایران را ناشی از دو عامل برون‌زا و درون‌زا می‌داند. عامل برون‌زای خام‌فروشی ایران، تحمیل قانون آمره نظم اقتصادی آنگلوساکسونی است که از دوران کمپانی هند شرقی تا قرارداد سایکس پیکو و تحریم‌های ناجوانمردانه آمریکا استمرار داشته است. عامل درون‌زا هم به حکمرانی اقتصادی و صنعتی کشور برمی‌گردد که از اواخر دهه چهل تاکنون استمرار داشته و حاصل آن، حضور منفعلانه و فقدان طرح ژئواکونومیک برای مواجهه هوشمندانه با نظم اقتصادی انگلوساکسونی بوده‌است. ما در طرح ایلاف در مورد ریشه‌های خارجی و داخلی این وضعیت به تفصیل بحث کرده‌ایم و توضیح داده‌ایم که چگونه جایگاه ژئوپولیتیک ایران در شمال خلیج فارس همواره‌ موجب نگرانی و سوء ظن آنگلوساکسون ها بوده و باعث شده که تضعیف پیوندهای حیاتی میان ایران و کشورهای همسایه در دستور کار دیپلماسی آنگلوساکسونی باشد. در مورد حکمرانی اقتصادی و صنعتی کشور هم در طی دو دهه گذشته به تفصیل سخن گفته ايم که جمع بندی آن در مقاله نشریه بهبود آمده است. https://www.behboodmodiriat.ir/article_163484.html به بیان دیگر، طرح شیفت، بر این فرض استوار است که زنجیره‌های ارزش به مفهوم واقعی کلمه، جهانی هستند و همه کشورها می‌توانند بر اساس شایستگی، جایگاه مناسبی در زنجیره های جهانی ارزش به دست آورند. اما طرح ایلاف قائل به وجود نظم اعمالی آنگلوساکسونی با ویترین اعلامی جهانی global order است. یک نظم اقتصادی که غالبا رفتار تهاجمی دارد و قوانین آمره و سلطه جویانه اش را گاه و بیگاه به دیگران تحمیل می‌کند. طرح ایلاف درصدد ایجاد شبکه‌های ارزش دو_چندجانبه با کشورهای منتخب است، به گونه ای که از تعرض مباشران نظم آنگلوساکسونی در امان باشد و اولویت‌های لجستیکی کشور را بر همین اساس معلوم می‌کند. مقصد نهایی ابتکار ایلاف آن است که با مداومت و استمرار در توسعه و تعمیق شبکه‌های ارزش با رویکرد ژئواکونومیک به یک نظم اقتصادی منطقه‌ای دست پیدا کند. نظمی مصون از تعرض آنگلوساکسون ها... پ.ن.: نقد فوق، حاوی نکاتی بسیار ارزنده است. با این‌حال، برخی از برداشت‌هایی که مطرح شده، لزوما صحیح نیستند. کانال «شیفت» در ایتا و تلگرام: eitaa.com/shift_initiative t.me/shift_initiative