خاطره همرزم شهید اقای شکرخدا بابایی از شهید حاج حسن #تاجوک:
روز2/10/65 ، مقر گردان 151، هتل پرشین آبادان بود که حاج حسن جلسه ای گذاشت تا مارا توجیه کند. حاجی یک خودکار آنتنی داشت، کشیدش و شروع کرد کالک عملیاتی را توضیح داد، هدف ها را گفت. بعد از آن هم می پرسید. می گفت هدف شما کجاست؟ باید توضیح می دادیم. نوبت به شهیدنبی الله #ترکاشوند شد، آنتن را به او داد. نبی الله وقتی شروع کرد آنتن را بیشتر کشید. ناگهان حاجی گفت: صبرکن ببینم ، صبرکن. گفت: چیه حاجی؟! ماهم تعجب کردیم!! گفت: نگاه کن من که فرمانده گردانم آنتن را اینقدر کشیدم تو مسئول دسته ای اینقدر می کشی؟؟! بزن جا بزن جا...شوخی کرد و بچه ها خندیدند. شب عملیات کربلای4 بود و بعدش هم با آن دید نظامی که داشت گفت: عملیات لو رفته ، از کجا معلوم؟ از آنجایی که دارند بمباران می کنند خرمشهر را. زمانی که منطقه ای را بمباران می کنند یعنی عملیات لو رفته است @shohadayemalayer
روایت سردار شهید قهاری سعید از مبارزه با گروهک های ضد انقلاب
درگیری با کمین گروهک های ضد انقلاب در منطقه غرب کشور:
حدود 15- 16 نفر از همدان به فرماندهي خواهر دباغ، به سمت ستاد غرب رفتيم و در آنجا سازماندهي شديم. اساس سازماندهي اين بود كه 3 نفر از برادران ما را آموزش ميدادند. برادر تركمان، برادر فولادي و برادر زنگنه آموزش تير بار، كاليبر 50 و ژ3 را به عهده داشتند. بعد از اينكه آموزش تمام شد ما به عنوان اسكورت راه كرمانشاه ـ پاوه انتخاب شديم.
در يكي از مأموريتها كه به سمت پاوه حركت كرديم كمي آن طرفتر از روانسر در گردنه «مله پلنگانه»، آرام آرام درگيري با گروهك ضد انقلاب شروع شد. چون فاصله درگيري زياد بود ما به حركت خود ادامه داديم تا به گردنه «شمشير» رسيديم.
قبل از گردنه شمشير سر دو راهي «باینگان» مجدداً درگيري شروع شد. شدت درگيري آنقدر بالا بود كه سيستم و اتحاد ما از هم پاشيد و قدرت مقابله ما ضعيف شد. طوري كه ماشينها داخل جاده ماندند و ما به اطراف پراكنده شديم.
از بچههاي همدان من بودم، خدا بيامرز حسن #تاجوك، رسولي، قاسمي و بحريني. با اوج گرفتن درگيري متواري شده و در كوه هاي اطراف پناه گرفتيم. نزديك به 4 الي 5 ساعت بدون آرايش نظامي در ارتفاعات اطراف مانديم و مقاومت كرديم تا اينكه بيسيم چي اطلاع داد و 2 فروند هليكوپتر براي كمك به ما به منطقه آمد.
با آمدن هليكوپترها بچهها توانستند خودشان را به ماشينها برسانند. وضعيت خيلي نامناسب بود. بچهها اكثراً فشنگهايشان تمام شده بود. سوار ماشينها شديم و از روستاي شمشير رد شديم. بين اين روستا و روستاي دوريسان اگر درست گفته باشم مجدداً كميني بود كه گروهك ضد انقلاب از آنجا به ما حمله كرد و اين كمين ضعيفتر از كمين قبلي بود و با مقاومت بچهها اين كمين ظرف 2 ساعت شكسته شد.
در اين كمين هم تعدادي از بچه ها به شهادت رسيدند و تعدادي نيز اسير شدند. البته ناگفته نماند در كمين قبلي با توجه به غلبه دشمن، شهداي زيادي تقديم انقلاب كرديم. بعد از اتمام درگيري وقتي ما از تپههاي اطراف به محل كمين رسيديم دو جسد متعلق به بچههاي خودي را پيدا كرديم كه تير خورده بودند اما يكي از آنها پاهايش از بدنش جدا شده بود و ديگري بدنش كاملاً شكافته بود كه بعداً بوميهاي منطقه يا به عبارتي پيشمرگهاي كُرد كه طرفدار سپاه و نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران بودند گفتند كه گروهك ضد انقلاب اين دو شهيد را از يك طرف به جيپ و از طرف ديگر به لندرور بستند و از دو جهت مخالفت هم كشيدند تا اعضاي بدنشان از هم جدا شده و به شهادت رسيدند.
راوی: سردار شهید سعید قهاری سعید
منبع:ماهنامه سراسری "#مدافعان"
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
┏━🍃🌻🍂━┓
@shohadayemalayer
┗━🍂🌻🍃━┛
37.65M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فیلم مشایعت رزمندگان از علی آباد به جبهه های جنگ با مشایعت شهید حاج حسن #تاجوک
#سپاه_محمد(ص)
@shohadayemalayer
سردار شهید حاج حسن #تاجوک
فرمانده تیپ ۱ از لشکر ۳۲ انصار الحسین
ولادت۱۳۴۰/۰۶/۱۱ملاير
شهادت ۱۳۶۷/۰۴/۰۱ ماووت
یگان خدمتی : سپاه
@shohadayemalayer
سردار شهید حاج حسن #تاجوک
فرمانده تیپ ۱ از لشکر ۳۲ انصار الحسین. نفر اول از راست
ولادت۱۳۴۰/۰۶/۱۱ملاير
شهادت ۱۳۶۷/۰۴/۰۱ ماووت
یگان خدمتی : سپاه
@shohadayemalayer