eitaa logo
🌷دایرةالمعارف شهدا🌷
222 دنبال‌کننده
10.9هزار عکس
3.6هزار ویدیو
14 فایل
⭕این کانال حاوی مطالب مربوط به شهدای انقلاب ، شهدای جنگ تحمیلی ، شهدای ترور ، شهدای محور مقاومت و شهدای مدافع حرم می باشد. شامل زندگی نامه و ابعاد شخصیتی شهدا🌷 🆔 @shohada_tmersad313 ❤زندگی زیباست اما شهادت زیباتر❤
مشاهده در ایتا
دانلود
17.34M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اگر از دولٺ وصل ٺــو مــرا نیسٺ نصیب ؛ گاهگاهے بہ نگاهے🍃 ، دل مڹ را دریــاب ...! 🆔 @shohada_tmersad313
🍂آه از دل خواهر غم دیده ... خواهر بزرگوار شهید محمودرضا بیضائی: 🌾دی ماه خیلی غم انگیزه ... هفتم ماه سال ۱۳۹۲ یعنی ۲۲ روز قبل از محمودرضا🌷 برای مراسم فوت عمه مان آمده بود تبریز و همان دیدار شد با خانواده و فامیل. 🌾خیلی خوشحال بود ! لباس رنگ روشن👕 پوشیده بود، بلوز سفید با شلوار کتان کِرم رنگ شش جیب، چقدر نورانی بود😍 ... 🌾گفتم : محمود، چه خوب کاری کردی اومدی بابا این روزها بخاطر فوت عمه خیلی غمگینِ😔 یهو نگاهشو از زمین برداشت، به چشمای من خیره شد. همینطور خیره ... ⭕️هرگز لب باز نکرد که بگه همین ماه خودش آسمونی میشه🕊 🍂با روضه های قد کشیده ایم 🍂این افتخار را همه مدیون 🆔 @shohada_tmersad313
😍شوخی های شهید محمودرضا گاهی با اهلش به‌قدری شوخ بود که تا سر کار گذاشتن وحشتناک طرف پیش می‌رفت، من به‌عنوان برادرش هیچ‌وقت طرف شوخی او قرار نگرفتم.❌ این از چیزهایی است که هنوز هم یادآوری‌اش مرا شرمنده می‌کند.😔 محمودرضا ادب بسیار زیادی با بزرگتر داشت و حق ادب را ادا می‌کرد.👌😊 با هم زیاد می‌خندیدیم. خیلی پیش می‌آمد که چیزی از اتفاقات کارش یا مسائل روزمره یا حتی سر کار گذاشتن دوستانش تعریف می‌کرد و می‌خندیدیم اما هیچ‌وقت نشد من طرف شوخی کوچکی از او قرار بگیرم. ✍به نقل از برادر شهید 🌹 @tmersad313
ازتبریزتادمشق.. چندخط ازیک زندگی مهم محمودرضا متولد آذر سال 1360بود درخانواده ای باریشه های مذهبی ودارای خاستگاه روحانیت درتبریز. وقتی دانش آموز دبیرستان بود، به عضویت پایگاه مقاومت شهید بابایی مسجد چهارده معصوم (ع) شهرک پرواز تبریز در آمد. حضور مداوم ومستمردرجمع بسیجیان پایگاه، نخستین بارقه های عشق به فرهنگ مقاومت وایثاروشهادت رادراوشعله ورکرد. درهمین ایام بودکه بارزمندهءهنرمند، حاج بهزادپروین قدس آشنا شد. آن روزهادرتبریزهرکس که می خواست به جبهه وجنگ وشهداوصل شود، حتما گزارش به دفتر کوچک وجمع وجور حاج بهزاد می افتاد. کافی بود کمی شامه اش تیز باشد تابوی خوش شهادت را از آن حوالی احساس کندو محمودرضا شامه اش تیز بود.این آشنایی، بعدهازمینه سازآشنایی مبسوط با میراث مکتوب وتصویری دفاع مقدس وانس با فرهنگ جبهه وجنگ شد. دیدارومصاحبه باخانوادهٔ شهدا، گردآوری خاطرات شهداوجمع آوری کتاب هاونشریات حوزهٔ ادبیات دفاع مقدس، از ثمرات هم نشينی با حاج بهزاد بود. برگرفته ازکتاب تو شهید نمی‌شوی ص9 به روایت احمد رضابیضائی ادامه دارد... 🆔 @shohada_tmersad313
ازتبریزتادمشق چندخط ازیک زندگی مهم محمودرضا ورزشکاربود. به کارته علاقه داشت واز ده سالگی رفته بود دنبال این ورزش. سال 1372به تیم استان آذربایجان شرقی رفت ودرمسابقات چهار جانبهءبین المللی قهرمان شد. به فوتبال هم علاقه داشت وبه صورت حرفه ای آن رادنبال می کرد، تااینکه بخاطر درس و مدرسه، عطایش را به لقایش بخشید. برگرفته از کتاب تو شهید نمی‌شوی ص. 10 به روایت احمد رضابیضائی ادامه دارد... 🆔 @shohada_tmersad313
از تبریز تا دمشق چندخط ازیک زندگی مهم درسال 1378دیپلم گرفت‌؛ دیپلم رشتهٔ علوم تجربی. رفت خدمت سربازی. دورهٔ آموزش را در اردکان یزد گذراند وپس از آموزش، خدمتش رادر پادگان الزهرا (ع) نیروی هوایی سپاه پاسداران در تبریز ادامه داد.نقطهٔ عطف زندگی محمودرضا، آشنایی با نهاد مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی محسوب می شود. بعداز اتمام خدمت سربازی، علی رغم تشویق خانواده به ادامه تحصیل در دانشگاه، با انتخاب خودو یقین کامل، عضویت در نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را انتخاب کرد. او در بهمن سال 1382 وارد دانشکدهٔ امام علی (ع) شد. ورودبه دانشکدهٔ افسری، عملا به معنی هجرتش از تبریز به تهران بود. بااین هجرت ادامهٔ زندگی را در جهاد فی سبیل الله رقم زد. برگرفته از کتاب تو شهید نمی‌شوی ص. 10 به روایت احمد رضابیضائی ادامه دارد... 🆔 @shohada_tmersad313
ازتبریزتادمشق چندخط ازیک زندگی مهم اودر سپاه، نام مستعار «حسین نصرتی» رابرای خود انتخاب کرد؛ نامی که به گفتهٔ خودش برگرفته از ندای «هل من ناصر ینصرنی» مولایش حسین بن علی (ع) وکنایه از لبیک به این ندا بود. در شهریور 1385 دورهٔ افسری را به اتمام رساند و از دانشکده فارغ‌التحصیل شد وقدم در مسیری گذاشت که تا آخرین لحظهٔ حیات ظاهری اش، هیچ تزلزلی در پیمودن آن مسیر در او مشاهده نشد. پُر کاری وکم خوابی ویژگی اصلی اش بود‌؛آن چنان که کار در روزهای جمعه را هم در یکی از جلسات اداری به تصویب رسانده بود. به این ترتیب عملاً کارش تعطیلی نداشت. معتقد بود شهادت در راه خدا مُزدکسانی است که در راه خدا پُرکارندوشهدای جنگ تحمیلی راشاهداین حرف خود معرفی می کرد. برگرفته از کتاب تو شهید نمی‌شوی ص 11 به روایت احمد رضابیضائی ادامه دارد... 🆔 @shohada_tmersad313
ازتبریزتادمشق چندخط ازیک زندگی مهم به‌دلیل علاقهٔ فراوان به کارش، برای تشکیل خانواده حاضر به رجعت به تبریز نبود. در25اسفندسال1387مقارن با سالروز میلاد پیامبر اعظم (ص) وامام جعفر صادق (ع) با همسری فاضل از خانواده ولایت مدار در تهران ازدواج کرد وساکن تهران شد. ثمرهٔ این ازدواج «کوثر» است، متولد 25اسفند1391. عشق و علاقهٔ وصف ناشدنی محمودرضا به آرمان جهانی امام خمینی، یعنی تشکیل نهضت جهانی اسلام، روحیهٔ خاصی رادر او به وجود آورده بود، آن چنان که تا آغاز جنگ در سوریه، در جهت تحقق آن شبانه روز تلاش و مجاهدت می کرد. برگرفته از کتاب تو شهید نمی‌شوی ص11 به روایت احمد رضابیضائی ادامه دارد... 🆔 @shohada_tmersad313
ازتبریزتادمشق چندخط ازیک زندگی مهم مطالعات دینی و سیاسی اش تعطیل نمی شد.به اخبار و وقایع داخلی وخارجی، به ویژه تحولات جهان اسلام اشراف داشت واین وقایع را تحلیل می کرد. تعصب آگاهانه و وافری به انقلاب اسلامی، رهبری ونظام داشت. در ایام فتنهٔ88، شب وروز آرام وقرار نداشت. تمام اخبارووقایع فتنه رارصدمی کرد ودر معرکهٔ دفاع سخت از انقلاب اسلامی در ایام فتنه، چندین بار جانش به خطر انداخت. صاحب موضع بود ودربحث ها خوب استدلال میکرد. می گفت این انقلاب تنها نقطهٔ امید مستضعفان عالم است و هرگونه تهدیدی که متوجه موجودیت انقلاب اسلامی باشد، می تواند جبههٔ مستضعفان وعلاقه مندان انقلاب اسلامی در جهان را سست کندو نگرانی عمیقی از این بابت داشت. برگرفته از کتاب تو شهید نمی‌شوی ص11، 12 به روایت احمد رضابیضائی ادامه دارد... 🆔 @shohada_tmersad313
ازتبریزتادمشق چندخط ازیک زندگی مهم با آغاز جنگ در سوریه از سال 1390 برای یاری جبههٔ مقاومت و دفاع از حریم آل الله (ع)، آگاهانه عازم سوریه شد. اعزامهای داوطلبانهٔ مکرر و حضور مداوم در جبههٔ سوریه، روحیهٔ رزمندگی را در وجودش تثبیت کرده بود. در دو سال آخر حیات ظاهری خود، به معنی واقعی کلمه زندگی «رزمنده» را داشت. به خاطر تعلقی که از نوجوانی به جمع آوری و ثبت اسناد و مواریث دفاع مقدس داشت. در جبههٔ سوریه نیز به گرد آوری اسناد جنگ همت گماشته بود. هر بار که به ایران می آمد، آثاری از جنگ را همراه داشت؛ از جمله تصاویری که با دوربین خود ثبت کرده بود و آثاری که از تکفیری ها در صحنه های درگیری به جا مانده بود. برگرفته از کتاب تو شهید نمی‌شوی ص 12 به روایت احمد رضابیضائی ادامه دارد... 🆔 @shohada_tmersad313
🍂آه از دل خواهر غم دیده ... خواهر بزرگوار شهید محمودرضا بیضائی: 🌾دی ماه خیلی غم انگیزه ... هفتم ماه سال ۱۳۹۲ یعنی ۲۲ روز قبل از محمودرضا🌷 برای مراسم فوت عمه مان آمده بود تبریز و همان دیدار شد با خانواده و فامیل. 🌾خیلی خوشحال بود ! لباس رنگ روشن👕 پوشیده بود، بلوز سفید با شلوار کتان کِرم رنگ شش جیب، چقدر نورانی بود😍 ... 🌾گفتم : محمود، چه خوب کاری کردی اومدی بابا این روزها بخاطر فوت عمه خیلی غمگینِ😔 یهو نگاهشو از زمین برداشت، به چشمای من خیره شد. همینطور خیره ... ⭕️هرگز لب باز نکرد که بگه همین ماه خودش آسمونی میشه🕊 🍂با روضه های قد کشیده ایم 🍂این افتخار را همه مدیون 🆔 @shohada_tmersad313
☘شهیـد بیدارت میڪند 🥀شهیـد دستت را میگیرد✋🏻 ☘شهیـد شهیـدت مےڪند اگر که 🥀 بخواهی ☘فرقـی نمی ڪند... 🥀" فڪه " و " اروند" ☘یا " دمشق " و "حلب" 🥀 یا " صعده "و " صنعا " 🌻...و این را بــدان:هرکسی 🌾 با یڪ شهیدی خو گرفت 🌻روز محــشــــــر آبــــرو از او گرفتــ 🌷 🆔 @shohada_tmersad313