eitaa logo
شعوبا
3.5هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
304 ویدیو
2 فایل
يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا «شعوبا» پایگاهی برای آشنایی با جامعه و فرهنگ ملل مسلمان www.shouba.ir ارتباط با ادمین: @admin_shouba1
مشاهده در ایتا
دانلود
5.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠دعای مومن، بلاگر نوجوان غزاوی در روز عاشورا ⬅️ شعوبا، پایگاهی برای آشنایی با جامعه و فرهنگ ملل مسلمان @shouba
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
«وئام وهاب» رهبر حزب«توحید عربی» و همچنین یکی از رهبران سیاسی شناخته شده در سطح منطقه و لبنان در سخنانی جنجالی اعلام کرد که در صورتی‌ که شرع قصد ورود به لبنان را داشته باشد ما دروزی ها همراه با حزب الله بر علیه آنها خواهیم جنکید تا اتفاقاتی مانند «سویدا»تکرار نشود. همچنین اعلام کرد حزب الله توانایی دارد در چند ساعت شهر حمص سوریه را به دست گیرد ⬅️ شعوبا، پایگاهی برای آشنایی با جامعه و فرهنگ ملل مسلمان @shouba
💠 در سایت شعوبا بخوانید: بازگشت به لبنان،آیا سوریه جام تلخ را خواهد نوشید؟ ایلی القصیفی تحلیلگر و روزنامه نگار لبنانی بررسی میکند: از زمان آغاز جنگ میان «حزب‌الله» و اسرائیل در ۲ مارس گذشته، یک پرسش اساسی بارها تکرار شده است: آیا «سوریه جدید» در این جنگ علیه «حزب‌الله» مداخله خواهد کرد؟ ⬅️ شعوبا، پایگاهی برای آشنایی با جامعه و فرهنگ ملل مسلمان @shouba
💠 ابراهیم الموسوی نماینده فراکسیون وفاداری به مقاومت نسبت به توافق اخیر میان دولت لبنان_رژیم صهیونیستی نوشت: 🔸وقتی نخست‌وزیر دشمن، نتانیاهو، توافق چارچوب را یک دستاورد توصیف می‌کند، این به معنای خیانت و کوتاهی تاریخی، تسلیم شدن و تن دادن به دیکته‌های دشمن است. آنچه توافق چارچوب نامیده می‌شود، از نظر حقوقی و قانون اساسی باطل و بی‌اعتبار است و هیچ مشروعیتی ندارد. توافق جوزف عون و نتانیاهو نه به لبنان ربطی دارد، نه به ما، و نه به هیچ شهروند لبنانی آزاد، شرافتمند و مستقلی. ⬅️ شعوبا، پایگاهی برای آشنایی با جامعه و فرهنگ ملل مسلمان @shouba
«اما و اکنون که...» 1⃣ بخش اول بشار اللقیس روزنامه نگار و نویسنده لبنانی در روزنامه الاخبار نوشت: اما و اکنون که به آنچه رسیده‌ایم رسیده‌ایم — به این فروپاشی سیاسی و اجتماعی — سخنی باید گفته شود. لبنان امروز کشوری است بی‌قرارداد اجتماعی؛ و این حرف تازه‌ای نیست، چه مفاد توافق طائف با خروج سوریه از لبنان در سال ۲۰۰۵ به پایان رسید. لبنان امروز بدون کمترین پایه‌ای برای همزیستی میان اجزایش زندگی می‌کند؛ و این هم حرف تازه‌ای نیست، چه این همزیستی اصلاً به‌ندرت وجود داشت. لبنان امروز زیر یوغ حکومتی شکست‌خورده نفس می‌کشد؛ و این هم تازه نیست، چه ما لبنانیان به چنین شکستی خو گرفته‌ایم. آنچه در این صحنه تازه است این است که ما شاهد مرگ دولت هستیم، در تمام معنای این کلمه. 🔸رفتار نخست‌وزیر پس از جنگ اسرائیل در سال ۲۰۲۴، رفتار ارتش لبنان با آغاز این دور از جنگ در جنوب، رفتار هیئت مذاکره‌کننده لبنانی در واشنگتن، رفتار «شهروندان» در برابر این خلأ همه‌جانبه — همه اینها نشانه‌هایی هستند که به یک معنای واحد اشاره دارند: مرگ ایده دولت، هم در ذهن سران و هم در ذهن زیردستان. ❗️نه کسی کسی را بازخواست می‌کند، نه کسی چیزی از کسی انتظار دارد؛ و این شیرین‌ترین چیز در این ماجراست. جامعه‌ای سبک‌بار و حکومتی که از آن هم سبک‌تر است در مسئولیت و تعهد. مذاکرات دریایی پیشین هم حال بهتری نداشتند. آیا به یاد می‌آورید که دولت سنیوره در سال ۲۰۰۷ به دلیل اشتباه تیم مذاکره‌کننده، صدها مایل دریایی را به قبرس واگذار کرد؟ آری، با همین سبکسری مذاکرات امروز اداره می‌شوند؛ اما تفاوت بنیادی میان آن لحظه و این لحظه وجود دارد. مذاکرات امروز به بهای خون لبنانیان در جنوب پیش می‌رود. و در واشنگتن طرفی لبنانی حضور دارد که به قول ولید جنبلاط «اسرائیلی‌تر از اسرائیلیان» است. نکته: من جنبلاط را از شناخت‌ترین کسان نسبت به این افراد می‌دانم. و برای درک حقیقت توصیف او نیازی نیست بیش از این بدانیم که این افراد به چه طبقه‌ای تعلق دارند. شخصاً اعضای هیئت مذاکره را «یتیمان رنه بِسون» می‌نامم. برای کسانی که رنه بسون را نمی‌شناسند، او مدیر بانک سوریه و لبنان پیش از ۱۹۵۳ بود. این فرانسوی اقتصاد لبنان را طراحی کرد و درآمدهای قدرت را میان اربابان فئودال بیروت و کوه لبنان تقسیم کرد. تناقض اینجاست که خاندان‌هایی مانند معوض و حماده از بزرگ‌ترین بهره‌مندان از بسون بودند. همین طبقه بود که ساختاراً تابع فرانسه بود و سپس آمریکا، و اکنون مذاکرات با اسرائیل را به نام ما اداره می‌کند. 🔸در هر حال، موضوع مقاله‌ام توقف بر سر این افراد نیست. آنان نتیجه‌اند نه علت. پرسش این است: چگونه به اینجا رسیدیم؟ چه کاشتیم که این همه فلاکت درویدیم؟ (یکی از دوستانم می‌گوید حتی اگر جو هم می‌کاشتیم، حاصل اینگونه نمی‌شد.) بیایید اعتراف کنیم که ترسناک‌ترین چیز در این صحنه، احساس نبود هیچ راه خروجی است. مشکلی که با آن روبروییم چنان درهم تنیده است که به‌سختی می‌توان آن را باز کرد. مشکلی است فرقه‌ای، طبقاتی، اجتماعی و سیاسی در آن واحد. و مشکلی است که به ریشه شکل‌گیری دولت در لبنان گره خورده، به رابطه‌اش با اجزای داخلی و محیط خارجی، به هویتش و کارکردش. بیایید اعتراف کنیم که هر کسی سهمی در آنچه به آن رسیده‌ایم دارد. نمی‌گویم همه به یک اندازه مسئولند، اما همه در ساختن این بحران نقش داشته‌اند. ⚠️ گفتمان میثاق در بن‌بست از مدتی پیش، دانشگاهیان و مسئولانی از محیط مقاومت واژه «میثاقیت» را به کار می‌برند. البته تاریخ میثاقیت در لبنان دراز است، از زمانی که ریاض الصلح نخستین بیانیه دولتی‌اش را قرائت کرد. اما آنچه شخصاً برایم اهمیت دارد، معنا و مقصود این واژه امروز است. اینان برای میثاقیت نظریه می‌پردازند به مثابه روح قانون اساسی و ستون آن و آنچه باید باشد، در گفتمانی که ادبیات میشل شیحا و شارل مالک و موسی صدر و یاسر عرفات را درهم می‌آمیزد. حاصل، نوعی فانتزی جادویی است که — به گمان اینان — ورود شیعیان به پارچه لبنانی را تضمین می‌کند و گزینه مقاومت را به عنوان گزینه‌ای شیعی حفظ می‌نماید. مشروعیت ملی به نظر اینان بر تجمیع مشروعیت‌های فرقه‌ای استوار است. نوعی همزیستی فرقه‌ای که پذیرش همه از همه را تضمین کند. و چون مقاومت گزینه تشیع سیاسی است، توافق‌گرایی، مقاومت را حفظ و حضورش را در پارچه ملی لبنانی تضمین خواهد کرد. ⬅️ شعوبا، پایگاهی برای آشنایی با جامعه و فرهنگ ملل مسلمان @shouba
«اما و اکنون که...» 2⃣ بخش دوم بشار اللقیس روزنامه نگار و نویسنده لبنانی در روزنامه الاخبار نوشت: 🔸واقعیتی که باید با آن روبرو شد جنگ اخیر ثابت کرد که مقابله با اسرائیل از توان هر فرقه‌ و گروهی برای پیش بردن تنها فراتر است. اسرائیلیان سال‌هاست به «عقیده الضاحیة» (ویرانگری عظیم) و هزینه نامتناسب ضربه زدن به هر «جماعت» یا «طایفه» پی برده‌اند. در کتاب «جنگ‌های کوچک برای ارتش اسرائیل» (منتشر شده توسط مرکز BESA در سال ۲۰۱۷)، هلل فریش، استاد علوم سیاسی دانشگاه بار-ایلان، رویکردش را به مسئله شیعی و حزب‌الله در لبنان ارائه می‌دهد و می‌گوید: «باید شیعیان را با خطر نابودی روبرو کنیم اگر هر درگیری میان ما و حزب‌الله رخ دهد.» و پس از بررسی نرخ باروری شیعیان در لبنان، فریش به این نتیجه می‌رسد که کلید شکست حزب‌الله «ضربات شدید به حزب در ضاحیه، نبطیه و بقاع» است. پژوهشش مفصل است و قصد کالبدشکافی آن را اینجا ندارم؛ اما آنچه خواستم بگویم این است که معضلی به نام طایفه گرایی مقاومت را محاصره کرده و همچنان می‌کند، و این طایفه گرایی امکان اجماع ملی را از مقاومت می‌گیرد. این امر دلسوزان را ملزم می‌کند که به فراتر رفتن از این تنگنا بیندیشند. ⚠️مشکل دومی که جنگ نشان داد این است: برخورد با دولت صرفاً به منزله «آپارتمانی اجاره‌ای» تقریباً دولت، جامعه و مقاومت را به یکسان تهدید می‌کند. نباید دولت همچنان در حاشیه اولویت‌های مقاومت بماند. آیا کسی از ما می‌تواند تصور کند انتخاب رئیس بانک مرکزی‌ای مانند کریم سعید — که با موافقت دوگانه بزرگ به قدرت رسید — که به ضرورت اعلام جنوب لبنان، از دامور تا ناقوره، به منزله منطقه پرواز ممنوع و منزوع از سلاح باور دارد، و سپس بپرسیم چطور هیئت دولتی حاضر به از دست دادن حاکمیت لبنانی شد؟ ⚠️نیاز است که امروز درباره دولت و مقاومت در فضای خیال سیاسی نوینی اندیشید. نه رویکردهای استشراقی طایفه ایی دیگر کارآمد است یا قانع‌کننده، نه نقطه عزیمت تفکر استعاری از توافق‌گرایی‌هایی که ربطی به لبنان و بحران‌هایش ندارند. اما و اکنون که واقعه افتاد، بکوشیم ولو یک بار بیندیشیم — به راه خروجی از این هرج و مرج فراگیر. ⬅️ شعوبا، پایگاهی برای آشنایی با جامعه و فرهنگ ملل مسلمان @shouba
در عراق چه خبر است؟ تحلیل کامل آنچه دیروز در عراق اتفاق افتاد، همچنان دشوار است. وضعیت در هاله ای از ابهام است و اطلاعات موجود امکان قضاوت قطعی را فراهم نمی‌کند، اما طرح اولیه‌ای از تصویر احتمالی آینده ارائه می‌دهد. در داخل عراق، هویت دستگیرشدگان، شاخص‌های سیاسی را آشکار می‌کند که نادیده گرفتن آنها دشوار است. 🔴اکثر دستگیرشدگان متعلق به بلوک السودانی هستند و در حوزه سیاسی سنی، این کمپین، مثنی السامرایی، رهبر بلوک عزم، و چند تن از معاونان او، به همراه زیاد الجنابی و مضر الکروی را که با اتحادهای انتخاباتی با خمیس الخنجر مرتبط هستند، هدف قرار داده است. اگر این نام‌ها را با هم در نظر بگیریم، به نظر می‌رسد که این کمپین همزمان حلقه سیاسی السودانی و شبکه متحدان الخنجر را هدف قرار داده است، با تمرکز آشکار بر ضعیف‌ترین حلقه در جامعه سنی، یعنی مثنی السامرایی. دستگیری محمد جمیل المیاحی، که پیش از پایان مشارکت سیاسی‌شان حدود دو ماه پیش، متحد شبل الزیدی بود، نیز قابل توجه است. به استثنای محمد الجبوری، عضو بلوک الحلبوسی، اکثر چهره‌های هدف قرار گرفته متعلق به بلوک‌هایی با رقبای سیاسی بانفوذ هستند. اینها نیروهای سیاسی اصلی مورد حمایت قدرتمندترین چهره عراق هستند که موازنه قدرت را در دست دارد و این امر این رقبا را در میان برجسته‌ترین ذینفعان سیاسی نتایج این کمپین قرار می‌دهد. علاوه بر این، اکثر چهره‌های سنی بازداشت شده به درجات مختلف با پرونده عدنان الجمیلی مرتبط هستند، از جمله محمد الجبوری که به نظر می‌رسد رهبری بلوک او ترجیح داده است که برای دفاع از او وارد نبرد سیاسی نشود. 🔸در سطح بین‌المللی، نشانه‌هایی از دخالت مستقیم آمریکا در برخی از جنبه‌های این عملیات وجود دارد. چندین رسانه، از جمله تلویزیون العربی، از ورود بازرسان آمریکایی به بغداد برای بازجویی از افرادی که نامشان به طور کامل فاش نشده است، در مورد پرونده‌های مربوط به تأمین مالی یک گروه متهم به هدف قرار دادن یک کاروان دیپلماتیک آمریکایی خبر دادند. احتمالاً این موضوع به حمله به کاروان اشاره دارد که در روز اعلام آتش‌بس، هشتم آوریل، علاوه بر پرونده‌های دیگر مربوط به افراد ذکر شده در فهرست تحریم‌های وزارت خزانه‌داری ایالات متحده، توسط روزنامه‌نگار شلی کیتلسون همراهی می‌شد. 🔸بر اساس این حقایق، آنچه رخ داده است را می‌توان به عنوان یک کمپین با دو مسیر موازی در نظر گرفت. 1⃣اولین مورد، انگیزه داخلی است که مخالفان فاسد را هدف قرار می‌دهد، در حالی که همزمان با نشان دادن جدیت بیشتر در پیگیری این موضوع، به دولت یک دستاورد سیاسی می‌دهد. بنابراین، تصمیم به عدم قطع اینترنت در طول امتحانات(برخلاف سالهای قبل) ممکن است بخشی از یک استراتژی گسترده‌تر با هدف تضمین پوشش گسترده رسانه‌ای و به حداکثر رساندن تأثیر عمومی این کمپین باشد. 2⃣ انگیزه دوم به نظر می‌رسد ارتباط نزدیک‌تری با اولویت‌های آمریکا دارد، زیرا شواهد نشان می‌دهد که ایالات متحده علاقه دارد چهره‌های خاص را حذف یا به حاشیه براند، چه از طریق اخراج‌ها یا دستگیری‌های اخیر، به ویژه با توجه به سفر قریب‌الوقوع الزیدی به ایالات متحده. با این حال، این یک تحلیل اولیه بر اساس اطلاعات موجود تاکنون است و نتیجه‌گیری قطعی نیست. بخش قابل توجهی از حقایق برای عموم ناشناخته مانده است و روزهای آینده ممکن است اطلاعات جدیدی را آشکار کند. ⬅️ شعوبا، پایگاهی برای آشنایی با جامعه و فرهنگ ملل مسلمان @shouba
زیاد ماجد نویسنده و استاد دانشگاه لبنانی پاسخ می‌دهد: آیا جایگزینی برای توافق چارچوب میان لبنان و اسرائیل وجود دارد؟ ⬅️ شعوبا، پایگاهی برای آشنایی با جامعه و فرهنگ ملل مسلمان @shouba_ir
شیخ زهیر جعید، نایب‌رئیس مجمع علمای مسلمان لبنان: اکثریت مردمی اهل سنت از مسیر مقاومت حمایت می‌کند و خود را قربانی این توافق می‌داند. امروز بیش از هر زمان دیگری لازم است در قبال دشمن صهیونیستی موضع بگیریم. مذاکره با اسرائیل مغایر قانون اساسی لبنان و توافق طائف است. 🔸 ما در برابر این توافق کوتاهی نخواهیم کرد و در کنار مقاومت می‌ایستیم، مقاومتی که حاضر و قدرتمند است. ⬅️ شعوبا، پایگاهی برای آشنایی با جامعه و فرهنگ ملل مسلمان @shouba
💠 دکتر احمد قندیل رئیس واحد روابط بین‌الملل مرکز الاهرام: چرا مصر از به‌ نتیجه‌ نرسیدن مذاکرات آمریکا-ایران نگران است؟ همه مذاکرات یکسان نیستند؛ مذاکراتی وجود دارد که صرفاً به حل اختلاف میان دو کشور می‌پردازد و آثار آن در مرزهای همان دو طرف متوقف می‌شود. اما مذاکرات دیگری هست که بازتاب آن فراتر از سالن‌های مذاکره می‌رود و به نقشه‌های نفوذ، توازن قوا، مسیرهای تجاری و محاسبات امنیت ملی کشورهایی می‌رسد که حتی پای میز گفتگو ننشسته‌اند. مذاکرات آمریکایی-ایرانی، بدون شک، از نوع دوم است. 🔸 مسئله واقعی این است که چگونه تعادل قوا در خلیج فارس بازسازی خواهد شد؟ چگونه نفوذ آمریکا در خاورمیانه دوباره توزیع خواهد شد؟ و قواعد جدید حاکم بر امنیت آبراه‌هایی که شریان‌های اقتصاد جهانی از آن‌ها عبور می‌کنند، چه خواهند بود؟ از اینجا داستان مصر آغاز می‌شود. مصر به خلیج فارس به عنوان منطقه‌ای دور از خود نگاه نمی‌کند، همان‌طور که تنگه هرمز را نقطه‌ای جغرافیایی خارج از مرزهای خود نمی‌بیند. جغرافیای سیاسی مدرن دیگر با مسافت سنجیده نمی‌شود، بلکه با جریان‌های تجارت و انرژی سنجیده می‌شود. آنچه در هرمز رخ می‌دهد، در سواحل آن متوقف نمی‌شود، بلکه تأثیرش تا باب‌المندب، سپس به کانال سوئز و از آنجا به کل اقتصاد مصر گسترش می‌یابد. به همین دلیل، قاهره نه تنها از احتمال شعله‌ور شدن دوباره رویارویی نظامی میان ایالات متحده و ایران بیم دارد، بلکه پیش از آن از زنجیره پیامدهایی که معمولاً با یک ضربه محدود آغاز می‌شود و به سرعت به بحران گسترده تبدیل می‌گردد، نگران است. یک تأسیسات نفتی هدف قرار می‌گیرد، یا یک نفت‌کش از حرکت باز می‌ایستد، یا یک شرکت بیمه نرخ بیمه را افزایش می‌دهد، یا یک شرکت کشتیرانی مسیر خود را تغییر می‌دهد، و سپس جهان خود را در برابر واقعیت اقتصادی جدیدی می‌بیند، بدون آنکه جنگی رسماً اعلام شده باشد. 🔸بحران دریای سرخ در دو سال گذشته، نمونه واضحی از این واقعیت ارائه داد. تجارت جهانی متوقف نشد، اما مسیر خود را تغییر داد. کانال سوئز بسته نشد، اما بخش مهمی از عبور و مرور خود را از دست داد؛ زیرا اعتماد به امنیت این کریدور دریایی مورد تردید قرار گرفت. در دنیای تجارت بین‌المللی، اغلب نبود اعتماد تأثیرگذارتر از خود خطر است. و اینجا مسئله فراتر از عوارض عبور می‌رود. کانال سوئز صرفاً منبع ارز خارجی نیست، بلکه محور یک پروژه اقتصادی و استراتژیک یکپارچه است که شامل منطقه اقتصادی کانال، خط لوله سومید، و شبکه گسترده‌ای از پروژه‌های انرژی پاک و خدمات لجستیکی می‌شود. و همه این‌ها بر یک فرضیه واحد استوار است: اینکه مسیر میان شرق و غرب، امن و پایدار باقی خواهد ماند. بنابراین، هرگونه تعلل یا شکست در مذاکرات آمریکایی-ایرانی، برای مصر به معنای احتمال بازتولید محیطی منطقه‌ای پرآشوب است که کل این پروژه را تضعیف می‌کند. اما بعد دیگری هم هست که اهمیت کمتری ندارد. مذاکرات جاری فقط به ایران مربوط نمی‌شود، بلکه به خود ایالات متحده نیز مربوط است. واشنگتن سالهاست که به دنبال کاهش بار تعهدات خود در خاورمیانه و هدایت مجدد وزن استراتژیک خود به سمت آسیا است، جایی که رقابت بزرگ با چین جریان دارد. اگر واشنگتن بتواند بحران با ایران را مهار کند، این امر به آن فضای بیشتری برای اجرای این تغییر جهت می‌دهد. اما اگر شکست بخورد، خاورمیانه بار دیگر ممکن است توجه و منابع آمریکایی را به خود مشغول کند. 🔸در مقابل، چین نیز خود را در این مسیر ذی‌نفع می‌بیند، نه فقط از منظر سیاسی، بلکه از منظر اقتصادی نیز. چین بزرگ‌ترین واردکننده نفت خلیج فارس است، یکی از بزرگ‌ترین ذی‌نفعان ثبات مسیر کانال سوئز، و صاحب سرمایه‌گذاری‌های رو به رشدی در منطقه اقتصادی کانال در چارچوب ابتکار کمربند و راه. بنابراین، ثبات خلیج فارس به منافع مشترکی میان قاهره و پکن تبدیل می‌شود، همان‌طور که به منافع کل اقتصاد جهانی نیز تبدیل شده است. در نهایت، سؤال واقعی این نیست که چرا مصر از تعلل در مذاکرات آمریکایی-ایرانی هراس دارد، بلکه این است که چرا نباید از آن هراس داشته باشد؟ کشوری که در قلب مهم‌ترین کریدور دریایی جهان قرار دارد، نمی‌تواند امنیت خلیج فارس را امری دور از خود ببیند، و نمی‌تواند ثبات دریای سرخ را مسئله‌ای مربوط به دیگران بداند. به‌ویژه پس از آنکه کانال سوئز در قلب یک سیستم اقتصادی یکپارچه قرار گرفته است که شامل منطقه اقتصادی کانال، خط لوله سومید، و پروژه‌های انرژی و خدمات لجستیکی می‌شود ⬅️ شعوبا، پایگاهی برای آشنایی با جامعه و فرهنگ ملل مسلمان @shouba
سرتیپ بازنشسته یوسی کوپرواسر در موسسه استراتژی و امنیت اورشلیم (JISS) مینویسد: دست برتر ایران؛ علی رغم دستاوردهای عظیم اسرائیل کوپرواسر در کنار دستاوردهای بزرگ، به اشتباهات اسرائیل در طول جنگ اشاره کرد: «سه مشکل اصلی وجود دارد. اول، ما این تصور را ایجاد کردیم که قرار است تغییر رژیم را محقق کنیم. این امر در نظر ایرانیان این واقعیت را تشدید کرد که بقای رژیم در واقع آزمون موفقیت یا شکست است و برای رژیم آیت‌الله‌ها آسان است که در قدرت بمانند زیرا آنها حاضرند تمام مردم ایران را برای آن بکشند. بنابراین، تنها چیزی که برای پیروزی نیاز داشتند، بقا بود. ما نباید این هدف را به عنوان یک هدف قابل دستیابی تعیین می‌کردیم، حتی اگر در بیان آن دقت می‌کردیم و می‌گفتیم که هدف ایجاد شرایطی است که به مردم ایران اجازه دهد به خیابان‌ها بیایند و رژیم را جایگزین کنند. در عمل، این‌طور برداشت می‌شود که ما می‌خواهیم رژیم را تغییر دهیم و بنابراین در حال حاضر احساس ناخوشایندی در دهان وجود دارد زیرا این رژیم همچنان پابرجاست و ما و آمریکایی‌ها احساس می‌کنیم که هدفی را تعیین کرده‌ایم که بسیار بالا است و قادر به تحقق آن نیستیم. انتظارات ما غیرواقعی بود.» کوپرواسر می‌گوید: «یک اشتباه دیگر این است که فکر می‌کردیم می‌توانیم ناهار رایگان بخوریم. ناهار رایگانی وجود ندارد. فکر می‌کردیم اگر با آمریکایی‌ها وارد جنگ شویم، هیچ هزینه‌ای برای ما نخواهد داشت، و معلوم شد لحظه‌ای فرا می‌رسد که شما هم باید چیزی بدهید. در هر صورت، ما به آمریکایی‌ها خیلی وابسته‌ایم و مطمئناً وقتی با آنها وارد یک کارزار مشترک می‌شویم، آنها مرحله خروج از آن را رهبری خواهند کرد، و آنها مرحله گذار به آتش‌بس و شاید به یک توافق را رهبری خواهند کرد، نه ما. در آن لحظه، شما بخشی از کنترلی را که بر آنچه اتفاق می‌افتد دارید، از دست می‌دهید.» کوپرواسر اضافه می‌کند که اشتباه سوم، عدم مدیریت صحیح بازوهای اختاپوس است: «در دو عرصه دیگر که با گروه‌های نیابتی سروکار داشتیم، از فرصت‌هایی که برای تصمیم‌گیری پیش آمد، استفاده نکردیم. او اذعان می‌کند که مشخص نیست که می‌توانستیم از آنها استفاده کنیم، اما وقتی امکان‌پذیر بود، به اندازه کافی قاطعانه عمل نکردیم تا کار را به پایان برسانیم. باید گفت که در این دو عرصه، ما اهداف دور از دسترسی برای خود تعیین کردیم، خلع سلاح حزب‌الله و خلع سلاح حماس. اینها اهداف بسیار دور از دسترسی هستند.» ⬅️ شعوبا، پایگاهی برای آشنایی با جامعه و فرهنگ ملل مسلمان @shouba
10.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گزارش الجزیره از وداع در مصلی ⬅️ شعوبا، پایگاهی برای آشنایی با جامعه و فرهنگ ملل مسلمان @shouba