eitaa logo
شهدای ملایر
334 دنبال‌کننده
4.7هزار عکس
416 ویدیو
48 فایل
عکس، زندگینامه، خاطرات و وصیت نامه شهدای ملایر🍃🌷🍃 ارتباط با ما و ارسال عکس و خاطرات و وصیت نامه و ......به کانال شهدای ملایر 🍃🌷🍃
مشاهده در ایتا
دانلود
🌸🍂🍃🍂🍃 🍂🍃🍂 🍃 🌹 🌹 🌺 کانال پرورش ماهی 🍃🌷🍃 🌷عملیات کربلاي 5 در محورهاي مختلف از زمان شروع بی وقفه ادامه داشت ، منتها هر یگانی که مأموریت خود را به انجام می رساند عقب می کشید و یگان دیگري جایگزین آن می شد ، تا یگان قبلی خود را به مرحله آمادگی مجدد براي عملیات دیگري برساند. پس از انجام عملیات وعملیات در نهر جاسم به دستور لشکرگردان به پادگان دزفول جهت بازسازي و آمادگی جهت انجام مأموریت جدید برگشت . نیروهاي بسیجی را که حدود دو ماه در منطقه بودند ترخیص کردند. ، که در غیاب فرماندهی گردان راعهده داربود . از برادران رسمی تقدیر وتشکر کرد و با چند دستگاه مینی بوس آنها را راهی ملایرنمودند. بعد از مرخصی و برگشت به منطقه در ورودي منطقه عملیاتی به دستور فرماندهی گردان(شهیدمصطفی طالبی) نیروها از خودروها پیاده شده و گفتند به خاطر محفوظ ماندن از ترکش گلوله هاي سلاحهاي سنگین دشمن به داخل سنگرهاي موجود بروید تا بعداً زمان حرکت به خط مقدم براي عملیات را به شما اعلام کنیم. بعداز اعلام ، در منطقه خط مقدم به جایی رسیدیم که خاکریزهاي دو جداره اي احداث شده و هنوز هم بلدوزرها داشتند مرتباً خاکریز را تقویت و مرتفع می کردند. تا آن موقع حدود دو ماه از آغاز عملیات کربلای5 می گذشت و کار از مخفی کاري دو ارتش در مقابل هم گذشته بود ، به وضوح دیده می شد که عراقیها جهت پیاده کردن نیرو اتوبوس هاي خود را تا پشت خاکریز اول آورده بودند. طبق عادت عراقیها ، از ترس عملیات نیروهاي ایرانی هر چه به تاریک شدن هوا نزدیک می شدیم بر حجم آتش سلاحهاي سنگین و تیربارهاي خود می افزودند ، و وقتی هوا کاملاً تاریک می شد ازشدت انفجار گلوله هاي سلاحهاي مختلف جهنم درست می شد.... 🌸..... @Karbala_1365
🌸🍂🍃🍂🍃 🍂🍃🍂 🍃 🌹 🌹 🌺 کانال پرورش ماهی 🍃🌷🍃 🌷بعداز گذشت ساعاتی برادر بشیر صفی خانی که یکی از فرماندهان گروهانها را جهت حرکت به سمت خاکریزهاي دشمن توجیه کرد و به او گفت از این مسیر با نیروهایت حرکت کن و سعی کن سیم تلفن جنگی را پیدا کنی و دنبال آن را بگیري و بروي تا به موانع و میدان مین دشمن بر خورد نکنی ، ایشان دوبار با نیروهاي تحت امرش فاصله بین خاکریزنیروهاي خودي تا موانع و سیم هاي خاردار احداث شده توسط دشمن را پیمود ولی موفق به پیدا کردن سیم جنگی ومعبر پاکسازي شده نشد و هر بار به سیمهاي خاردار و میدان مین دشمن برخورد میکرد و بر می گشت.یگان همجوار لشکر در این مرحله از عملیات ، 25کربلا بود ، در همین حین و بین سردار حاج مرتضی قربانی فرمانده لشکر 25کربلا که به اشتباه فکر می کرد حاج مصطفی طالبی ، یکی از فرماندهان گردانهاي تحت امر لشکر ایشان است یقه حاج مصطفی را چسبیده بود و تکان می داد که چرا با نیروهایت جلو نمی روي وداد و فریاد می کرد ، وقتی متوجه شدیم که او اشتباه گرفته ، هر طوري که بود به او حالی کردیم که ما از گردان هاي تحت امر لشکر انصارالحسین (ع) هستیم ، و حاج مصطفی فرمانده گردان است والآن یکی از گروهانهایش را به سمت خاکریز دشمن فرستاده و دارد یکی یکی بقیه گروهانهایش را به سمت خط دشمن می فرستد ، که اومتوجه اشتباه خود شد.☺️ در نهایت وقتی که نفوذ به مواضع دشمن از این سمت خاکریز ممکن نشد ، دستور داده شد از سمت پائین خاکریز جایی که گردان حضور داشتند اقدام کنیم. 🌸.... @Karbala_1365
🌸🍂🍃🍂🍃 🍂🍃🍂 🍃 🌹 🌹 🌺 کانال پرورش ماهی 🍃🌷🍃 🌷فرمانده لشکر درتماس با و گفتند چند نفر هستید ؟ گفتند حدود 12نفر ، ایشان گفتند با همین نیروهایی که در اختیار دارید بروید قرارگاه دشمن را بگیرید. حاج ستار و حاج مصطفی بروي رفته و در حالی که تیربارهاي دشمن مدام بر روي خاکریز ما آتیش می ریختند به دنبال حرکت از مسیر مناسبی بودند تا از آن طریق خود را به خاکریز دشمن برسانیم ، کم مانده بود بخاطر طولانی شدن ایستادن آنها بر روي خاکریز به خاطر احساس خطري که براي جان آنها می شد پاي آنها را گرفته و به عقب بکشم. که ناگهان از خاکریز به سمت دشمن سرازیر شدو شروع به دویدن نمودند ، و ما نیز با ستون یک که نفر بعدي ستون بود ، رفتیم. فاصله بین دو خاکریز نیروهاي خودي و دشمن حدود 300تا 400متر بود که طی شده بود و حالا داشتیم مسیر پشت خاکریز دشمن رادر جهت طول خاکریز می دویدیم و مسافتی نمانده بود تا وارد کانالهاي دشمن شویم ، چیزي حدود 10تا 15متر امتداد خاکریز قطع می شد و دوباره امتداد پیدا می کرد. که ناگهان یک گلوله در نزدیکیهاي ما منفجر شد ، بر اثر موج ناشی از این گلوله در حالی که ابراهیمی نفر اول ، طالبی نفر دوم وتعدادي از افراد ستون با شکم بر خاک افتادند که از جمله آنها برادر طالبی فرمانده گردان در حالت بی هوشی بود و از ناحیه مچ دست خیلی شدید آسیب دیده بود. به این ترتیب تعدادي از مجروحین به اتفاق ما به عقب برگشتند و آقاي کائید هم را به پشت خاکریز خودي آورده بود. طبق اطلاع و به گفته سرهنگ ، وارد مواضع تسخیر شده توسط نیروهاي خودي شده و با خوشحالی می گوید: "ماشاءالله این مواضع را بچه هاي ما آزاد کرده اند..." که بنا به گفته ایشان(احمدیان) در انتهاي کانال پرورش ماهی با شلیک دشمن از ناحیه سمت راست صورت و فک مورد اصابت ترکش قرار گرفته و به می رسند.🌹 بنا به گفته برادرانی از گردان که در زمان 48ساعته در آن قسمت از منطقه حضور داشته اند براي اینکه نیروها بتوانند پدافند بهتري انجام دهند با صلاحدید فرماندهی لشکر از قسمتی از مواضع تسخیر شده عراقیها درشب عملیات 1365/12/12عقب نشینی به خاکریز دو جداره قبلی انجام می شود و خاکریز دو جداره به خط پدافندي تبدیل می شود ، گردان 151 (ع) تا ساعت 11صبح 1365/12/13در خاکریز دو جداره پدافند انجام می دهد و بعد از ساعت 11 به مدت 48ساعت خط پدافندي را به گردان دیگري می سپارد و مجدداً 48ساعت دیگر خط پدافند به گردان تحویل می گردد.... 🌺راوی:همرزم پایان 🌸.... @Karbala_1365
هرکس به هوای خود ؛ ماییم و هوای دوست… ...♡ سالروزشهادت سرداران‌شهید ♥️ و ♥️ گرامی‌باد🌹 .................................. @Karbala_1365
🌸 ..🌸 🌹سردارشهید 🌹 🌷 در به دنیاآمد. کودکی اش در محیطی آکنده ازمعنویت سپری شد.در سال 1346 جهت جهت تحصیل قدم به دبستان نهاد واین مرحله را از آغاز تا پایان باهوش و ذکاوتی که داشت به خوبی پشت سرگذاشت. حسن از همان ابتدا علاقه ای وافر نسبت به به سالارشهیدان حضرت حسین(ع) در دل داشت و در جلسات عزاداری مولایش با شور و شوق شرکت می کرد. در سال 54 وارد دبیرستان شد ودر این هنگام بود ذهن فعال او اوضاع سیاسی و اجتماعی جامعه را به خوبی درک می کرد. در جریانات فعالانه شرکت داشت به نحوی که چندین مورد به دست عوامل شاه مورد ضرب و شتم قرارگرفـت.وقتی که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید ، با عشقی عجیب به دیدار محبوب خود در شتافت که درآنجا بخاطر شوق به این دیدار به زیر ماشین رفت اما با کمال تعجب صدمه ای به او نرسید. در آتشی که مزدوران ضد انقلاب در کردستان به پا کرده بودند جانانه حضوریافت وتا اوایل شروع جنگ تحمیلی در آنجا مشغول مبارزه با آنها شد. با زبانه کشیدن شعله جنگ به جبهه نبرد علیه کفار بعثی شتافت واینگونه صفحه ای دیگر از دفترمبارزات خود را ورق زد. در فروردین ماه سال 60 جهت به شهر آمد اماسریع پس ازاین امربه جبهه برگشت وماهها در آنجا ماند. در سال 61 به اتفاق تعدادی از فرماندهان جهت شناسایی منطقه جدید در رفته بودند که با برخورد به کمین دشمن و درگیری ، برادران : و به می رسند برادر حاج رضا مستجیری به درمی آید و به شدت می شود و عراقی ها به خیال اینکه او شهید شده رهایش می کنند وبعد از یکی دو روز توسط نیروهای خودی به عقب منتقل می شود. رشید حاج حسن تاجوک در حالی که جراحات بسیاری را در بدن داشت ، زخم ماندن در این تاب از کفش برده بود تا اینکه سرانجام پس از سالهای متمادی حضورش در جبهه ها و ایثار و فداکاریهای بی شمار در تاریخ اول ۶۷ نماز عشق را در محراب خون سلام گفت و به دیار معبود شتافت.❣ 🌸روحش شادو راهش پررهرو🌸 🌸.... @Karbala_1365
«هوا گرگ و میش بود که تمرکز آتش روی گرده‌رش بیشتر شد. کار به جایی رسید که هلی‌کوپتر می‌آمد و مستقیم روبه‌روی تپه می‌ایستاد و موشک می‌زد. خبرهای خوبی از یال سمت چپ نمی‌رسید. و و چند نفر دیگر از بچه‌ها شده بودند و از سرنوشت یوسفی هم کسی خبر نداشت. در حال هدایت نیروهای سمت راست و چپ یال بود. نوک ارتفاع هم بیشتر از هر جای دیگری در معرض خطر قرار داشت. حاج حسن دوربین دستش گرفت تا کنار کانال ورودی سنگر برود و اوضاع را ببیند که سوت خمپاره آمد. چمباتمه زد و صورتش را بین دستانش گرفت. روستایی در ورودی سنگر بود و در گوشه سمت راست سنگر در کنار بیسیم‌ها نشسته بود و گوشی به دستش بود. در وسط سنگر# محمدرضاصالحی از بیسیم‌چی‌های بسیجی گردان نشسته و در کنارش پیک فرماندهی قرار داشت. در گوشه سمت چپ هم، جانشین یگان دریایی لشکر نشسته بود. چند ثانیه از سوت خمپاره نگذشته بود که گلوله درست در بالای سنگر فرماندهی منفجر شد. حاج حسن به زمین افتاد.🕊🌹 جمشید بیات هر چند لحظه یکبار دهانش را باز می‌کرد و نفس می‌کشید.🕊🌹 حسنی وسط سرش باز شد.🕊🌹 بدن و صورت صالحی و خدارحمی پر از ترکش شد و دست صالحی آویزان بود. به سر روستایی هم ترکش خورد و موج او را گرفت.» 📚منبع: کتاب‌عزیزکَرده خاطرات‌وزندگی‌نامه‌سردار شهیدحــاج‌حســـن‌تـاجــوک❤️ ٤👇 @Karbala_1365
گفتگو با سید محمد حسینی،جوان ملایری که مغازه خود را به موزه شهدا تبدیل کرده است را در گزارش زیر می‌خوانید. سید محمد حسینی متولد 1366 در شهر جوکار هستم که اکنون در شهرستان ملایر زندگی می‌کنم و در حیطه مبل و منبت مشغول به کار هستم. چگونه شد که به شهدا علاقه‌مند شدید؟ ریشه این عشق و علاقه چگونه پدیدار شد؟ حسینی: از دوران کودکی ناخواسته عاشق و شیدای شهدا بودم و حتی دورانی که به مدرسه می‌رفتم و عکس کاندیداهای نمایندگی در مجلس یا ریاست جمهوری را می‌دیدیم به گمان اینکه این عکس‌ها، عکس شهدا هستند آن‌ها را به منزل می‌آوردم و از آن‌ها مراقبت می‌کردم و یا از همان دوران کودکی با شنیدن سرود "کجایید ای شهیدان خدایی" دگرگون می‌شدم. آیا حضور شهدا را در زندگی شخصی خود احساس کرده‌اید؟ حسینی: شهدا رفتند تا ما امروز در امنیت و آرامش زندگی کنیم و اکنون بر ما و اتفاقات کشور و مشکلاتی که داریم نظر دارند و در بسیاری از موارد قبل از بیان مشکلات و دردو دل با شهدا به خواسته‌ام رسیده‌ام. علت معروف شدن شما در فضای مجازی و شهرستان محل زندگی‌تان چیست؟ حسینی: من مغازه 20 متری دارم که در آنجا به کسب روزی حلال مشغول هستم و در همین مکان کوچک موزه‌ای از یادگاری‌های شهدا با هزینه شخصی خودم جمع‌آوری کردم که به‌نوبه خود به موزه‌ای تخصصی تبدیل شده است و بازدیدکنندگان زیادی از جمله برخی از سخنرانان کشوری به دیدن این موزه می‌آیند. جالب این است که همین موزه کوچک و اثرات شهدا تاکنون مسیر درست را به افراد زیادی نشان داده است. @shohadayemalayer
شهدای ملایر
گفتگو با سید محمد حسینی،جوان ملایری که مغازه خود را به موزه شهدا تبدیل کرده است را در گزارش زیر می‌خ
جمع مستان در یک کارگاه کوچک آیا در زندگی شما دوره یا مقطعی بوده که به وجود شهدا شک کنید و آن‌ها را ناظر و شاهد بر اعمال خود نبینید؟ حسینی: در مدتی به این فکر افتاده بودم که اگر شهدا برای جهاد و مقاومت نمی‌رفتند اتفاقی نیز برای کشور پیش نمی‌آمد و این‌همه شهید را از دست نمی‌دادیم تا اینکه شبی در خواب دیدم که مزدوران بعثی عراق به ایران وارد شده‌اند و خانه‌ها را ویران و مردم را قتل‌عام می‌کنند، دیدن چنین تصاویری در خواب برایم سخت بود که فرزندان را در پیش چشمان والدینشان سلاخی می‌کنند و کاری از دست کسی برنمی‌آید، همان لحظه خودم را در کنار درب بیمارستان در خواب دیدم که به ناگاه سرباز عراقی سیلی محکمی به صورتم زد و به ناگاه و با هول بیدار شدم، همان لحظه برخواستم و نماز شکر به‌جا آوردم و از محضر شهدا عذرخواهی کردم که لحظه‌ای زحمات و تلاش‌های آنان را ساده انگاشته بودم. نوید شاهد همدان: آیا به شهید خاصی ارادات دارید؟ یا شهید خاصی را دوست دارید؟ حسینی: خیر، همان‌گونه که شهدا برای کشور و حراست از یک مملکت جان عزیز خود را فدا کردند و دنباله‌رو یک مکتب بودند و کسی برای خانواده و یا شهر خود به میدان نبرد نرفت، همه شهدا نیز برای من قابل ستایش و ارزشمند هستند و همه را دوست دارم. توصیه شما به جوانان و نوجوانانی که از یاد شهدا غافل هستند چیست؟ حسینی: دشمنان از گذشته‌های دور، از روش‌ها و متد مختلفی برای دور کردن جوانان از انقلاب و آرمان‌های شهدا به کار گرفته و برای دستیابی به این هدف خود جنگ رسانه‌ای راه انداخته است تا ذهن جوانان را نسبت به شهدا و انقلاب بدبین کنند درصورتی‌که جوانان باید بدانند اگر شهدا نبودند، ایرانی هم نبود که ما اکنون در امنیت در آن زندگی کنیم، پس نباید گول تبلیغات رسانه‌ای دشمنان را خورد. سخن شما با مسئولانی که زحمات و خدمات شهدا را فراموش کرده و به دنبال دنیا رفته‌اند، چیست؟ حسینی: مسئولان باید بدانند که زرق‌وبرق دنیا زودگذر است و نباید پا روی خون شهدا بگذارند و بدانند روزی خواهد رسید که باید در محضر شهدا در قبال تک‌تک رفتارهای خود پاسخ دهند و خود را برای پاسخگویی آن روز آماده کنند. آرزوی و هدف شما از جمع‌آوری آثار شهدا چیست؟ حسینی: دوست دارم تمام آثار شهدا را در همه نقاط شهر پخش کنم و شهدا و خدماتشان را برای همه مردم کشورم معرفی کنم. گفتگو از سمانه پورعبدالله @shohadayemalayer
همزمان با دهه کرامت؛ خادمان حرم مطهر رضوی با خانواده شهید شاخص استان همدان دیدار خواهند کرد سه‌شنبه, ۰۳ تير ۱۳۹۹ ساعت ۱۲:۳۲ اخبار نوید شاهد_ همزمان با دهه کرامت خادمان حرم مطهر رضوی در استان همدان از مدافعان سلامت دلجویی کرده و با خانواده شهید میرزامحمد سلگی شهید شاخص استان همدان دیدار خواهند کرد. به گزارش نوید شاهد همدان، امسال به دلیل همه‌گیری ویروس کرونا، برنامه‌های عمومی دهه کرامت برگزار نمی‌شود و در مقابل برنامه فرهنگی زیادی جایگزین برنامه‌های عمومی خواهد شد. اهتزاز پرچم 144 متری منقش به نام مبارک حضرت امام رئوف و متبرک به پرچم آستان قدس در چهارراه پژوهش همدان، دیدار با جهادگران عرصه سلامت و افرادی که در روزهای همه‌گیری ویروس کرونا به یاری مردم شتافته‌اند، دیدار با خانواده جانباز شهید میرزامحمد سلگی، دلجویی از مدافعان سلامت، دیدار با صاحبان برخی از کارگاه‌های تولید ماسک رایگان و مالکان مجتمع‌های تجاری که اجاره خود را در شرایط کرونایی به مستأجران بخشیدند، بخشی از برنامه‌های دهه کرامت خواهد بود. نمایندگی آستان قدس رضوی نیز امسال به مناسبت دهه کرامت به 350 خانواده محروم که در چند ماه گذشته صاحب فرزند شده‌اند، هدیه متبرک و همچنین بسته معیشتی اعطا خواهند کرد. یادآور می‌شود، خادمان حرم مطهر رضوی از هشتم تا یازدهم ذی‌‌القعده به ترتیب در شهرهای همدان، کبودرآهنگ، تویسرکان، نهاوند، بهار، فامنین، رزن، قروه درجزین، ملایر و سپس همدان حضور یافته و نزدیک به 60 برنامه را اجرا می‌کنند. @shohadayemalayer
شهید قاسم احمدی نخستین روز فروردین‌ماه سال 1347 در شهرستان ملایر دیده به جهان گشود. پدرش علی حسن و مادرش شوکت نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته اقتصاد درس خواند و دیپلم گرفت و سپس به‌عنوان سرباز ژاندارمری در جبهه حضور یافت. بیست و یکم تیرماه 1367 در زبیدات عراق به شهادت رسید و هرگز پیکرش به وطن بازنگشت. مزار یادبود این شهید عزیز در گلزار شهدای بهشت هاجر زادگاهش قرار دارد. @shohadayemalayer
شهدای ملایر
شهید قاسم احمدی نخستین روز فروردین‌ماه سال 1347 در شهرستان ملایر دیده به جهان گشود. پدرش علی حسن و م
در وصیت‌نامه شهید آمده است: بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا. به نام خداوند كريم و رحمان، به نام آنكه گناهان و عیب‌هایم را پوشاند و بدی‌هایم را در انظار ديگران مخفي نگه داشت و محبت مرا در قلب دوستان، خويشان ویارانم قرارداد و به ياد آنكه، بهترين فرزندان اسلام برايش همه گلوله‌های خصم را به جان خريدند و سينه هاشان چاک، چاک جبهه‌های نبرد حق عليه باطل گردید. در اين لحظه كه قلم را به دست گرفته و مطالبي را به نام وصیت‌نامه می‌نویسم به‌هیچ‌عنوان اطمينان ندارم كه شهيد می‌شوم و اگر به رحمانيت بی‌منتهای خداوند ايمان نداشتم هرگز در اين شرايط وصیت‌نامه نمی‌نوشتم ولي چه كنم كه جز او كسي را ندارم تا به روي صفحات سياه زندگانيم خون خورشيدي رنگ شهادت را بلغزاند.خداوندا رحمتي كن كه آن‌چنان كه تو دوست می‌داری بميرم و در لحظه مرگ قلبم مالامال از عشق تو باشد و كليه قل و زنجيرها را به دور ريخته باشم كه جز تو به هیچ‌کس و هیچ‌چیز اميد ندارم. @shohadayemalayer