eitaa logo
روایت خاکریزها
253 دنبال‌کننده
8.8هزار عکس
2.4هزار ویدیو
41 فایل
🌷"بسم رب شهدا و صدیقین"🌷 سَلٰامْ بر آنانی که اَوَلْ از ســیم خاردار نفس خود گُذَشتند و بَـعْد از سیم خار دار دشْمَن 🥀 سلام‌بـــَر‌شُهَـدآ... کانال اطلاع رسانی حوزه دفاع مقدس ، جبهه مقاومت اسلامی و یادمانهای شهدای گمنام جنوب غرب استان تهران
مشاهده در ایتا
دانلود
زندگی نامه شهيد حاج قاسم اصغري فرزند اكبر به سال 1343 در شهر قدس در خانواده اي زحمت كش و كشاورز ، دوران كودكي خود را سپري نمود و وارد مقاطع تحصيلي شد مقطع ابتدايي و راهنمايي را در شهر قدس گذراند و به علت مشكلات معيشي مجبور به ترك تحصيل و كمك به خانواده خويش شد او كه كم سن و سال و جثه اي كوچك داشت بسيار پركار و زحمت كش بود . اين دوران مصادف با قيام ملت ايران بر عليه رژيم منحوس پهلوي شد كه ايشان نيز با شركت در جلسات و راهپيمايي ها دين خود را به امام عزيز ادا مي كرد و از همان موقع با توجه به زمينه معنوي و مذهبي كه در خانواده او وجود داشت مجذوب انقلاب و رهبر انقلاب شد و بعد از پيروزي انقلاب با شروع جنگ تحميلي به فرمان امام سر از پا نشناخته و عازم جبهه هاي نبرد حق عليه باطل گرديد ، اوايل جنگ در گروه جنگ هاي نامنظم شهيد چمران وارد شد . او در عمليات هاي مختلف در طول 8 سال دفاع مقدس شركت كرده و بارها جراحت هاي سخت برداشته و باعث شده بود كه ماه ها در بيمارستان بستري شود . شهيد حاج قاسم اصغري سال ها در ركاب ياران و عاشقانه امام بود و پس از سال ها عشق و علاقه به نظام مقدس جمهوري اسلامي سرانجام نيز با ارزش‌ترين مقام خود را تقديم انقلاب و اسلام كرد و همچون مولايش حسين (ع) بي سر به فوز عظماي شهادت نائل آمد. خاطره ای از شهید حاج قاسم اصغری . راوی همسر چند روز به شهادت حاج آقا مانده بود که قصد کرد به مشهد برویم چون از قبل بلیط را تهیه نکرده بودیم تا ساعت 9 شب به دنبال بلیط بودیم که پیدا نکردیم منصرف شدیم اما هنگام بازگشت پسر بچه ای آمد نزد ما وبه حاجی گفت : آقا بلیط مشهد نمی خواهید و حاجی گفت چرا که نه و حاج آقا چهار بلیط از ایشان خرید وقتی به پارکینگ ترمینال آمدیم دیدم حاجی سر به سجده گذاشته و شکر می کند . السلام علیک یا غرییب الغربا یا معین الضعفا و الفقرا پيام شهيد: " هرگز نمي شود با ناز و نعمت و رفاه و آسايش و بي درد و رنج به مقصود و كعبه آمال رسيد گوهر وجود انسان در تلاش و سختي جلا مي يابد ."
📌 وقتی شهید اصغری روی سیم‌خاردار افتاد و فرش عبور رزمنده‌ها شد، تا خط شکسته شود 🔹️در عملیات عاشورای ۳، تنها چند صدمتر تا خط مقدم دشمن فاصله بود ◽️ شهید قاسم اصغری، جانشین تخریب لشکر ۱۰ سیدالشهداء (ع) و مسئول یک معبر حیاتی بود. قبل از شروع عملیات ، تیم او ناگهان به میدان مین برخورد کرد. قاسم با شکم مجروح، خود را به زیر سیم‌خاردارها رساند تا معبر را باز کند، اما هیچ قفل‌بُر یا مواد منفجره‌ای در دسترس نداشت 🔹️او با شناسایی سریع منطقه امن و گذرگاه اصلی دور زدن میدان مین، تصمیمی گرفت که تنها از مردان بی‌ادعا برمی‌آید: با بدنی زخمی، خود را روی سیم‌خاردارها انداخت و صلابت تمام فریاد زد: "به حضرت زهرا (س) قسم‌تان می‌دهم، از روی من عبور کنید!" ◾️ رزمنده‌ها ابتدا نمی‌پذیرفتند، اما چاره‌ای نبود؛ بیش از ۱۰۰ نفر از روی بدن پاره‌پاره و خونین قاسم عبور کردند تا خط شکسته شود و عملیات با موفقیت پیش رود ◽️ قاسم پس از عملیات، ماه‌ها در بیمارستان بستری بود؛ و پس از بهبودی دوباره در مناطق عملیاتی حاضر شد وسرانجام در سال ۱۳۶۶، حین خنثی‌سازی مین در منطقه سردشت، به شهادت رسید. 🔻 در این دنیایی که از کوچکترین زخم گاهاً نالان می‌شویم ؛ یادمان باشد مردانی بودند که تن خود را فرش راه کردند تا دیگران بگذرند و عملیات به پیش رود ...