eitaa logo
شین.کاف
21 دنبال‌کننده
144 عکس
47 ویدیو
44 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
1⃣ از 2⃣ ♨️ گفتگویی بین بنده و یکی از طلاب فاضل، درباره روش‌های جدید شرعی سازی سود بانکی که در یکی از کلاس های درس خارج فقه معاصر در سال 99 مطرح شده بود 👇 ◀️ حسین مهدیزاده: کلاه شرعی 2021 برای ربا. از اول انقلاب تا حالا 5-6 مدل کلاه شرعی برای حفظ رباخواری در متن و کانون اقتصاد ایران آمده، این هم ورژن جدیدش!!! 😞 آقایون چرا به جای این همه تلاش برای موجه سازی نظام مالی مدرن، چندسالی وقت نمی‌گذارند تا یک نظام مالی برای خو مان خلق کنند؟ حالا که قرار است نسخه های بشری موجه سازی شوند، چرا خودمان دست بکار نمی شویم؟!!! خب نسخه خودمان بسازیم و بعد را موجه سازی کنیم!!! ⏪نقد: نسخه خودمان پول حقیقی یا همان مسکوکات است (که عملا هم در بستر تمدنی موجود امکان تحقق ندارد) وقتی بستر مبادلات تغییر ماهوی کرده، هر نسخه‌ای بپیچید دست آخر باید خلق پول کنید و برای فرار از کاهش ارزش پول اعتباری، مابه التفاوت بگیرید به نظر میرسه که آنچه که ربا میدانیم در واقعیت امر ربا نیست، چون اساسا ماهیت پول موجود چیزی جز حواله خرید نیست و بدیهیه حفظ ارزش و توان خرید در حواله شرط است من خودمم تا مدتها برای فرار از ربا و فرار از ضرر ارزش پول، پیشنهاد میکردم طلا قرض بدهید و طلا پس بگیرید اما باز این مشکلاتی را در پی خواهد داشت، نمونه این مشکل در قضیه مهریه عیان شد در این یکی دو سال اخیر به دلائل انواع فشار‌های موجود، قیمت طلا به صورت غیر طبیعی بالا کشید و نسبت به قدرت خرید مردم و رشد حقوق متعارف کارمندان، به یکباره طلا رشد و جهش غیر متوازنی پیدا کرد و تمام معادلات و نسبت سنجی‌ها بهم ریخت قضات دادگستری هم این وسط فقط به بدهکاران مهریه فرصت بیشتری دادند، اما اینگونه مشکل حل نشد بلکه فقط بدهی مهریه ها زمان‌بر تر شد و این خارج از انصافه یعنی مثلا یک سکه طلا در سال 97 معادل نصف حقوق یک کارمند بود اما در سال 99 یک سکه طلا معادل تمام حقوق یک کارمند شد (در صورتی که در گذشته بین افزایش قیمت طلا و رشد حقوق و قدرت خرید متعارف مردم، یک توازن و تعادل نسبی برقرار بود اما در این دو سه سال معادلات عوض شد) پس وقتی شما برای فرار از ربا و فرار از ضرر ارزش پول، طلا قرض می‌دهید و طلا پس میگیرید، هر چند در ظاهر هیچ خلافی انجام نشده اما باطن قضیه از جهاتی شباهت بسیاری با ربا دارد به این دلیل که مبنای ارزش گذاری امروزه پول اعتباری است بله این روش قرض دادن زمانی خوبه که بازار یک تعادل نسبی داشته باشد یا مبنای معاملات اساسا پول حقیقی باشد اما برای ایرانی که با عوض شدن رئیس جمهور و تهدیدات خارجی و... بازار ارز و دلار و طلایش به یکباره کن فیکون میشود (و در عین حال هم قدرت خرید و حقوق متعارف تغییری نمیکند) این روش یک ظلم ناخواسته شبیه به همان ربا میشود راهی که به ذهن حقیر میرسد اینه که باید سامانه ای طراحی شود که ارزش پول را دائما در مقایسه با نرخ درامد‌ها و قدرت خرید مردم، با کالاهای اساسی مثل نفت و طلا و مسکن و... محاسبه کند و بر اساس آن پول قرض الحسنه داده و باز ستانده شود هر چند این محاسبات شاید مو را از ماست نکشد و باید همیشه یک قید مصالحه نیز در کنارش باشد، اما به مراتب از طلا قرض دادن و یا پول قرض دادن بهتر است در کل باید در دنیای امروز تعریف خودمون رو از ربا و پول حقیقی و اعتباری تغییر دهیم
2⃣ از 2⃣ ◀️حسین مهدیزاده: اساسا مساله «تعریف» پول نیست، مساله سازمان گردش عملیات و ماموریت پول است. اینکه اساس پول(کالای واسط) صدر اسلام، بر کالایی است که ارزش خود را از طبیعت گرفته، دلیل نمی‌شود که از نظر اسلام، هیچ پول دیگری، اجازه تولد یافتن و تبدیل شدن به کالای واسط را ندارد. فقه موجود به چه علت، پول حقیقی را در دین، توقیفی می داند؟ به گمان من حتی پول اعتباری، از آن جهت که بار ارزش‌های فرهنگی و سیاسی جامعه را بیشتر تحمل می‌کند، شاید از لحاظ دینی مطلوب تر هم باشد، چرا که طلا ارزشش را فقط از طبیعت و کمیابی طلا می‌گیرد اما پول اعتباری توان اعتباریابی از فرهنگ و سیاست را هم دارد و با رشد اسلام، معتبر تر هم میشود. پس راه اصلاح را کجا باید جستجو کرد؟ به گمانم در «روابط» پول، یعنی مساله سازمان و نظام گردش پول مدرن است که آن را به نوعی خاص از فرهنگ گره می‌زند. ماموریت پول در این نظام اولا خون رسانی(اعتبار رسانی) به جامعه ای است که ارزش اولش، منفعت خواهی و سوداگری در جامعه ی بازار است. مشکل اصلی در این است که اسلام، در بازار بودن روابط انسانی را قبول ندارد. اساسا اگر یک جامعه بازار باشد، و انسان بهینه این جامعه هم سوداگر باشد، سازمان گردش پول آن جامعه یا ربا تولید می‌کند و یا چیزی را ارزش می‌دهد که از نظر دین، باطل است(آکل مال بالباطل). آنچه باید اصلاح شود، روابط پولی است، نه تحجر بر ماهیت پول قدیم. . به عنوان مثال عرض میکنم! رفتار ما با پول، مثل رفتارمان با فساد شرکت‌هاست که مثلا در روابط توزیع کالا، بازار به تبلیغ شهوانی کالاها معتاد شده و آن را به نُرم و ضابطه تبدیل کرده و خارج از آن، کالا به درستی توزیع نمی‌شود، اما ما برای اصلاح این وضع، مدام مدیر عامل و منشی و کارمندها را به سلابه میکشیم و با حراست و نظارت می‌رسانیم و آنها را دچار عدم امنیت شغلی میکنیم! غافل از اینکه این «روابط» توزیعی است که باید اصلاح شود، چه اینکه اگر روابط اصلاح شود، هر کسی در مقام مدیر عامل و منشی و کارمند باشد، به تبع آن فساد مدنظر را دیگر انجام نمیدهد، چون فساد غیربهینه خواهد بود.
هدایت شده از خلاف آمد
اقتصاد تعاونی- شهید بهشتی.pdf
201.8K
سخنرانی شهید بهشتی پیرامون اقتصاد تعاونی منبع: مجله تعاون- تیر 1375- ش 58- ص 4 تا 9 همچنین کتاب نظام اقتصادی در اسلام (مباحث کاربردی) ص 191
هدایت شده از سید مصطفی مدرس
♦️ فلسفه ریاضیات و علوم اجتماعی ♦️ 🔹 سه نوع متفاوت از کاربرد ریاضیات از هم، یکی کاربردی که می‌توان آن را مستقیم و بدون دخالت یک نظریۀ شکل گرفته نامید؛ دوم کاربردی که از خلال یک نظریۀ شکل گرفته صورت می‌گیرد؛ و سوم کاربردی که از راه دخالت یک نظام ثالث علمی تحقق می‌یابد. 🔹وقتی نظریه‌ای به بلوغ نسبی می‌رسد، نوعی ایدئولوژی از آن بیرون می‌تراود که به مدد این ایدئولوژی می‌توان گامهای دیگری برداشت و پدیده‌های دیگری را زیر یک عنوان با هم متحد کرد. دکتر رشدی راشد بخش دوم ▫️میراث مکتوب- رشدی راشد ریاضیدان و تاریخ‌نگار ریاضیات، در ۱۹۳۶ در قاهره به دنیا آمد. به تحصیل فلسفه پرداخت و در تاریخ فلسفه ریاضیات، درجه دکتری گرفت و تا به حال آثار متعددی در زمینه علم و فلسفه علم، به‌ویژه تاریخ علم در میان مسلمانان نوشته است. ▫️او در این حوزه تا حدی از نقش ایرانیان در پیشرفت علوم ریاضی می‌گوید و نشان می‌دهد که علم نه از یونان شروع می‌شود و نه غربیان پیشگامان همه عرصه‌ها بوده‌اند. آنچه در پی می‌آید، تلخیصی از فصل اول کتاب «تاریخ و فلسفه علم» با ترجمۀ حسین معصومی همدانی است که به همت انتشارات هرمس به چاپ رسیده است . 🔸من همۀ کاربردهای ریاضیات در روان‌شناسی اجتماعی را بررسی کردم و در این زمان کتابم را راجع به کندرسه نوشتم. جالب‌ترین چیز در این ماجرا، این پرسش بود: آیا شرایط تاریخی مشابهی وجود دارد؟ کافی نبود که مسأله را از دیدگاه تطبیقی صرف بررسی کنم، یعنی مثال‌هایی از اینجا و آنجا انتخاب کنم و تحلیلشان کنم، بلکه باید تمامی سنتی را که در این حوزه وجود داشت، بازسازی می‌کردم؛ یعنی تمامی سنت کاربرد ریاضیات در واقعیات اجتماعی را؛ به این دلیل بود که به قرن هجدهم و نویسندگانی چون کندرسه و دیگران برگشتم. 🔸در عین حال کار من به تاریخ حساب احتمالات هم مربوط می‌شد و من این نوع کار را بر مبنای آثار برنولی‌ها (به‌خصوص ژاک و نیکولا برنولی) انجام دادم. در این باره حدود ۶۰۰ صفحه نوشته‌ام که هیچ وقت چاپ نشد. با این حال، دریافتم که در این حوزه، ریاضیات همیشه به صورت چیزی خارجی باقی می‌ماند؛ یعنی ریاضیات، با اینکه تا اندازه‌ای کارایی دارد و امکان می‌دهد که به برخی از پدیده‌ها روی بیاوریم و برای برخی از آنها مدلهایی بسازیم و از این قبیل کارها، به هر حال به صورت چیزی خارجی باقی می‌ماند و توانایی پیش‌بینی واقعی پیدا نمی‌کند. در این زمان بود که دیگر از این حوزه رویگردان شدم، چون می‌دانستم که کارم از آن پس جز تکرار نخواهد بود. ▫️پس از آن، اندیشۀ ضرورت دخالت یک نظام علمی ثالث را در مورد نورشناسی به کار بردید. آیا این اندیشه از بررسی ریاضی کردن علوم اجتماعی به ذهنتان راه یافت؟ 🔸فکر می‌کنم سه نوع متفاوت از کاربرد ریاضیات را از هم تمییز داده‌ام: یکی کاربردی که می‌توان آن را مستقیم و بدون دخالت یک نظریۀ شکل گرفته نامید؛ دیگری کاربردی که از خلال یک نظریۀ شکل گرفته صورت می‌گیرد؛ و سوم کاربردی که از راه دخالت یک نظام ثالث علمی تحقق می‌یابد. این نوع سوم در مورد کاربرد حساب احتمالات در علوم اجتماعی به نظر من اساسی می‌آمد؛ زیرا این کاربرد از خلال برخی نظریه‌ها یا برخی از تعبیرهای حساب احتمالات صورت می‌گیرد. 🔸بر بنیاد این فکر، جستجو کردم که ببینم آیا در نورشناسی یا در مکانیک، یا حتی در الکتریسیته، وضعیت‌های مشابهی یافت نمی‌شود، و گمان می‌کنم که به این پرسش پاسخ مثبت داده باشم. تحلیل این‌گونه وضعیت‌ها مستلزم بررسی رابطۀ دیالکتیکی میان نظریۀ مورد بحث و ریاضیات بود؛ یعنی میان ایدئولوژی به معنای شریف این کلمه و معرفت علمی. 🔸سعی کرده‌ام این رابطۀ دیالکتیکی را شرح بدهم. به این طریق، می‌بینیم که وقتی نظریه‌ای به بلوغ نسبی می‌رسد، نوعی ایدئولوژی از آن بیرون می‌تراود که به مدد این ایدئولوژی می‌توان گامهای دیگری برداشت و پدیده‌های دیگری را زیر یک عنوان با هم متحد کرد؛ مثلا وقتی نورشناسی هندسی قوام می‌یابد، یعنی وقتی یک نظام علمی واقعی می‌شود، در این زمان است که نورشناسی فیزیکی به صورت نظریه‌ای علمی که می‌توان نورشناسی هندسی، یا بخشی از نورشناسی هندسی، را به صورت یک نظام ثالث علمی در آن به کار برد، مشتق می‌شود. این مسأله بود که توجهم را به ابن هیثم معطوف کرد. ▫️با این حال بعد از علاقه به مسألۀ «ریاضی شدن نظریه‌های شکل نگرفته در علوم انسانی»، از سال ۱۹۷۶ چرخشی در مسیر کاری شما به سمت تحقیق در علم دوران اسلامی به وجود می‌آید. 🔸در جستجوی وضعیت‌های مشابه، نخست با مکانیک مواجه شدم. در این زمان بود که تحلیل‌های پیردوئم و آنه‌لیزه مایر و الکساندر کویره را خواندم و حتی مدتی در درس کویره شرکت کردم و رفتم او را دیدم و با او بحث کردم. ادامه دارد ... https://b2n.ir/246718 ♦️گفتمان تمدنی سربازان ولایت خلیج همیشه فارس♦️ @OlomEnsaniEslami
seyed_javad_naghavi_۲۰۲۰۱۱۲۱_۰۹۴۶۴۷_0 (2).mp3
30.07M
# صوت لایو 29 آبان 99 حسین مهدیزاده و آقای سید جواد نقوی با موضوع «انسان ادیان در عرف جامعه بازار» @teghtesadi
✅ خلاصه ای از نظریه آیت الله حائری شیرازی پیرامون روش تخلص از ربا و تورم در اقتصاد ایران در دو جزوه فوق بصورت شده است. در جزوه اول (پول رایج جهانی و احیای پول اسلام) به ایرادات ساختاری پول رایج می پردازند و در جزوه دوم (در اسلام پول نباید کار بکند) راهکار پیشنهادی خودشان را ارائه می دهند. @haerishirazi 🔹آیت الله حائری شیرازی🔹 🔸راهکار عملی تخلص از ربا و تأسیس پول اسلامی🔸 📌 همه می دانند تا مدتی قبل، محضرها قبول نمی کردند که طلا، صداق و مهریه واقع شود و عقدی که بر روی مقداری طلا بعنوان صداق منعقد شده، باطل است. وقتی چرایی قضیه رو سوال می کردند محضرها می گفتند: اقایان [مراجع] می گویند: طلا در بازار هر روزی قیمتی دارد. پس وضع و قیمتش مشخص نیست؛ طلا را قیمت کنید و پول رایج معادل آن را صداق قرار دهید. حال وقتی می گوییم روی اسکناس نوشته شود: «در مقابل این اسکناس مقدار مشخصی از طلا، کالا پرداخت می شود، مثلا سه گرم و ثلث گرم طلا در مقابل آن کالا پرداخت می شود»، دراینجا چند نکته فهمیده می شود: 1. اینکه پشتوانه اسکناس کالا است و طلا نیست. چون نگفتیم در مقابل اسکناس، طلا پرداخت می کنیم. 2. علت اینکه باید مقدار کالایی معادل اسکناس مشخص باشد، برای آن است که کالا مجهول نباشد و گرنه معامله با اسکناسی که مشخص نیست چقدر کالا در تعهد اوست، باطل است؛ چون غرری است. 3. تمام پولهای رایج جهانی، پشتوانه تولید ناخالص ملی دارد و مقدار آنچه در مقابل اسکناس از این پشتوانه قرار می گیرد مجهول است. تعجب اینجاست پولی که ارزشش مجهول است، واحد اندازه گیری ارزشها شده است؛ مثل آنکه عربستان متولی حقوق بشر باشد! 📌 پول اسلام «مال» است؛ اما پول رایج جهانی مال نیست بلکه «اعتبار» است. قرض بی بهره در پولی که مال است میسر است. پولی که اعتبار است امکان قرض بدون بهره در آن نیست؛ چون وقتی از اعتبار کم می شود از مالیّت کم شده است و به قرض دهنده ظلم شده است. ولی وقتی پول، مال باشد اگرچه آن مال در بازار گران تر یا ارزان تر شده باشد، از مالیّت کم نشده است. اگر مالی را ده ساله و صد ساله و بیشتر قرض دهید نیز از مالیت کم نمی شود. صد سال قبل یک تن برنج قرض کرده اید و امسال پس می دهید؛ نه به شما ظلم شده است و نه به طرف مقابل. قرآن می گوید: «لکم رئوس اموالکم لا تظلمون و لا تظلمون». چون این برنج، مال است، در طی این صد سال فرق نکرده است. 📌 ما نمی گوییم [الزاماً] پشتوانه ی پول، طلا باشد؛ ما می گوییم پشتوانه ی پول، کالا باشد، اما مقدار پشتوانه کالا با طلا وزن شود. وقتی مقدار کالای پشتوانه را روی پول ننوشته اید، پول مال نمی شود بلکه اعتبار است. ولی وقتی روی پول، مقدار پشتوانه کالا را می نویسید، پول، کالا می شود. شما در مقابل اسکناس، کالا تعهد کرده اید، اما مقدار کالا را با طلا مشخص می کنید. طلا پشتوانه ی پول اسلامی نیست. طلا، سنگ وزنه است نه پشتوانه. لذا لازم نیست به اندازه اسکناس، طلا در خزانه انبار کنیم. لازم نیست اگر کسی اسکناس آورد طلا دریافت کند. به او می گویید ما تعهد کرده ایم به این اندازه طلا به شما کالا بدهیم. 📌 اگر شما بخواهید دینار اسلام را احیاء کنید، روی پول این جمله را می نویسید: «ما در مقابل این اسکناس، به مراجعه کننده، به اندازه ارزش سه گرم و سه دهم گرم طلا، کالا می دهیم». در این صورت اسکناس شما دینار است. هزار دینار به کسی قرض می دهید و او ده سال دیگر هزار دینار می دهد. این می شود قرض الحسنه. اما حجم اسکناسِ مُجاز، به اندازه تولید ناخالص ملی شما است. دارایی کشور را بر ارزش اسکناس تقسیم می کنیم تا حجم اسکناس مجاز مشخص شود. 📌 چه بانک ها تعطیل شود و این پول رایج، از گردش خارج شده باشد، چه نشده باشد، شما می توانید کارتان را شروع کنید. اعلام کنید مقدار کالای مورد تعهد در اسکناس، به قیمت طلای رایج جهانی اندازه گیری می شود. اینکه تاکید می کنم طلای رایج جهانی، برای آن است که پول، قدرت بین المللی پیدا کند و پولِ بین الملل اسلام باشد. بانک مرکزی متولی پول ملی است، شما می توانید متولی پول بین المللی باشید. منتهی پول بین المللی شما، به تدریج پول ملی بانک مرکزی را بدون هیچ زحمتی خارج از گردش می کند. شما طرح جنگتان را به دانشگاه های جنگ عالم و حتی وابسته های نظامی عالم عرضه نکردید. اگر کرده بودید به شما می خندیدند و شما را دست می انداختند. آنها وقتی «خروجی» را دیدند سر تعظیم فرود می آورند. در مسئله پول هم همین اتفاق می افتد، منتظر نظر موافق آنها نباشید. والسلام محی الدین حائری شیرازی 06/06/1396 @haerishirazi
9.85M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عالی درباره «خلق پول» یا «جعل پول»، بزرگترین ظلم بانک‌ها نسبت به عموم مردم در ایران و جهان؛ در این کلیپ ارتباط و تورم فزاینده و دلالی‌های حرام بانک‌ها را درخواهید یافت؛همچنین دلیل ایجاد اختلاف طبقاتی وظلم به اکثر مردم توسط ♦ از نظر ما باید سیستم خلق پول بانک‌های خصوصی صد در صد متوقف شود که بانک مرکزی همچین قدرتی را دارد قانوناً و عرفاً. و البته کل سیستم خلق پول در بانک‌های دولتی نیز... والا ظلم سیستماتیک و ، روز به ورز خون مردم را در شیشه خواهد کرد و ثروتمندان بانکدار و را قلدرتر کرده و تورم ناشی از خلق پول را به مردم تحمیل خواهد کرد... 🔶 بگذریم که بسیاری ازمتخصصین اقتصاد واسلام از اساس باسیستم بانک خصوصی و خلق پول بدین‌وجه مخالفند. خدا رحمت کند امثال وبزرگان کشور که با چنین بانکداری مخالف بوده وهستند؛ اساتیدی چون و و... ولی متاسفانه درکشور ما به دست مقلدین غرب و ازخودبیگانگانی است که سر در... غرب دارند. منبع كليپ: کانال تلگرامی Today_Money @eqmoq2
هدایت شده از اندیشکده قصد
بسم الله 🗝به عقب برنمی‌گردیم! [بخش سوم] دکتر 📢 در دو بخش قبلی خواستم با سیاه‌نمایی بیش‌ازحد، توجه شما را به اهمیت مسئلۀ اقتصاد و ضرورت جلب کنم. غرضم نادیده‌گرفتن دستاوردهای باورنکردنی جمهوری اسلامی نبود اگر هم امروز از جهش تولید حرف می‌زنیم به‌خاطر این زیرساخت‌ها و تمهیداتی است که در اقتصاد کشور وجود دارد. ما با جمعی از دوستان از حدود شش ماه پیش دربارۀ زمینه‌های جهش اقتصادی در کشور مباحثاتی داشته‌ایم و حتی درس اقتصاد ایران این ترم را هم به همین امر اختصاص دادم. 🔸در این بخش و بخش‌های بعدی، تلاش می‌کنم برخی از ایده‌هایی را که برای ایجاد جهش اقتصادی بسیار دردسترس هستند مرور کنم. این ایده‌ها شاید در نگاه اول خیلی متعارف به نظر نرسند اما اجرایی‌کردن آن‌ها زحمت زیادی ندارد. 🔸اما اولین حوزۀ جهش تولید، نفت است! نفت چندسالی است که از اقتصاد ما آرام آرام حذف شده است اما همچنان مردم و مسئولان فکر می کنند اقتصاد ما نفتی است یا باید همچنان نفتی بماند! همین انگاره مانع از بالازدن آستین‌ها و حرکت به سمت تولید شده است. 🔸کل سهم نفت از اقتصاد ما تنها سیزده و نیم درصد است که آن هم فقط نصفش به صورت خام صادر می‌شود. با وجود تحریم‌ها و قیمت هر بشکه بیست و چند دلار، هیچ آدم عاقلی به فکر صادرات نفت خام نباید باشد. خب اگر نفت را صادر نکنیم، با آن چه کار می‌توانیم بکنیم؟! 1⃣ اولاً افزایش ظرفیت پالایشگاهی کشور است. پالایشگاه‌های فعلی باید با حداکثر ظرفیت کار کنند. اما احداث پالایشگاه جدید نیاز به سرمایه‌گذاری دارد که نه دولت می‌تواند و نه سرمایه‌گذار خارجی می‌آید! اما راه سومی وجود دارد که می‌تواند سرمایه‌های سرگردان داخل کشور را به این سمت سرازیر کند و آن است؛ پالایشگاه‌هایی که قلب آن را می‌توان با یک کامیون جابجا کرد، به همین راحتی و به همین کوچکی! 🔸احداث این پالایشگاه‌ها توسط سرمایه‌های خرد مردم و در سراسر کشور به تعداد بسیار زیاد، می‌تواند نه‌تنها نیاز داخل به فراورده‌های نفتی را تأمین کند که کل بازار منطقه را نیز پوشش دهد. به جای دل بستن به بازارهای جهانی،‌ بازارهای کشورهای همسایه را دریابیم! با یک حساب سرانگشتی در اطراف ما نزدیک به ۵۰۰میلیون مصرف کننده وجود دارد. یادمان باشد که اروپایی‌ها برای دست‌یافتن به بازار هشتاد میلیونی ما چقدر با هم دعوا داشتند و به محض امضای برجام، چقدر گروه‌های اقتصادی آنها به کشور ما سرازیر شدند! این جذابیت همچنان برای آنها وجود دارد، آن وقت ما از این مزیت خود هم در بازار داخلی و هم در بازار کشورهای همسایه غافلیم. 🔸در حال حاضر یک نمونه از این پالایشگاه‌ها در ایران در منطقۀ جلفا راه‌اندازی شده است که تنها مشکل آن این است که نه شرکت نفت به آن نفت خام می‌دهد و نه اجازه دارند محصولات خود را در ایران بفروشند! ترویج و گسترش این پالایشگاه‌ها فقط یک ارادۀ سیاسی و انحصارزدایی از صنعت نفت لازم دارد. 2⃣ ثانیاً با افزایش ظرفیت پالایش نفت که راه‌اندازی هر پالایشگاه کوچک حدود شش ماه طول می‌کشد، ما باید به بزرگترین خریدار نفت منطقه تبدیل شویم و تمامی نفت خلیج فارس را ما خریداری کنیم و درعوض، فراورده‌های نفتی ازجمله بنزین و گازوئیل و مواد پتروشیمی به این کشورها بدهیم. یک معاملۀ تهاتری بدون دلار و واقعا برد-برد! 3⃣ ثالثاً الان زمانی است که ما به جای اینکه نفت‌هایمان را با خواهش والتماس به دلار تبدیل کنیم، هر چه سریعتر باید ذخایر ارزی را به نفت (یا هر کالای باارزش دیگر) تبدیل کنیم و هر چه می توانیم نفت بخریم! می‌دانید که دلار در حال حاضر مثل بمب ساعتی است و هر لحظه ممکن است ارزش آن به‌شدت سقوط کند. چه آمریکا کرونا را ایجاد کرده باشد چه دیگران، برخی از تحلیل‌ها حاکی از این است که الان آمریکایی‌ها دارند از این آب گل‌آلود ماهی می‌گیرند و بدهی‌های خود را کاهش می‌دهند. اینها مسکن‌هایی است که در بلندمدت جواب نخواهد داد. 4⃣ رابعاً ایران باید هر چه سریعتر از اوپک خارج شود! به همان دلایلی که روسیه حاضر نشده عضو اوپک شود و مذاکرات او با اوپک به نتیجه نرسید. عضویت در اوپک نه‌تنها برای ما سودی نداشته است بلکه رعایت سهمیه‌بندی اوپک و سیاست‌های غلط آن همواره در اوضاع بحرانی به ضرر ما تمام شده است. از این جهت روی بازار نفت تمرکز می کنم که یکی از بخش‌هایی که می‌تواند در اقتصاد ما جهش تولدی ایجاد کند، نفت است. اما نه خام‌فروشی نفت، بلکه استفاده اهرمی از نفت. وجود ذخایر نفتی ارزان‌قیمت در کشور ما و در منطقۀ ما،‌ مزیت بسیار بزرگ و بی‌رقیبی است که می تواند هزینۀ تمام‌شدۀ تولید را برای ما بسیار کاهش دهد و ما کالاهای بسیار ارزانتری را تولید و صادر کنیم. [ادامه دارد...] 🆔 @QasdWay
هدایت شده از اندیشکده قصد
بسم الله 🗝به عقب برنمی‌گردیم! [بخش چهارم] دکتر 🔅پیش از این اشاره کردم که راه‌حل‌های متعارف نمی‌تواند گرهی از باز کند. همچنین توضیح دادم که چگونه علی‌رغم این همه رانت نفت و حمایت‌های دولتی، نتوانسته است برای ما جهش ایجاد کند. در بخش قبلی، را به‌عنوان نمونه‌ای از شیوۀ تولید مردمی مثال زدم. در این بخش،‌ مثال دیگری دارم که شاید در ابتدا روترشی بیاورد اما اگر تا انتها بخوانید خواهید دید که چه ظرفیت بزرگ و دردسترسی است! 🔹 وقتی حرف از به میان می‌آید، اولین تصویر ذهنی ما ایرانی‌ها، پرایدهای تصادفی کنار جاده است که پلیس با افتخار و برای ترساندن ما، لاشۀ آن را در مکانی مرتفع بارگذاری کرده است! اما خوب است بدانیم که از سال ۴۸ که برادران خیامی خط تولید ارو (پیکان) را از شرکت ورشکستۀ انگلیسی خریدند، استراتژی صنعت خودروی ما «هر ایرانی یک پیکان» بوده است. این استراتژی یعنی «مونتاژ» خودرو برای «مصرف داخلی»! 🔹 با این استراتژی صنعت خودرو، نمی‌توان انتظار داشت که خودروهای ملی باکیفیت و قابل رقابت با نمونه‌های خارجی تولید شود و بتواند در بازارهای جهانی حرفی برای گفتن داشته باشد، چرا که هدف «مونتاژ» خودرو برای «مصرف داخل» است! 🔹 برای تحقق این استراتژی هم شرکت‌های رانتی ایران‌خودرو و سایپا به زور حمایت‌های دولتی و انحصار صنعت خودرو، با کلی بدهی و تعهد، شده‌اند نماد خودروسازی ملی! 🔹 اگرچه گام‌هایی برای اصلاح این استراتژی در اواخر دهه هشتاد برداشته شد اما به دلیل وابستگی این راهکارها به تولید انبوه، باز هم به نتیجه نرسید. 🔸 راهکار جهش تولید در صنعت خودروسازی، راسته‌های خودروسازی است! یعنی همین راسته‌های تعمیرگاهی که در حاشیه شهرها وجود دارند باید همگی به جای تعمیرات خودرو، به «خودروسازی» روی بیاورند. 🔸 مطمئنا خودوریی که اینها درست خواهند کردند از پرایدی که ساپیا می‌سازد و از سمند و پژوی ایران خودرو بی‌کیفیت‌تر و ناامن‌تر نیست! 🔸و بلکه نوآوری و خلاقیت و بهینه‌سازی در آنها بسیار سریعتر و چالاکتر از خودروسازهای فعلی خواهد بود. 🔹 راه‌اندازی این راسته‌های خودروسازی فقط با یک مشکل مواجه است و آن اینکه نیروی انتظامی این خودروها را پلاک نمی‌کند! و احتمالاً انحصارگران صنعت خودروسازی، به قطعه‌سازان اجازۀ تأمین قطعات لازم را برای این راسته‌های خودروسازی نخواهند داد. پس نقطۀ کانونی، از صنعت خودروست. 🔸 این همه دانشکدۀ خودرو در کشور وجود دارد که نمونۀ واقعی ماشین هیبریدی و های‌تک خود را هم ساخته‌اند! اگر اجازۀ پلاک‌شدن این خودروها داده شود همۀ این دانشکده‌ها به مراکز تولید خودروهای های‌تک و مرکز تحقیق و توسعۀ خودرو تبدیل خواهند شد. 🔸 در زمینۀ بازار مصرف هم علاوه بر بازار کشورهای همسایه، حتی بازار کشورهای اروپایی و آمریکایی هم به‌شدت نیازمند خودروهای ارزان‌قیمت است و چین و کره دارند روی همین ظرفیت کار می کنند. 🔸این را هم اضافه کنم که صنعت خودرو در هر کشوری، ویترین صنعت آن کشور است. اگر صنعت خودورسازی متحول شود، زنجیره‌ای از واحدهای تولیدی را فعال می کند که هم رشد اقتصادی و هم اشتغال زیادی ایجاد می‌کند. [ادامه دارد] 🆔 @QasdWay
بسم الله 🗝به عقب برنمی‌گردیم! [بخش اول] دکتر ⛔️بگذارید ابتدا کمی دربارۀ وضع موجود و ادامۀ‌ روند فعلی «سیاه‌نمایی» کنم، بعد به مسئلۀ اصلی بحث که جهش تولید است می‌پردازم. 🔹 رشد اقتصادی نه ماهه اول امسال منفی ۷/۵ درصد بوده، رشد بدون نفت هم صفر درصد! امید می‌رفت که بازار شب عید بتواند مقداری وضعیت را بهتر کند که مسئلۀ کرونا پیش آمد و بازار شب عید تعطیل شد. درنتیجه، اولین گروه ضررکننده، کارگران روزمزد و خرده‌فروشانی بودند که خرج سال خودشان را از شب عید در می‌آوردند. 🔹 در مرحلۀ بعد، وقتی خرده‌فروش‌ها ورشکست شوند، توزیع‌کننده‌ها و تولیدی‌ها ورشکست می‌شوند ودرنتیجه یا مجبور به اخراج کارگران خود می‌شوند یا اینکه توان پرداخت حقوق آنها را نخواهند داشت و این عده به جمع زیان‌دیدگان اضافه می شوند. 🔹 بعد از این، وقتی شرکت‌ها و اصناف در اول تیر حساب‌های مالی خود را به دولت ارائه دهند و معلوم شود که بسیاری از آنها زیان‌ده‌اند و اساسا مالیاتی نمی‌توانند بپردازند مشکل ابعاد گسترده تری پیدا خواهد کرد. 🔹 می‌دانید که حدود یک سوم بودجه دولت از نفت و یک سوم هم مالیات است. یک سوم دیگر هم از فروش دارایی‌های دولت و استقراض تامین می شود. نفت که هم به خاطر تحریم‌ها و هم به خاطر قیمت پایین آن منتفی است! مالیات هم با این بحران کرونا از دست رفته است. آن یک سوم دیگر هم در شرایط عادی کاملاً محقق نمی‌شد چه برسد به الان. 🔹پس دولت با بحران مالی مواجه می‌شود و با همین دست‌فرمان جلو برویم، در شش‌ماهۀ دوم سال بعد، دولت توان پرداخت حقوق کارکنان خود را هم ندارد! پس کارکنان دولت که این روزها از بحران اقتصادی مصون مانده‌اند، حداکثر تا شش ماه دیگر به جمع زیان‌دیدگان می پیوندند! 🔹مسائل سیاسی داخلی را هم در نظر بگیرید مثلاً اینکه سال آخر دولت است و احتمالا دعواهای میان مجلس و دولت هم داغ خواهد شد. بحث تحریم‌ها و جنگ اقتصادی و جنگ رسانه‌ای و جنگ روانی هم که از قبل بود! آن زمانی که بحرانی نداشتیم برای ما بحران درست می کردند حالا که بحران هم داریم باید منتظر ضربات هولناک آن‌ها باشیم! 🔹 بحران جهانی هم برخلاف سال ۲۰۰۸ که صرفاً محدود به بازارهای جهانی می‌شد و زیان چندانی به ما نرساند، این بار در بخش واقعی اقتصاد رخ داده است و فعلا نمونۀ اولش، کاهش قیمت نفت و شاخص‌های اقتصادی در اروپا و آمریکاست. 🔻 با این اوضاع واحوال، چه بخواهیم و چه نخواهیم، سال آینده به لحاظ اقتصادی سال بسیار سختی خواهد بود. 🔹خیلی‌ها الان دارند روی دولت فشار می آورند که مثلا خسارت واحدهای صنفی را جبران کند؛ یا به اقشار ضعیف و آسیب‌پذیر کمک کند؛ یا مواد بهداشتی و بیمارستانی و... به اندازۀ کافی و به صورت رایگان یا با هزینه بسیار پایین به دست مردم برساند؛ اینها هم بارهای اضافی است که ورشکستگی دولت را تسریع می‌کند. 🔹دولتی که در حالت عادی خسته و دست بسته عمل می کرد حالا چه توقعی از آن هست که بتواند اوضاع را مدیریت کند؟! 🔹به نظر می‌رسد روند فعلی مواجهه با کرونا، صرفا به تاخیرانداختن و تشدید یک بحران اقتصادی است که حداکثر شش ماه آینده فراگیر می‌شود و بسیار بیشتر از کرونا شیوع پیدا خواهد کرد! آن وقت با قرنطینه و محدودیت‌های رفت و آمد هم نمی‌توان جلوی این بهمن را گرفت. ⚪️ تکیه به راه‌حل‌های شناخته‌شده و رایج که این روزها در رسانه‌ها شنیده می‌شود در بهترین حالت می‌خواهد ما را به دو ماه پیش برگرداند! یعنی زمانی که کرونا نبود! اما یک سوال: آیا دو ماه پیش اوضاع اقتصادی خوب بود؟ ⚪️ اگر برگردیم دو ماه پیش، دوباره می‌گوییم وضعیت اقتصادی مساعد نیست و باید قدرت خرید مردم را به‌اندازۀ سال گذشته برگرداند! اما اگر برگردیم سال پیش هم باز همین حرف را خواهیم زد! یعنی ته ایده‌ها و راهکارها این است که در ماشین زمان، به عقب برگردیم! و این واقعیت اگر درست باشد یعنی در همۀ این سال‌ها عقبگرد کرده ایم و فرصت‌سوزی! ❗️یادمان هم باشد که دشمن دارد گام به گام جلو می‌آید. اگر آرمان امروز ما برگشت به دو ماه پیش باشد، پس سه ماه آینده آرزو خواهیم کرد که به امروز برگردیم! و امروز برای سال آینده، چقدر آرمانی و ایدئال خواهد بود! ❓حالا چه کار باید؟! 📢 به خاطر این است که چاره ای جز نداریم. جهش تولید با راهکارهای عادی امکان پذیر نیست. راهکارهای عادی حتی در وضعیت‌های عادی هم عملیاتی نشده است! [پایان بخش اول] 🆔 @QasdWay