eitaa logo
❤شــــــــــهدا❤
263 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
42 ویدیو
0 فایل
زنده نگه داشتن یاد شهدا ؛کمتر از شهادت نیست🌷 __________ گر میروی بی حاصلی گر میبَرَندت واصلی رفتن کجا بردن کجا💔 __________ اینجا محفل خاطرات شهداست.... لطفا با صلوات وارد شوید🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
اینجا هتل ۷۲ ستاره ای است که یک شب خواب در آن قیمت ندارد. هرکسی نمی تواند هزینه آن را پرداخت کند مگر اینکه صاحب هتل کرم کند و مسافر عاشق باشد. شب بود و هوای کربلا عالی بود❤️ در مصرع قبل؛ جای ما خالی بود💔 🆔 @shohaada
🔆 شهید مهدی زین الدين: هرگاه شب جمعه شهدا را یاد کردید؛ آن ها شما را نزد اباعبداللّه یاد میکنند. _______________ 🌹 شهدا را یاد کنیم حتی با یک صلوات ____________ 🔺🔻تصمیم داریم امشب به نیت یک شهید که ان شاءالله معرفی میکنیم؛ ختم صلوات برگزار کنیم 🔺🔻امشب و فردا تا ساعت ۲۴ مهلت دارید تعداد صلواتهایی رو که هدیه کردید به ما اعلام کنید تا ما مجموع صلواتها رو در کانال بزاریم😊🌷 لطفا باهامون همکاری کنید☺️ اجرتون با شهدا 🆔 @shohaada
❤شــــــــــهدا❤
🔆 شهید مهدی زین الدين: هرگاه شب جمعه شهدا را یاد کردید؛ آن ها شما را نزد اباعبداللّه یاد میکنند.
🍃🌸هفته هفتم🌸🍃 به نیابت از 🌷شهید جاویدالاثر مدافع حرم مجید قربانخانی🌷 مهلت: تا جمعه ساعت 24 لطفا تعداد #صلوات های هدیه شده رو به به آیدی زیر اعلام کنید تا مجموع رو در کانال قرار بدیم☺️ 🆔 @deltang_haram_24
❤شــــــــــهدا❤
🍃🌸هفته هفتم🌸🍃 به نیابت از 🌷شهید جاویدالاثر مدافع حرم مجید قربانخانی🌷 مهلت: تا جمعه ساعت 24 لطفا ت
🌸اخلاق خوب اعتقادات مذهبی قلبی اش خیلی زیاد بود، منیتی نداشت بدون اینکه در ظاهر بخواهد به مردم نشان دهد. همش در نهانش بود نه آشکار بلکه فقط بین خودش و خدایش بود. بدییی اگر در خانواده و دیگران می دید زود فراموش می کرد ولی خوبیشون را حسابی به خاطر می سپرد و قدر دانشان بود... طاقت نداشت غم خانواده و یا کسی را ببیند همیشه سعی می کرد خانواده و اطرافیانش را از خود راضی نگه دارد. بله! همین خوبی هایش بود که از آن یک شهید ساخت. 🌷شهید جاویدالاثر مجید قربانخانی🌷 🆔 @shohaads
رزق معنوی... 🌸🍃 علامه مجلسی فرمودند: شب جمعه مشغول مطالعه بودم، به این دعا رسیدم. 🌸" بسم الله الرحمن الرحیم، اَلْحَمْدُ لله مِنْ اَوَّلِ الدُّنْیا اِلی فَنائِها وَ مِنَ الآخِرَه اِلی بَقائِها. اَلْحَمْدُاللهِ عَلی کُلِّ نِعْمَه، اَسْتَغْفِرُالله مِنْ کُلِّ ذَنْبٍ وَ اَتُوبُ اِلَیْه، وَ هُوَ اَرْحَمُ الرّاحِمینَ "🌸 بعد یک هفته مجدد خواستم، آنرا بخوانم، که در حالت مکاشفه ندایی شنیدم، از ملائکه که ما هنوز از نوشتن ثواب قرائت قبلی فارغ نشده ایم... 📚قصص العلماء، 802 🆔 @shohaada
‍ بعضےوقتادل کندن ازیک سرےچیزهای خوب،باعث میشه یک سرےچیزهاے بهترےروبه دست بیاری. . سعےکن یجورےزندگےکنےکه خداعاشقت بشه. اگه خداعاشقت بشه خوب تورو خریدارےمیکنه. 📜وصیت شهید حججی به پسرش 🆔 @shohaada
خیلی حال میده یه بچه خوشگل دنیا بیاری خیلی حال میده تو کوچیکی همه جا از ادبش و تو بزرگی از اخلاق و صفا و صمیمیت و معرفتش حرف بزنند خیلی حال میده به سن جوونی که رسید وقتی نگاش کنی دلت بره❤️ خوشگل،خوشتیپ،شیک خیلی حال میده وقتی دفاع_از_حرم و انسانیت میاد وسط دیگه بی خیال همه چیز بگه می خوام برم و تو بگی خدا به همراهت مادر ولی... از همه اینا باحال تر می دونی چیه؟ اینه که وقتی بعد چندین سال چشم انتظاری استخونای پسر خوشتیپتُ بیارن💔 ، کفن بگیری سمت آسمون و آروم بگی اللهم تقبل منا هذا القلیل 😭😭😭 🌷شهید مدافع حرم میثم_نظری🌷 🆔 @shohaada
❤شــــــــــهدا❤
🍃🌸هفته هفتم🌸🍃 به نیابت از 🌷شهید جاویدالاثر مدافع حرم مجید قربانخانی🌷 مهلت: تا جمعه ساعت 24 لطفا ت
🍃🌸هفته هفتم🌸🍃 با تشکر از دوستانی که در طرح ختم شرکت کردند🌷 ان شاءالله در هفته های آینده هم همکاری کنید😊 🔺🔻مجموع صلواتهای هدیه شده: 23,810 ان شاءالله شهید بزرگوار شفاعت کنند اجرتون با مادر سادات❤️ 🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂 🆔 @shohaada
يه سربند داده بود گفت: _ شهید که شدم ببندیدش به سینه ام جنازه اش که اومد سر نداشت😔 سربند رو بستند به سینه اش روی سربند نوشته بود: (انا زائر الحسین) 🌷شهید محسن حججی🌷 🆔 @shohaada
امشب که زمین و آسمان می‌گرید از بهر غریب سامرا می‌گرید جا دارد اگر که شیعه خون گریه کند چون مهدی صاحب الزمان می گرید ____________ هادی اگر تویی که کسی گم نمیشود... 🏴شهادت جانسوز امام هادی (ع) تسلیت باد #صلوات #رجب #تلنگر 🆔 @shohaada
🍁جهادگر بسیجی شهید محمد هادی نژاد تنهـا فـرزند خـانـواده بـود . مادرش می گوید : محمد تنها سرمایہ زندگی من بود ، من شرمنده زینب (س) هستم ڪہ چیز دیگری ندارم تا فدایش ڪنم .🍁 🌷شهید مدافع حرم ‌محمد هادی نژاد🌷 🆔 @shohaada
بهش گفتم «توی راه که برمی‌گردی، یه خورده کاهو و سبزی بخر.» گفت «من سرم خیلی شلوغه، می‌ترسم یادم بره. روی یه تیکه کاغذ هرچی می‌خوای بنویس، بهم بده.» همان موقع داشت جیبش راخالی می‌کرد. یک دفترچه‌ی یاداشت و یک خودکار در آورد گذاشت زمین. برداشتمشان تا چیزهایی که می‌خواستم تویش بنویسم. یکدفعه بهم گفت «ننویسی ها!» جا خوردم. نگاهش که کردم، به نظرم کمی عصبانی شده بود. گفتم «مگه چی شده؟» گفت «اون خودکاری که دستته مال بیت‌الماله.» گفتم «من که نمی‌خوام کتاب باهاش بنویسم. دو سه تا کلمه که بیشتر نیست.» گفت «نه.» 🌷شهید مهدی باکری🌷 📚یادگاران، ج۳، ص۲۳ 🆔 @shohaada