15.11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 تقدیم به روح بلند سردار شهید حاج احمد کاظمی
او از تبار راستان راستین بود
بین صفاکیشان دلش عاشقترین بود
سیمرغ قاف معرفت یک آرزو داشت
میخواست در بستر نمیرد، حق همین بود
از کاروان جا مانده بود آن مرد عاشق
پیوسته از تأخیر خود اندوهگین بود
روحش تکاپوی پریدن داشت اما
جسمش اسیر غربت سرد زمین بود
مست شراب لا تَخَف، سردار غیرت
پیمانهنوش کوثر عشق و یقین بود
از باغ سیب آغاز شد معراج سرخش
پرواز تا عرش شهادت دلنشین بود
✍🏻 #کمیل_کاشانی
🏷 #شهید_احمد_کاظمی
ترکش به سرش خورده بود. او را به بیمارستان صحرایی بردیم.
از شدت خونریزی، مدتی بی هوش بود. یک دفعه از جـا پرید! گفت: «بلـند شو! باید بـرویم خـط !»
هرچی اصرار کردیم بی فایده بود. در طی راه از ایشان پرسیدم: «شما بیهوش بودی؛ چه شد که یک دفعه از جا بلند شدی و ..؟! »
خیلی آرام گفت: «وقتی توی اتاق خوابیده بودم، یکباره دیدم خـانم فـاطمه زهــرا (ص) آمدند داخـل !»
به من فرمودند: «چـرا خوابیدی !؟»
گفتم: «سرم مجروح شده، نمی توانم ادامه دهم !.»
ایشان دستی به سر من کشیدند و فرمودند: «بلند شو، بلند شو، چیزی نیست؛ بـرو به کارهایت بـرس ..»
#شهید_احمد_کاظمی
شادی ارواح طیبه شهدا
امام شهدا
🌹صلوات🌹
#رمضان