#سفارش_میکنم:
🌷 بسیجی شهید #اسماعیل_حاجی_کوهمدانی
▫️ تولد: 18 دی 1336
▫️ نام پدر: عباس
▫️ شهرستان: اهواز
▫️ تحصیلات: دیپلم تجربی
▫️ شهادت: 16دی 1359 – کربلای هویزه
▫️ محل آرامگاه: ردیف اول- قبر سوم
#سفارش شهید اسماعیل حاجی کوهمدانی به ما:
✍️ از ظلم بترسید و همواره و در هر شرایطی سالم زندگی کنید.
از راه راست منحرف نشوید.
پیرو خط امام بمانید و اسیر احزاب و جاذبه های کاذب آنها نشوید.
* کانال شهدای هویزه؛ موثق ترین منبع روایت و اطلاعات حماسه هویزه
@shohaday_hoveizeh
✍️ یک شهید؛ یک خاطره...
🌷 بسیجی شهید #اسماعیل_حاجی_کوهمدانی
▫️ تاریخ تولد: 18 دی 1336
▫️ نام پدر: عباس
▫️ شهرستان: اهواز
▫️ تحصیلات: دیپلم حسابداری
▫️ شهادت: 16 دی 1359- کربلای هویزه
▫️ محل آرامگاه: زیارتگاه شهدای هویزه- ردیف اول- قبر سوم
🔹 روایت عاشقی:
کمک آر.پی.جی زن بود.
حرارت آر.پی.جی، صورتش را سوزانده بود.
گفتم: دیگر بس است. بیا بمان خانه وگرنه من هم می آیم.
گفت:«این یه بارو برم و برگردم، دیگه تمومه.»
3 بار رفت و آمد و همین را گفت تا بار آخر که واقعا تمام شد.
👤 راوی: برادر شهید حاجی کوهمدانی
📕 منبع: کتاب #آیه_های_سرخ_هویزه
🌷شادی روح امام و شهدا، صلوات
#یک_شهید_یک_خاطره
* کانال شهدای هویزه؛ موثق ترین منبع روایت و اطلاعات حماسه هویزه
@shohaday_hoveizeh
✍️ یک شهید؛ یک خاطره...
🌷 بسیجی شهید #اسماعیل_حاجی_کوهمدانی
#شهدای_هویزه
* کانال شهدای هویزه؛ موثق ترین منبع روایت و اطلاعات حماسه هویزه
@shohaday_hoveizeh
⬇️⬇️
شهدای هویزه
✍️ یک شهید؛ یک خاطره... 🌷 بسیجی شهید #اسماعیل_حاجی_کوهمدانی #شهدای_هویزه * کانال شهدای هویزه؛ موث
✍️ یک شهید؛ یک خاطره...
🌷 بسیجی شهید #اسماعیل_حاجی_کوهمدانی
▫️ تاریخ تولد: 18 دی 1336
▫️ نام پدر: عباس
▫️ شهرستان: اهواز
▫️ تحصیلات: دیپلم حسابداری
▫️ شهادت: 16 دی 1359- کربلای هویزه
▫️ محل آرامگاه: زیارتگاه شهدای هویزه- ردیف اول- قبر سوم
🔹 روایت عاشقی:
کیانپارس [اهواز] توی خانه ای کار می کردیم.
سر و کله هواپیماها پیدا شد.
صدای ضد هوایی ها و انفجار.
یک راکت هم نصیب محل کار ما شد؛ درست وسط حیاط.
گرد و خاک که خوابید، دیدیم عمل نکرده.
هنوز نصفش از خاک بیرون بود.
خیلی ترسیدیم. فرار کردیم بیرون.
یک راست رفتیم خانه.
اسماعیل که ماجرا را شنید، گفت:«یعنی همین طور وِلَش کردید آمدید؟!»
گفتم: پس می ایستادیم تماشا؟ خب باید در می رفتیم. شانس آوردیم منفجر نشد.
- «روشن کن بریم.»
- کجا؟
- «خب معلومه؛ خونه ای که توش کار می کنید. می خوام خنثاش کنم.»
- بابا بی خیال. از کی تا حالا تو خنثی کننده شدی ما خبر نداشتیم؟ بذار خودشون میان خنثی می کنند.
جر و بحث، بی فایده بود. حریفش نشدیم. برگشتیم کیانپارس.
جَلدی از در رفت بالا.
گفت:«شما همینجا بمونید.»
سریع زنگ زدیم سپاه. مقرشان توی چهار شیر بود.
مدتی گذشت، 6-7 ماشین آژیرکشان رسیدند.
تا کوچه را ببندند و مستقر شوند، اسماعیل در را باز کرد، آمد بیرون.
گفت:«تموم شد. خنثاش کردم.»
تیم خنثی سازی دویدند داخل.
بیرون که آمدند، مدتی اصرار می کردند برود برایشان کار کند.
قبول نکرد.
گفت:«کار مهم تر دارم. می خوام برم جبهه، بجنگم.»
👤 راوی: برادر شهید حاجی کوهمدانی
📕 منبع: کتاب #آیه_های_سرخ_هویزه
#شهدای_هویزه
* کانال شهدای هویزه؛ موثق ترین منبع روایت و اطلاعات حماسه هویزه
@shohaday_hoveizeh
🖼 #نقاشی_شهدا |
✨ خوش به حال شهدا که زمین دفتر نقاشی آنها شده است...
👤 تصویر بسیجی شهید کربلای هویزه #اسماعیل_حاجی_کوهمدانی
🖍 اثر هنرمند خادم الشهدا حسن زاده
🔰 تکنیک مداد رنگی
#شهدای_هویزه
* کانال شهدای هویزه؛ موثق ترین منبع روایت و اطلاعات حماسه هویزه
@shohaday_hoveizeh