🕊🌹🥀🌷🥀🌹🕊
🌹تقدیم به مادران صبور
#شهدای_گمنام
یادمون نره #کی_بودیم ...
یادمون نره #کی_هستیم ...
یادمون نره #چرا_هستیم ...
و در آخر یادمون نره خیلی #خون ها ریخته شد، تا من و شما #در_آرامش_باشیم ...
#یادشهداباصلوات
#الّلهُمَّصَلِّعَلَیمُحَمَّدٍوَآلِمُحَمَّدٍوَعَجِّلْفَرَجهُمْ
#پنجشنبه_های_دلتنگی
🕊🌹🥀🌷🥀🌹🕊
https://t.me/shohadasafadasht
#پیامشهدا 💌
از مصطفی به ملت ایران...📞
اگر می خواهید کارتان برکت پیدا کند به خانواده شهدا سر بزنید ، زندگی نامه شهدا را بخوانید سعی کنید در روحیه خود شهادت طلبی را پرورش دهید ..
هموطن بگوشی..⁉️صدامو داری...⁉️
#شهیدمصطفیصدرزاده
#یادشهداباصلوات🌹
کانال شهدا و ایثارگران صفادشت
https://eitaa.com/shohadasafadasht
📌 این دو شهید تا سال ۷۳ دست در دست هم داشتند
🔷️ دستِ داوود بصائری (شهید سمت راست) را گرفتم و در دست رفیق دیگرمان اکبر قهرمانی گذاشتم؛ به اکبر هـم سفارش کردم مراقب داوود باشد.
◇ از نقطهی رهایی باید عازم خط میشدیم؛ خداحافظی کردیم و از یکدیگر قول شفاعت گرفتیم.
◇ صبح روز بعد، پاتک سنگین دشمن روی کانال ۱۱۲ آغاز شد. حجم آتش به قدری شدید بود که از گرمای انفجارهای مداوم در داخل کانال، احساس میکردیم پوست بدنمان دارد میسوزد و ریههایمان داغ شده است.
◇ زیر آن آتش باران شدید، ناگهان داوود و اکبر را دیدم که کنار هم به دیوار کانال تکیه داده بودند.
◇ با دیدن این دو بچه محل در آن وادی آتش و خون، کلی خوشحال شدم؛ آنها هم با دیدن من خیلی ذوق کردند.
◇ دستی برایشان تکان دادم که به یکباره گلولهی توپ ۱۲۰ نزدیک آنها به زمین خورد. گرد و خاک که فرو نشست، دیدم سر داوود به روی شانه اکبر افتاده و همینطور کنار هم به شهادت رسیدهاند.
◇ قلبم داشت از حرکت می ایستاد با حسرت نگاهشان کردم و در دل از خدا خواستم شفاعتشان را شامل حال من گرداند.
📚 زمینهای مسلح، گلعلی بابایی
"روایتی از حمـاسـه والفـجر ۱"
🔻 پیکر مطهرشان تا سال ۷۳ به همین شکل در منطقه فکه، زیارتگاه ملائکة الله بود.
#یادشهداباصلوات
#شهید_اکبر_قهرمانی
#شهید_داوود_بصائری
کانال شهدا و ایثارگران صفادشت
https://eitaa.com/shohadasafadasht