⁉️ چرا #جهاد_تبیین برای ما اهمیتی ندارد؟!
یا برای جهاد تبیین چه چیزهایی نباید داشت
1⃣ بیمسئلهگی
مسئله نداشتن بزرگترین علت بیکُنشی ما در برابر ظلم هایی است که به #جمهوری_اسلامی می شود. در جهاد تبیین باید نقطه درگیری را فهمید، #خط_مقدم را شناخت و در موقعیتش قرار گرفت و این همه با مسئلهمندی به دست می آید. بی مسئله گی نسبت به موقعیت خاص جمهوری اسلامی و چالش هایی که با آن در مسیر تمدنی اش مواجه است، امکان #تبیین و دفاع را سلب می کند.
2⃣ بی مهارتی
جهاد تبیین نیازمند مهارتهایی است، از قدرت #تحلیل گرفته تا هنر #روایت. اما ما فنون و مهارت های لازم برای تبیین را نداریم و تبیین را به بازنشر یک مطلب یا انتشار حرف های شعاری تقلیل می دهیم. حال آنکه امام جهاد تبیین یکی از مهارت های لازم برای تبیین را برگرفته از سیره #حضرت_زینب سلام الله علیها، بزرگترین مجاهد تبیین، غلبه دادن روایت جبهه حق دانسته و می گوید: «این بزرگوار جهاد تبیین را، جهاد روایت را راه انداخت؛ نگذاشت و فرصت نداد که روایت دشمن از حادثه غلبه پیدا کند؛ کاری کرد که روایت او بر افکار عمومی غلبه پیدا کند. حالا تا امروز روایت زینب کبریٰ (سلام الله علیها) از حادثهی عاشورا در تاریخ مانده».
3⃣ بی جبههای
ما جمع نمی شویم، جبهه نمی شویم. جبهه شدن دو لازمه دارد، #ارتباطات قوی، #تشکیلات منسجم. ما در هر دو لنگ می زنیم. ارتباطات مان روز به روز در حال ضعیف شدن و سست شدن است و تشکیلات مان روز به روز از هم پاشیده تر. اینجاست که معلوم می شود چرا امامِ جهادِ تبیین #هیئت را به عنوان محل جهاد تبیین، تعیین کرد. هیئت بیشترین ارتباطات را فراهم می کند و منجسم ترین تشکیلات را شامل است.
4⃣ بی تولیدی
مدتهاست که خیلی #مصرف زده شده ایم چه در امور مادی چه در امور معنوی. #تولید با خود لوازمی دارد که باعث پویایی بیشتر آدمی می شود: منطق، متانت، عقلانیت. لازمه جهاد تبیین این است که هر کسی با زبان خودش و با توان خودش مسئله را بشناسد و برای آن حرف تولید کند، کار هنری بسازد، گفتگو کند و پیش برود. تولید فرهنگی و هنری راه حل غلبه دادن روایت #انقلاب_اسلامی در دنیای پیچیده امروز است.
5⃣ بی افقی
#آینده برای ما مبهم است و نمی دانیم از آن چه می خواهیم. دلیلش هم این است که نمی دانیم از خودمان چه می خواهیم. کسی که #افقی برای پیمودن و #هدفی برای رسیدن داشته باشد، نسبتش را با مسائل تعیین کرده و به #تبیین می پردازد. در بی افقی ما همین بس که آرزوی شهادت می کنیم اما در جهاد تبیین سرباز پیاده هم نیستیم.
محمدحسین جمال زاده
عضو جبهه روحانیت مردمی انقلاب اسلامی
#تشکل
#یادداشت
#جهاد_تبیین
✅پرسش: آیا کسانی که به ادیان الهی غیر از اسلام معتقد اند به بهشت می روند ؟ چرا ؟
✍️پاسخ: با توجه به اینکه شرط تکلیف و مکلف بودن برای انسان، عقل، بلوغ و علم می باشد، از نظر اسلام غیرمسلمانان زیر با اینکه پیرو دین اسلام نیستند، می توانند اهل نجات و رستگاری و بهشت باشند:
1⃣ کسانیکه پیش از آمدن اسلام، از دنیا رفته اند و در دوره حیات خویش از دینی که مقبول درگاه الهی بوده است، پیروی و تبعیت کرده اند.
2⃣ افراد نابالغی که قبل از بلوغ از دنیا می روند.
3⃣افراد غیرعاقلی که با همان حال جنون از دنیا می روند.
4⃣ افراد جاهلی که اسلام به آنها نرسیده است و حقانیت اسلام را نشناخته اند تا به اسلام ایمان بیاورند. البته ایشان در جهل خودشان مقصر نباید باشند.
✅پرسش: ترک مسئولیت حضرت یونس چگونه با عصمت سازگار است؟
✍️پاسخ: در این خصوص دو نکته باید بیان شود:
1️⃣ عصمت تنها در مورد گناه و خطایی است که موجب گمراهی مردم شود. عمل حضرت یونس موجب گمراهی مردم نمی شد بلکه حضرت یونس سالها به وظیفه خود عمل کرده بودند و چون از مردم نا امید شد آن شهر را ترک کرد.
2️⃣ ترک مسئولیت از گناهان نیست و تنها ترک اولی محسوب می شود که از بین برنده عصمت نیست. البته خداوند ایشان را به خاطر همین ترک اولی مواخذه کرد چون اولیا آنقدر مقامات بالایی دارند که حتی با ترک اولی هم مورد مواخذه قرار می گیرند.
✅پرسش: چرا امام علی (ع) با وجود عصمت ، در دعای کمیل خودش را گناه کار ترین فرد تلقی می کند؟
✍️پاسخ: مطلب نخست آنكه اين دعايي است كه اميرالمومنين(ع) به كميل آموخته اند. بنابراين آنچه گفته شده در رابطه با انسان هايي است كه احتمال خطا و گناه در آن ها وجود دارد و نسبت به آن ها جنبه آموزشي و تعليمي دارد.
🔹دوم آنكه توبه و استغفار همیشه به معناى بازگشت از گناه نیست بلکه هر گونه بازگشت و توجّه به خدا را که همراه با اعتراف به ناتوانی خود از به جا آوردن حقّ بندگی است ، شامل مى شود. از این رو توبه و استغفار به خودى خود، یکى از عبادت هاى بزرگ و از مصادیق بارز تعظیم خداست و هیچ دلالتی بر گناهکار بودن استغفار کننده ندارد. بلکه دائم الاستغفار بودن از علائم اهل تقوا و ایمان و شرط بندگی است و آنکه مداومت بر استغفار نداشته باشد در منطق قرآن کریم و اهل بیت (ع) نه تنها نمی تواند امام یا نبی باشد بلکه حتّی مومن حقیقی هم نیست.
🔸امام صادق (ع) فرمودند: «الاستغفار، و قول « لا إله إلّا اللّه» خیر العبادة : استغفار و قول لا إله إلّا اللّه بهترین عبادت است».
✅پرسش: با وجود قرآن برای تبیین و بهره مندی حداکثری از معارف قرآن نیاز به امام داریم اما آیا با وجود امام نیازی به قرآن هست؟ چرا؟
👈 پاسخ : از باب مثال و نزدیک شدن مطلب به ذهن باید گفت : همان طور که با وجود کتاب درسی در مدرسه نیاز به معلم و آموزگار است، و با وجود معلم نیاز از کتاب بر طرف نمی شود . بلکه کتاب و معلم هر دو با هم در درس و آموزش نیاز است، مسئله مورد سوال نیز چنین است با وجود امام هر گز از قرآن بی نیاز نخواهم شده همان طور که با وجود پبامبر از وجود قران بی نیاز نیستیم.
🔹لذامطابق نقلها، پیامبر در حجة الوداع (که در واپسین روزهای عمر آن حضرت قرار دارد) به عنوان وصیتی برای امت خود فرمودند: «ِإِنِّی تَارِک فِیکمُ الثَّقَلَینِ مَا إِنْ تَمَسَّکتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا کتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یفْتَرِقَا حَتَّى یرِدَا عَلَی الْحَوْضَ فَانْظُرُوا کیفَ تَخْلُفُونِّی فِیهِمَا أَلَا هذا عَذْبٌ فُراتٌ فَاشْرَبُوا وَ هذا مِلْحٌ أُجاجٌ فَاجْتَنِبُوا؛ همانا من در میان شما دو چیز سنگین و گران میگذارم، که اگر بدانها چنگ زنید هرگز پس از من گمراه نشوید: کتاب خدا و عترت من أهل بیتم، و این دو از یک دیگر جدا نشوند تا در کنار حوض کوثر بر من درآیند، پس بنگرید چگونه پس از من در باره آن دو رفتار کنید، آگاه باشید که این (یعنى تمسک بعترت) آب خوشگوار و شیرین است پس بیاشامید، و آن دیگر (یعنى روى برتافتن از ایشان) آب شور و تلخ است و از آن بپرهیزید.
✅پرسش : دین چگونه نجات دهنده است؟
✍️پاسخ: متکلمان و فیلسوفان برای اثبات نیازمندی انسان به دین و نجاتبخشی آن دلایل فراوانی ذکر کردهاند که ما در این مختصر فقط به یکی از آنها اشاره میکنیم. این دلیل بر مقدماتی استوار است؛ مانند:
1️⃣ خداوند حکیم است و کارهایش هدفمند است و هیچگاه کار لغو و بیهوده انجام نمیدهد.
2️⃣ خداوند انسان را آفرید و در او انواع نیازها و کمالات را قرار داد.
3️⃣ انسان برای اینکه تمامی کمالات بالقوهاش را بالفعل کند و به سعادت ابدی برسد، باید مسیر صحیح و مطمئنی برای زندگیاش انتخاب کند.
4️⃣انتخاب مسیر صحیح احتیاج به شناخت دارد.
5️⃣ابزار شناخت انسان که عبارت از عقل و حس میباشند، محدود بوده و قدرت نشان دادن دقیق راه صحیح را در تمام موارد به انسان ندارند، گرچه در برخی موارد، عقل به تنهایی میتواند سره را از سره بازشناسد.
6️⃣ صفت حکمت خداوند اقتضا میکند که انسان را رها نکند و راه رسیدن و سعادت واقعی و همچنین بالفعل کردن کمالاتش را از طریق وحی به او نشان دهد.
💠از مجموع مقدمات یاد شده، روشن میشود که انسان برای رسیدن به کمال نهایی خویش، نیاز به منبع دیگری، ـ غیر از حس و تجربه و عقل ـ دارد که با بهرهگیری از آن بتواند راه درست را بشناسد و بر اساس این شناخت، به گزینش صحیح دست زند؛ از اینرو با توجه به مقدمه نخست حکمت الهی اقتضا میکند که با بعثت پیامبران، مجموعه آنچه که شناخت آن برای نجات انسان و رسیدن او به کمال نهاییاش لازم است، در اختیار او نهاده شود.
✅پرسش : چرا خداوند از همان ابتدا دین اسلام را که دینی کامل و بینقص است، برای مردم معرفی نکرد؟
✍️پاسخ: در پاسخ به این پرسش، توجه به چند نکته ضروری است:
1️⃣ خدای متعال، انسان را بهگونهای خلق نمود که مسیر تکاملی فردی و اجتماعی او به شکل تدریجی صورت میگیرد، و این واقعیتی انکار ناپذیر است.
🔹اگر سؤال شود که چرا خداوند انسانها را اینگونه خلق کرد؟
🔸پاسخ نقضیاش آن است که این پرسش مانند آن است که بپرسیم؛ چرا خداوند انسانها را از همان ابتدای خلقت به صورت کامل خلق نکرده است؟ چرا پدر و مادر کودک باید زحمت یادگیری راه رفتن، صحبت کردن، خواندن، نوشتن و... کودک را بر عهده بگیرند؛ و چرا خداوند انسانها را از همان اول، مسلط بر این امور خلق نکرده است؟!
🔹اما پاسخ اصلی و حلیاش آن است که انسان موجودی جامع بوده که هم از جنبه ملکوتی و غیر مادی بر خوردار است، و هم از جنبه ناسوتی و مادی. اقتضای جنبه مادی این است که تکامل عالم ماده از طریق حرکت و به تدریج بهدست آید.
2️⃣ در سیر تکاملی باید رعایت مراتب و قابلیت افراد در نظر گرفته شود؛ یعنی همانطور که به کودک اول دبستان نمیتوان مطالب و دروس سطوح عالی دانشگاهها را تدریس کرد، برای انسانهای اولیه - که هنوز آشنایی خوبی از دنیای مادی نیز نداشتند - نمیتوان تمام معارف و علوم وحیانی را ارائه کرد.
✅پرسش : بعد از برپایی قیامت سرنوشت فرشتگان و شیطان چه میشود؟
✍️پاسخ: سرنوشت شیطان پس از برپایی قیامت روشن است که برای همیشه در جهنم میماند. قرآن کریم در این باره میفرماید: «پس سرانجام کار هر دو (شیطان و کافر) آن شد که هر دو در آتشاند، جاودانه در آن میمانند، و این است کیفر ستمکاران».
🔹اما فرشتگان هر چند در وقایع برپایی قیامت با انسانها مشترک هستند،اما آیه و روایتی که اشاره به سرنوشت نهایی آنها پس از برپایی قیامت داشته باشد، یافت نشد؛ در عین حال میتوان گفت: فرشتگان دارای اقسام و مراتباند؛ مثلاً عدهای از فرشتگان که مسئولیت آنها نگهداری و اداره این جهان بوده و یا آنکه مانند فرشتگان «رقیب» و «عتید»، نگهبان کردار و رفتار انسانها میباشند، طبیعی است که با پایان جهان، مسئولیت آنها نیز پایان مییابد؛ و در قیامت در مسئولیت و جایگاهی که مناسب وجودشان هست قرار میگیرند؛ برخی نیز که وظیفه آنها اختصاص به دنیا نداشت به وظیفه و مسئولیت خود ادامه میدهند؛ برخی نیز در پست و مسئولیتهای جدید عالم آخرت مثلاً نگهبانی از بهشت یا جهنم مشغول به کار هستند.
✅پرسش : نظر اسلام در مورد نظریه خلق الساعه، یا همان آفرینش خود بهخودى چیست؟
✍️پاسخ: خلق الساعه، اگر به این معنا باشد که برخی موجودات به حسب ظاهر در فاصله زمانی کوتاهی خلق میشوند؛ مانند اینکه پس از جمع شدن آب باران در جایی، به سرعت کرم خاکی تولید گردد و یا مثالهای دیگری از این دست، پذیرش چنین موضوعی مشکلی ندارد؛ زیرا ممکن است در خلقت کرم خاکی مدت زمان زیادی صرف شده و ما فقط یک بخش کوچک آنرا مشاهده کردیم؛ از اینرو آنرا خلق الساعه نامیدیم؛ علاوه بر اینکه از نظر علمی و عقلی منعی ندارد که موجودی در فاصله زمانی بسیار کوتاهی متولد شود و هنگامی که این فاصله زمانی را با مدت زمانی که برای خلق دیگر موجودات در نظر بگیریم آنرا خلق الساعه بدانیم.
🔸اما خلق الساعه به این معنا که برخی موجودات اتفاقی و بدون علت خلق میشوند؛ از نظر فلسفی و عقلی قابل پذیرش نیست.
🔹در ضمن با آنکه خدا میتواند با یک دستور، چیزی را به وجود آورد، آیات قرآن در مورد خلقت موجودات مادّی اعلام داشته که آنان به صورت تدریجی خلق شدهاند نه دفعی. قرآن کریم در این باره در یکی از آیاتش میفرماید: «هو الّذى خلق السّموات و الارض فى ستّة أیّامٍ»؛او کسى است که آسمانها و زمین را در شش روز [شش دوران] آفرید.
✅پرسش : چرا پیامبر ابتدا در شبه جزیره عربستان به پیامبری مبعوث شد و دعوت به دین اسلام از آنجا آغاز شد؟ چرا در ایران یا اروپا مبعوث نشد و دین اسلام از آنجا آغاز نشد؟
✍️پاسخ: در ابتدا باید گفت اگر پیامبر(ص) در هر جای دیگری از دنیا نیز ظهور میکرد، همین پرسش مطرح بود! اما شاید بتوان دلایلی را برای این امر محتمل دانست.
1️⃣ از آنجا که هدف اصلی پیامبر اسلام تثبیت و گسترش دین اسلام و در نهایت تشکیل یک حکومت اسلامی بود، چنین به نظر میرسید که این امر در منطقهای که دور از سیطره قدرتهای مطرح جهان آن روز باشد، امری میسرتر است.
🔸ضرورت تشکیل یک حکومت اسلامی به مانند آن نمونه کوچکی که در شهر مدینه توسط خود پیامبر اکرم(ص) به وجود آمد و همچنین برقراری عدالت اجتماعی و اجرای دستوارت الهی در سطح اجتماعی، در درون امپراتوریهای بزرگی چون پارس، روم و چین، امری مشکل و پرهزینه بود.
🔹چنانچه بتوان گفت که سرزمین حجاز یک موقعیت تمدنی منحصر به فرد داشت، چون که در مرکز دایرهای قرار داشت که از هر سو تمدنهای گذشتۀ بشری آن را احاطه کرده بودند. در جنوب آن تمدن یمن، در شمال تمدن روم و فنیقیه، در شرق و شمال شرقی تمدن ایران و آشور و در غرب تمدن مصر باستان وجود داشتند. طبیعی است که چنین موقعیتی بستر خوبی برای رشد و گسترش اسلام گردد و خداوند حکیم پیامبر اسلام را در مرکز این دایره مبعوث کند، تا راه هدایت بشری سهل گردد.
🔸و از طرفی حمایتهای قبیلهای و بحث شرافت انساب در بین مردمان آنجا، راه را برای پیامبر اکرم باز مینمود و در برخی برههها نیز راه گشا بود.
2️⃣ از سوی دیگر عمق شرک، بت پرستی و روحیه لجاجت در مردمان آن سرزمین به قدری بود که اگر دین به زبان دیگر فرود میآمد، پذیرا نمیشدند. زیرا از سنتهای الهی چنین است که خداوند میفرماید:
🔅 «ما هیچ پیامبری را، جز به زبان قومش نفرستادیم تا [حقایق را] برای آنها آشکار سازد».
🔹از این رو اگر دین در سرزمینی دیگر فرود میآمد، و به زبانی غیر از عربی بر آنها نازل میشد، باز هم اشکال میکردند که چرا عربی نیست: «و اگر [این کتاب را] قرآنی غیر عربی گردانیده بودیم، قطعاً میگفتند: «چرا آیههای آن روشن بیان نشده؟ کتابی غیر عربی و [مخاطبِ آن] عرب زبان؟». و از پذیرش ایمان سر باز میزدند: «و اگر آن را بر برخی از غیر عربزبانان نازل میکردیم، و [پیامبر] آن را بر ایشان میخواند به آن ایمان نمیآوردند»
🔸البته نبود چنین روحیهای در بین دیگر اقوام به شکل فضیلت شمرده شده است؛ امام صادق(ع) فرمودهاند: «اگر این قرآن را بر عجم نازل میگشت، عرب بدان ایمان نمیآورد و حال آنکه آن را بر عرب نازل شد و عجم بدان ایمان آورد و این فضیلت عجم است»
✅پرسش : اینکه بیان میشود علم نور است ،منظور چیست ؟ و آیا همه علوم از جمله علوم انسانی یا علوم تجربی هم ،مصداق همین علم قرار میگیرند؟
✍️پاسخ: در روایتی معروف به حدیث عنوان بصری از امام صادق(ع) چنین آمده است:
🔅 «لَیْسَ الْعِلْمُ بِکَثْرَةِ التَّعَلُّمِ وَ إِنَّمَا هُوَ نُورٌ یَقْذِفُهُ اللَّهُ تَعَالَى فِی قَلْبِ مَنْ یُرِیدُ اللَّهُ أَنْ یَهْدِیَه...»؛
🔹دانش با یادگیری زیاد به دست نمی آید؛ چرا که همانا علم، نوری است که خدا در قلب هر کس که هدایتش را بخواهد، قرار می دهد.
🔸اما در باره این که منظور این گونه روایات چه نوع دانشی است که مانند نور شمرده شده و روشنایی بخش است، روایاتی مشابه وجود دارد که می تواند پاسخ گوی این مسئله باشد: هنگامی که آیۀ: «فَمَنْ یُرِدِ اللَّهُ أَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلام ...»هر کس را که خدا خواهد که هدایت کند، دلش را براى اسلام می گشاید.. نازل شد، یاران پیامبر(ص) از ایشان در مورد این آیه و «شرح صدر» توضیح خواستند. ایشان در پاسخی مشابه همان عبارت روایت قبلی را بیان فرمودند: «نُورٌ یَقْذِفُهُ اللَّهُ فِی قَلْبِ الْمُؤْمِنِ ...»؛ شرح صدر، نوری است که خدا آن را در قلب مؤمن انداخته و سینۀ او را گشاده می کند. مجدداً از آن حضرت پرسیده شد که آیا نشانه ای برای این هدیۀ پروردگار وجود دارد، تا قابل شناسایی باشد؟! ایشان فرمودند: بلی! روی آوردن به خانۀ جاودانی و کنده شدن از خانۀ فریب دهنده دنیا و آمادگی برای مرگ قبل از آمدنش!
🔹با توجه به این روایت، شاید بتوان گفت که این علم و دانش مترادف با همان شرح صدری است که آثار آن در روایت فوق بیان شده است. بر این اساس، علم و دانشی نور به شمار می رود که توجه انسان به جهان آخرت را بیشتر نموده و پای بندی او به دنیا را کمتر کند. پس مراد از این گونه روایات بشتر احادیث معرفتی و الهی است و نه مطلق علوم تجربی ومانند آن .