🕊🌹#شهیدانه| دل شکستن بس است
سال58 تصمیم به عقد رسمی گرفتیم. مادرم مهر مرا بالا گفته بود تا حداقل یک چیز این ازدواج که از دید آنها غیرمعمول بود، شبیه بقیه مردم شود! گرچه هیچ کداممان موافق نبودیم، ولی اسماعیل گفت: «تا اینجا به انداز کافی دل مادرت را شکسته ایم! برای من چه فرقی دارد؛ من چه زیاد چه کمش را ندارم! راستی نکند یک بار مهرت را بخواهی، شرمنده ام کنی!» من هم که نمی خواستم به مادرم بی احترامی شده باشد مهریه پیشنهادی را قبول کردم؛ اما همانجا قبل از آنکه وارد سند ازدواج کنند به اسماعیل بخشیدم.
📚نیمه پنهان ماه 4، ص26 و27
#شهیداسماعیلدقایقی
#هیئت_شهداء
✅ @shohadaye_delfan