آفتـاب ...
خانه زادِ چشمهـاى شماست ،
صبح باشما رنگِ نور میزند به روز ...
#صبح_بخیر
#شهید_علیرضا_دهقانی⚘️
#شهید_غلامرضا_دهقانی⚘️
شـــهــــ مسـجدسـلیمان ـــــدای
🆔@shohada_masjedsoleiman
⚘️
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄*
🕊کبوتر عاشق مسجدسلیمان🕊
🌷طلبه شهید غلامرضا دهقانی 🌷
⚘️ طلبه شهید غلامرضا دهقانی چم پیری، فرزند مرحوم اسدالله در سال ۱۳۴۴ در محله نمره یک – مسجد سلیمان در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. پدر ایشان فردی مذهبی و دوستدار اهل بیت علیهم السلام بود، شهید در هنگام تولد به بیماری سختی مبتلا شد و مرحوم پدر متوسل به حضرت رضا علیه السلام شد و نذر کرد در صورتی که فرزندش شفا یابد او را به زیارت حضرت رضا عليه السلام ببرد و معادل موهای سرش نقره در ضریح حضرت رضا عليه السلام بیندازد. نوزاد شفا پیدا کرد و پدر هم به نذرش وفاکرد.توفیق همسایه مسجد بودن خانه پدری، آن هم در کنار مهمترین مسجد شهر یعنی مسجد جامع نمره یک و توفیق حضور در کلاس های قرآن و اردوهای فرهنگی ورزشی حجت الاسلام والمسلمین سید حسن ربانی قبل از پیروزی انقلاب و روح و فضای مذهبی حاکم بر خانه که از جانب پدر و مادر اعمال می شد ، مسیر ورود و همراهی با نیروهای فعال مذهبی و انقلابی را برای شهید هموار کرد سال ها بعد پس از تأسیس حوزه علمیه مسجد سلیمان بنا به پیشنهاد حاج آقا سیدحسن ربانی به والدین شهید ورود او به حوزه علمیه مسجد سلیمان فراهم شد. در سال ۱۳۶۰ وارد حوزه علمیه شد. پس از مدتی تحصیل در حوزه علمیه تصمیم به رفتن به سپاه پاسداران این شهر و حضور در میدان های نبرد دفاع مقدس گرفت.قبل از او برادر بزرگترش، شهید علیرضا دهقانی و تعدادی از دوستان صمیمیش در عمليات طريق القدس آزاد سازی شهر بستان و حومه به شهادت رسیده بودند احساس مسئولیت در قبال خون های به ناحق ریخته شده برادر و دوستان مشوقی بود که او را هر چه بیشتر به سوی جبهه سوق می داد. پس از حضور در جبهه، در ۱۳۶۳/۱۲/۲۱ در #عملیات_بدر در منطقه جزیره مجنون به فیض عظمای شهادت رسید.
مزار او در گلزار شهدای کلگه، در کنار برادر شهیدش علیرضا دهقانی، خاک آن مکان را معطرکرده است.
روحش شاد یادش گرامی باد 🌷
#سند_افتخار_شهرم
🌷هدیه به ارواح طیبه شهدا و امام شهدا وشهید غلامرضا دهقانی صلوات🌱
🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊
#امام_زمان(عج) ♡
#شهید_غلامرضا_دهقانی🕊
#سالگردشهادت
شـــهــــ مسـجدسـلیمان ـــــدای
@shohada_masjedsoleiman
⚘️
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄*
🕊کبوتر عاشق مسجدسلیمان🕊
🌷طلبه شهید غلامرضا دهقانی 🌷
⚘️ طلبه شهید غلامرضا دهقانی چم پیری، فرزند مرحوم اسدالله در سال ۱۳۴۴ در محله نمره یک – مسجد سلیمان در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. پدر ایشان فردی مذهبی و دوستدار اهل بیت علیهم السلام بود، شهید در هنگام تولد به بیماری سختی مبتلا شد و مرحوم پدر متوسل به حضرت رضا علیه السلام شد و نذر کرد در صورتی که فرزندش شفا یابد او را به زیارت حضرت رضا عليه السلام ببرد و معادل موهای سرش نقره در ضریح حضرت رضا عليه السلام بیندازد. نوزاد شفا پیدا کرد و پدر هم به نذرش وفاکرد.توفیق همسایه مسجد بودن خانه پدری، آن هم در کنار مهمترین مسجد شهر یعنی مسجد جامع نمره یک و توفیق حضور در کلاس های قرآن و اردوهای فرهنگی ورزشی حجت الاسلام والمسلمین سید حسن ربانی قبل از پیروزی انقلاب و روح و فضای مذهبی حاکم بر خانه که از جانب پدر و مادر اعمال می شد ، مسیر ورود و همراهی با نیروهای فعال مذهبی و انقلابی را برای شهید هموار کرد سال ها بعد پس از تأسیس حوزه علمیه مسجد سلیمان بنا به پیشنهاد حاج آقا سیدحسن ربانی به والدین شهید ورود او به حوزه علمیه مسجد سلیمان فراهم شد. در سال ۱۳۶۰ وارد حوزه علمیه شد. پس از مدتی تحصیل در حوزه علمیه تصمیم به رفتن به سپاه پاسداران این شهر و حضور در میدان های نبرد دفاع مقدس گرفت.قبل از او برادر بزرگترش، شهید علیرضا دهقانی و تعدادی از دوستان صمیمیش در عمليات طريق القدس آزاد سازی شهر بستان و حومه به شهادت رسیده بودند احساس مسئولیت در قبال خون های به ناحق ریخته شده برادر و دوستان مشوقی بود که او را هر چه بیشتر به سوی جبهه سوق می داد. پس از حضور در جبهه، در ۱۳۶۳/۱۲/۲۱ در #عملیات_بدر در منطقه جزیره مجنون به فیض عظمای شهادت رسید.
مزار او در گلزار شهدای کلگه، در کنار برادر شهیدش علیرضا دهقانی، خاک آن مکان را معطرکرده است.
روحش شاد یادش گرامی باد 🌷
#سند_افتخار_شهرم
🌷هدیه به ارواح طیبه شهدا و امام شهدا وشهید غلامرضا دهقانی صلوات🌱
🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊
#امام_زمان(عج) ♡
#شهید_غلامرضا_دهقانی🕊
#سالگردشهادت
شـــهــــ مسـجدسـلیمان ـــــدای
@shohada_masjedsoleiman
غلام رضا خیلی مهربان و بخشنده بود یکروز که از جبهه برگشته بود :گفتم پسرم لباس هایی را که برده ای بیاور تا برایت بشویم
خندید و با شوخی گفت: خدا پدرت را بیامرزد همه را بخشیدیم.
بعد با دست به پیراهنی که بر تن داشت اشاره کرد و گفت : شما دعا کنید تا این یکی را پاره کنم بقیه را که بخشیدم.
با تعجب گفتم: غلام رضا، یعنی چی؟
باز خندید و گفت مادر خوب ام، یعنی آنها را به کسانی که محتاج بودند بخشیدم
با شنیدن این سخن خیلی خوشحال شدم و احساس شادی و رضایت در وجودم پدیدار شد.
#شهید_غلامرضا_دهقانی🌷
#سند_افتخار_شهرم
📌راوی:مادر شهید
کتاب یاس های آسمانی/زینب مرادی گردویی
گروه فرهنگی #شهید_حسن_باقری⚘️
شـــهــــ مسـجدسـلیمان ـــــدای
@shohada_masjedsoleiman