eitaa logo
شـــهــــدای مسـجدسـلیمان
2هزار دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
1.4هزار ویدیو
20 فایل
شهدای مسجدسلیمان به حول و قوه الهی برای آشنایی با سبک زندگی شهدای مسجدسلیمان ارتباط با ما: @mandir_268 دعوت شهدا هستید 👇 به ما بپیوندید🌷
مشاهده در ایتا
دانلود
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄* 🕊کبوتر عاشق مسجدسلیمان🕊 شهید غلام احمدی  به سال ۱۳۴۲ در خانواده‌ای مذهبی و از لحاظ مالی متوسط، در شهرستان مسجدسليمان به دنيا آمد. پدرش كارگری ساده در شركت نفت بود و در زمان سلطه استعمار خارجی بر منافع نفتی ايران به سخیي و زحمت بسيار معشيت خانواده را اداره می كرد. وی دارای چهار برادر و يك خواهر بود. از سن شش‌سالگی به دبستان رفت و دوران ابتدايی را با موفقيت طي كرد. از برادر بزرگترش درباره دوران كودكی وی نقل شده است: "‌وقتی خرسال بود، اخلاق و كردار خوبی داشت و هيچ وقت كسي را اذيت نمی كرد. از پدر و مادر برای انجام هركاری اجازه می گرفت". با اتمام دوره دبيرستان در كنكور شركت كرد و در رشته مهندسی مكانيك دانشگاه اهواز پذيرفته شد. خانواده‌ی وی همگی در جنگ به دفاع از ميهن پرداختند. بزرگترين برادرش كه از اصفهان به جبهه رفته بود، در اثر بمباران شيميايی مجروح شد و در سال‌های پس از جنگ به شهادت رسيد. يكي ديگر از برادرانش سرگرد نيروی هوايی ارتش بود و ۲ برادر ديگر هم سابقه حضور درجبهه را داشتند. با تمام اين احوال و علي‌رغم مشغول به تحصيل بودن غلام در دانشگاه، وی سال سوم دانشجويی به سوی جبهه‌های نبرد شتافت. وی درپاسخ به برادر بزرگترش كه باهم همرزم بودند؛ علت حضورش درجبهه راچنين بيان كرد:  "درس را می توان بعد ازجبهه هم خواند، فعلاً جبهه بيشتر به جوان‌ها احتياج دارد.من با تعدادي ازدوستان‌دانشگاهی به اين‌جا آمده‌ام و در اين‌جا هم درس می خوانيم و هم در سنگرجبهه مشغول هستيم." 🕊 شـــهــــ مسـجدسـلیمان ـــــدای @shohada_masjedsoleiman
شـــهــــدای مسـجدسـلیمان
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄* 🕊کبوتر عاشق مسجدسلیمان🕊 شهید غلام احمدی  به سال ۱۳۴۲ در خانواده‌ای مذهبی و از لح
⚘️ وي در گردان كربلا تيربارچی و كار عمده‌اش با سلاح‌های نيمه سنگين بود. از ديگر اقدامات و فعاليت‌های وی در جبهه می توان به كار بر روی فرستنده‌های راديويی و تلويزيونی و دستگاه‌های هشدار دهنده الكترونيكی و نيز دستگاه‌های توليد پارازيت ـ با استفاده ضد جاسوسی ـ‌ اشاره كرد. وی اهل اقامه نمازهای طولانی و با ادعيه مأنوس بود. به شهادت در راه خدا علاقه‌مند بود. برادرش آخرين ديدارش با وی را چنين تصوير كرده است: روز آخر كه غلام را در جبهه ديدم، صورتش خندان و خوشحال بود و گفت ۲ روز ديگر به منطقه اعزام می شود. چند ساعتی كه پيش من بود مدام اين جمله را تكرار می كرد:" اگر من لياقت شهادت را داشته باشم، خداوند مرا خواهد برد!". من به او گفتم چرا اين حرف را می زنی ؟! او در پاسخ گفت:" مگر تو برای چه جبهه آمده‌ای ؟!". من گفتم به خاطر دين اسلام و برای خدا و حفظ كشور جمهوری اسلامی آمده‌ام. او گفت:‌" من هم آمده‌ام برای شهادت در راه خدا و دين اسلام. شهادت افتخار من است. شهادت مايه سرافرازی يك كشور است كه در مقابل ستمگر ايستاده است و مبارزه كرده است. من خدا را دوست دارم و اگر او هم مرا دوست داشته باشد، لياقت شهادت را به من خواهد داد." ؛ من می دانستم اين آخرين‌بار است كه او را می بينم! او هم گويي اين را می دانست و به من دلداری می داد! 🕊 شـــهــــ مسـجدسـلیمان ـــــدای @shohada_masjedsoleiman
*┄┄┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄┄┄* 🕊کبوتر عاشق مسجدسلیمان🕊 شهید غلام احمدی  به سال ۱۳۴۲ در خانواده‌ای مذهبی و از لحاظ مالی متوسط، در شهرستان مسجدسليمان به دنيا آمد. پدرش كارگری ساده در شركت نفت بود و در زمان سلطه استعمار خارجی بر منافع نفتی ايران به سخیي و زحمت بسيار معشيت خانواده را اداره می كرد. وی دارای چهار برادر و يك خواهر بود. از سن شش‌سالگی به دبستان رفت و دوران ابتدايی را با موفقيت طي كرد. از برادر بزرگترش درباره دوران كودكی وی نقل شده است: "‌وقتی خرسال بود، اخلاق و كردار خوبی داشت و هيچ وقت كسي را اذيت نمی كرد. از پدر و مادر برای انجام هركاری اجازه می گرفت". با اتمام دوره دبيرستان در كنكور شركت كرد و در رشته مهندسی مكانيك دانشگاه اهواز پذيرفته شد. خانواده‌ی وی همگی در جنگ به دفاع از ميهن پرداختند. بزرگترين برادرش كه از اصفهان به جبهه رفته بود، در اثر بمباران شيميايی مجروح شد و در سال‌های پس از جنگ به شهادت رسيد. يكي ديگر از برادرانش سرگرد نيروی هوايی ارتش بود و ۲ برادر ديگر هم سابقه حضور درجبهه را داشتند. با تمام اين احوال و علي‌رغم مشغول به تحصيل بودن غلام در دانشگاه، وی سال سوم دانشجويی به سوی جبهه‌های نبرد شتافت. وی درپاسخ به برادر بزرگترش كه باهم همرزم بودند؛ علت حضورش درجبهه راچنين بيان كرد:  "درس را می توان بعد ازجبهه هم خواند، فعلاً جبهه بيشتر به جوان‌ها احتياج دارد.من با تعدادي ازدوستان‌دانشگاهی به اين‌جا آمده‌ام و در اين‌جا هم درس می خوانيم و هم در سنگرجبهه مشغول هستيم." 🕊 شـــهــــ مسـجدسـلیمان ـــــدای @shohada_masjedsoleiman
⚘️ وي در گردان كربلا تيربارچی و كار عمده‌اش با سلاح‌های نيمه سنگين بود. از ديگر اقدامات و فعاليت‌های وی در جبهه می توان به كار بر روی فرستنده‌های راديويی و تلويزيونی و دستگاه‌های هشدار دهنده الكترونيكی و نيز دستگاه‌های توليد پارازيت ـ با استفاده ضد جاسوسی ـ‌ اشاره كرد. وی اهل اقامه نمازهای طولانی و با ادعيه مأنوس بود. به شهادت در راه خدا علاقه‌مند بود. برادرش آخرين ديدارش با وی را چنين تصوير كرده است: روز آخر كه غلام را در جبهه ديدم، صورتش خندان و خوشحال بود و گفت ۲ روز ديگر به منطقه اعزام می شود. چند ساعتی كه پيش من بود مدام اين جمله را تكرار می كرد:" اگر من لياقت شهادت را داشته باشم، خداوند مرا خواهد برد!". من به او گفتم چرا اين حرف را می زنی ؟! او در پاسخ گفت:" مگر تو برای چه جبهه آمده‌ای ؟!". من گفتم به خاطر دين اسلام و برای خدا و حفظ كشور جمهوری اسلامی آمده‌ام. او گفت:‌" من هم آمده‌ام برای شهادت در راه خدا و دين اسلام. شهادت افتخار من است. شهادت مايه سرافرازی يك كشور است كه در مقابل ستمگر ايستاده است و مبارزه كرده است. من خدا را دوست دارم و اگر او هم مرا دوست داشته باشد، لياقت شهادت را به من خواهد داد." ؛ من می دانستم اين آخرين‌بار است كه او را می بينم! او هم گويي اين را می دانست و به من دلداری می داد! 🕊 شـــهــــ مسـجدسـلیمان ـــــدای @shohada_masjedsoleiman