eitaa logo
🌷همراه باشهدا تا آسمان🌷
1.2هزار دنبال‌کننده
12.1هزار عکس
10.4هزار ویدیو
26 فایل
ابرگروه( براهین )پاسخگویی به شبهات‌مذهبی وسیاسی روز در ایتا👇 http://eitaa.com/joinchat/925368339Ca1732dd521 کانال《 براهین 》👈 @barahin کانال همراه باشهدا تا آسمان @shohadabarahin_amar آیدی مدیران @Sotoudeh2 @Janemanoseyedali
مشاهده در ایتا
دانلود
🇮🇷🌷🇮🇷🌷حکایت دیده بانی که بالای دکل مجروح شد!!!! قسمت 1⃣ به نقل از : رزمنده دوران دفاع مقدس؛ داوود علمدار 🥀زمستان سال1364 بود و در جزیره مجنون مستقر بودیم. من در گردان ادوات تیپ مستقل 18الغدیر انجام وظیفه می کردم. تمام شب را در سنگر هدایت آتش؛ کنار بی سیم بیدار مانده بودم و صبح؛ پس از فریضه نماز؛ خوابم برد. 🍂 ساعتی نگذشته بود که عزیز رزمنده ای به نام احمد دشتی مرا صدا زد و گفت : بلند شو که علی اصغر زارع مجروح شده. می دانستم که اصغر؛ روی دکل دیده بانی است او ادمه داد : من و مجید حافظی می رویم که وسایل ببریم تا اصغر را بیاوریم پایین و به اورژانس برسانیم و شما کنار بی سیم به گوش باش تا اگر احیانا نیاز شد پاسخگو باشی. این را گفت و حرکت کردند. دیگر خواب از سرم پریده بود. بی سیم را برداشتم و آمدم بیرون سنگر و با دوربین دو چشم؛ از دور نظاره گر تلاش و فعالیت آنها بودم. ظاهرا دشمن نیز متوجه ماجرا شده بود؛ مرتب آتش می ریخت. مخصوصا محوطه اطراف دکل را که تا شعاع 500متری زیر آتش خمپاره انداز؛ توپخانه و حتی آتش گلوله های مستقیم تانک خود داشت. ادامه دارد ... 🥀 به کانال همراه باشهدا تا آسمان بپیوندید↙️↙️ @shohadabarahin_amar
🌷همراه باشهدا تا آسمان🌷
🇮🇷🌷🇮🇷🌷حکایت دیده بانی که بالای دکل مجروح شد!!!! قسمت 1⃣ به نقل از : رزمنده دوران دفاع مقدس؛ داوود
🌷🇮🇷🌷🇮🇷 حکایت دیده بانی که..... قسمت 2⃣ 🌷🌷احمد دشتی و مجید حافظی با سرعت خود را پای دکل رساندند. حسن شریف هم از قبل رفته بود؛ احمد می گفت : ما بلافاصله به وسیله ی یک پتو و چند قطعه از تخته های چوبی مخصوص حفاظ دکل؛ همچنین بریده های باریکی از پارچه ی چلوار؛ برانکاردی را درست کردیم. طناب؛ قرقره و چنگک هم از قبل آماده شده بود. همه چیز که مهیا شد؛ حافظی وسایل را همراه خودش بالای دکل برد و پس از محکم کردن قرقره و عبور دادن طناب از روی آن؛ چنگک یا قلاب را به یک سر طناب بست و سر دیگر طناب را به پایین فرستاد. 🥀با رسیدن طناب به پایین دکل؛ من و حسن شریف؛ موظف بودیم طناب را به جلوی تویوتا ببندیم ومنتظر باشیم. مجید حافظی تن مجروح اصغر را که از ناحیه شکم مورد اصابت ترکش خمپاره زمانی قرار گرفته بود و زخمی شده بود؛ داخل برانکارد گذاشت و اشاره کرد طناب را بکشیم و زمانی که برانکارد حامل مجروح در هوا معلق شد؛ با دست اشاره نمود تا خود رو به سمت دکل حرکت کند و به این صورت بدن مجروح علی اصغر زارع را به پایین دکل و سپس به نزدیک ترین مرکز اورژانس منتقل شد. اما بالاخره؛ پس از 12 روز بستری بودن در بیمارستان نمازی شیراز؛ به فیض عظیم شهادت نائل گشت. روحش شاد 🥀 به کانال همراه باشهدا تا آسمان بپیوندید↙️↙️ @shohadabarahin_amar