eitaa logo
شوق وصال 72
93 دنبال‌کننده
16.5هزار عکس
4.5هزار ویدیو
22 فایل
گفتم‌کلیدِقفل‌ِ شهادت‌شکسته‌است...؟! یااندراین‌زمانه‌درباغ‌بسته‌است...؟! خندیدوگفت: ساده‌نباش‌ای‌قفس‌پرست! دربسته‌نیست..! بال‌وپرماشکسته‌است. ........................................ 🌾🍂🌱🍃
مشاهده در ایتا
دانلود
7.41M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✘ هر وقت سلام میدید، حس پدر و فرزندی بگیرید ... 🏴 علیه‌السلام «»
💢بیست و دوم محرم بر اسرای کربلا چه گذشت؟ سیدالساجدین، ساکت بود و در سکوت؛ و زنان، خیره به آب، مات مانده بودند. زینب، در نگاه به آب، تنها دست بر آن می‌سایید. کاروان به استراحت، در کنار نهر آب، از حرکت ایستاده بود. و مردان سپاه، گِرد هم جمع بودند به هرزگی. عمرو بن حجاج، خسته وتشنه خود را به نهر آب رساند. دست پُر آب کرد و نوشید. آب در گلویش ماند، نفس اش گرفت داشت می‌مُرد. و این بار چندم بود خدا می‌دانست، که با نوشیدن آب، اینچنین می‌شد. نه توان داشت آب را فرو برد، و نه آن که آب مانده در گلو را بر گرداند. چهره اش به کبودی نشست. شبث بن ربعی بر پشت اش کوبید. جانی دوباره گرفت و نفس تازه کرد. شبث گفت؛ چه شدی؟ گفت؛ داشتم می‌مُردم. نکند این به سزای بستن آب، به روی خیمه‌های حسین بن علی است! شبث گفت؛ دیوانه شدی؟ گفت؛ همگی به عذاب خواهیم مُرد. شبث گفت؛ بی طاقت شده‌ای پَرت و پلا می‌گویی. با فاصله از مردان سپاه، بازماندگان کاروان، در کنار نهر نشسته بودند آرام و با وقار. سیدالساجدین، ساکت بود و در سکوت؛ و زنان، خیره به آب، مات مانده بودند. زینب، در نگاه به آب، تنها دست بر آن می‌سایید. رنج دیده بود و تشنه، اما دل نوشیدن نداشت امان از دل زینب😭😭😭😭😭 »