#خاطرات_شهدا
کت و شلوار دامادیاش را
تمیز و نو در کمد نگه داشته بود😇
به بچههای سپاه میگفت:
«برای این که اسراف نشود،
هر کدام از شما خواستید داماد شوید،
از کت و شلوار من استفاده کنید.
این لباس ارثیهی من برای شماست.»😇
پس از ازدواج ما،
کت و شلوار دامادی محمد حسن،
وقف بچههای سپاه شده بود
و دست به دست میچرخید😅😊
هر کدام از دوستانش که میخواستند داماد شوند،
برای مراسم دامادیشان، همان کت و شلوار را میپوشیدند.😅
جالبتر آن که،
هر کسی هم آن کت و شلوار را میپوشید؛
به #شهادت میرسید!😢💚
#خانم_فاطمه_فخار
#همسر_شهید
#شهید_محمدحسن_فایده
#ازدواج_موفق #ازدواج_آسان
@shohadaes
وقتی عبدالمهدی آن دعا را بالای سرم خواند حالم دگرگون شد انگار که اصلاً مریض نبودم
یکی از روزهای ماه مبارک رمضان مهمان داشتیم و مادرم من هم مریض شده بود و داخل بیمارستان بستری بود. من از این قضیه خبر نداشتم و وقتی مهمان ها رفتند شهید به من گفت: آماده شو باید جایی برویم. رفتیم بیمارستان. اول من به داخل بیمارستان پیش مادرم رفتم. قرار بود که فردای آن روز مادرم را به خاطر عارضه قلبی عمل کنند. آمدم بیرون تا عبدالمهدی برود. شهید بالای سر مادر دعایی خوانده بود و برگشتیم خانه. فردا مادرم حالش خیلی خوب بود و گفت: من نیاز به عمل ندارم. وقتی آزمایش ها و عکس را دوباره تکرار می کنند اثری از آن بیماری نبود و مادر گفت: وقتی عبدالمهدی آن دعا را بالای سرم خواند حالم دگرگون شد انگار که اصلاً مریض نبودم. #همسر_شهید @shohadaes
وقتی عبدالمهدی آن دعا را بالای سرم خواند حالم دگرگون شد انگار که اصلاً مریض نبودم
یکی از روزهای ماه مبارک رمضان مهمان داشتیم و مادرم من هم مریض شده بود و داخل بیمارستان بستری بود. من از این قضیه خبر نداشتم و وقتی مهمان ها رفتند شهید به من گفت: آماده شو باید جایی برویم. رفتیم بیمارستان. اول من به داخل بیمارستان پیش مادرم رفتم. قرار بود که فردای آن روز مادرم را به خاطر عارضه قلبی عمل کنند. آمدم بیرون تا عبدالمهدی برود. شهید بالای سر مادر دعایی خوانده بود و برگشتیم خانه. فردا مادرم حالش خیلی خوب بود و گفت: من نیاز به عمل ندارم. وقتی آزمایش ها و عکس را دوباره تکرار می کنند اثری از آن بیماری نبود و مادر گفت: وقتی عبدالمهدی آن دعا را بالای سرم خواند حالم دگرگون شد انگار که اصلاً مریض نبودم. #همسر_شهید @shohadaes
#خاطرات
💢من تنها خاطره که از شهید دارم وهمیشه یادم میمونه این بود که همیشه از حال وهوای شلمچه برای من صحبت میکرد با چنان شوقی تعریف میکرد که واقعا دوست داشتم برای یک بار هم که شده برم اونجا وبا چشمان خودم اون منطقه رو ببینم
🔹 به من قول داد که باهم بریم وسال ۹۵ قسمت شد وما به شلمچه رفتیم واقعا جای زیبایی بود احمد اقا اونجا کلی گریه کرد وگفت نقطه به نقطه اینجا خون شهیدی ریخته شده و ما به تک تک این قطرات خون شهدا مدیون هستیم .
🔹 نسبت به شهدا اردات خاصی داشت وهمیشه به زیارت شهدا #گمنام می رفت وخودش هم ارزوی شهادت داشت وبلاخره به ارزوش رسید از ایشان دو فرزند یکی پسر به نام امیر رضا و دخترمون فاطیما خانوم که سه سال داشت به یادگار گذاشت و رفت و به شهادت رسید .
🔹انتشار به مناسب سالگرد شهادت شادی روح شهید والامقام صلوات
🔹 شهید مدافع وطن احمد محمدی مورخه 1395/5/21 هنگام تأمین امنیت شهروندان و مبارزه با سارقین طلافروشی براثر اصابت گلوله سارقین به شهادت رسید.
🔹➖➖➖➖➖➖➖➖
به کانال #شهدایی در ایتا بپیوندید👇
🆔 @shohadaes
#عاشقانه
#همسر_شهید
#همسرانه