من، جعفر و محمد علی سبحانی هم بحث و هم درس و هم حجره بودیم. جعفر حالات و رفتار عجیبی داشت. مدتی بود با محمد علی روز های دوشنبه و پنج شنبه روزه می گرفتند. من گاهی از بیرون می آمدم و غذایی تعارف می کردم. می گفتند ما روزه ایم. می گفتم، اگر روزه مستحبی است و مؤمنی چیزی تعارف کرد باید بخورید!
آنها هم به احترام من می خوردند. یک روز روزه بودند و باز همان تعارف را کردم. جعفر گفت: من روزه ام را نمی شکنم!
گفتم: چرا؟
گفت: صبح که برای روزه بلندشدم، در دلم آمد، باز تو روزه ام را می شکنی و این وسوسه شیطان است که روزه ام را بشکنم.
دیگر روزه اش را نشکست نه خودش نه محمد علی....
#شهیدجعفررنجبران
#شهدای_فارس
🌱🌹🌱🌹🌱
#ڪانال_شهداےغریـب_شیـراﺯ:
ﺩﺭ ایتا :
http://eitaa.com/joinchat/2304966656C7c3f274f75
#نشردهیـد یادشهدازنده شـود اجرشهادت ببرید