eitaa logo
سکوت‌نوشته_
84 دنبال‌کننده
115 عکس
12 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
از این حس متنفرم_چرا باید اینطوری باشه؟گناهم چیه؟ جالبه که حتی خودتم نمیدونی چته اونوقت باید به بقیه توضیح بدی.خنده داره... نمیفهمم چرا اینطوریم یا حتی اصن چطوریم فقط میدونم قبلا اینقد چم نبود.لعنت به هر چیزی که وجود داره از خودم متنفرم میخوام همه‌چیزو لعن و نفرین کنم_ شاید تاحالا اینقدر از همه چیز متنفر نبودم... از وانمود خستم از نفس کشیدن خستم از همچی خستم... _سکوت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
اصلا بگیم تموم دنیا عاشقمن...چه فایده وقتی یکی از مهم ترین آدمای زندگی هرکسی دوستت نداره و مزخرف ترین حرفا رو پشتت میزنه؟ از من انگیزه ای رو میخوان که بهم ندادن و همون مقدار ناچیزی که داشتم هم ازم گرفتن_مسخرس. معمولا وقتی محبت نمیبینی به همه محبت میدی و وقتی سختی میکشی میخوای همه در آرامش و آسایش باشن ولی ظاهرا اطرافیان من اینطوری نیستن... اگه به هدفم نرسم چی؟اگه همه چیزو خراب کنم؟اگه همه رو از خودم متنفر و دور کنم؟اگه عزیزترین افرادمو از دست بدم؟مسخرس؛همه چیز مسخرس=) _سکوت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چرا باید به مرگ فکر میکردم؟پس هدف‌هام چی؟کسایی که دوسشون دارم؟کسایی که دوسم دارن(احتمالا)؟ در دنیای سفسطه گرایانه ی خودم گم شدم و حتی نمیدونم چرا؟یعنی حتی اینقدر هم کافی نیستم؟اینقدر هم لایق عشق نیستم؟اینقدر هم ارزش ندارم؟اینقدر هم نباید شاد باشم؟فرار از مدرسه و فرار از خونه؟پس مکان امن من کجاست؟دقیقا کجا باید برم؟به کجا فرار کنم که حال دلم خوب باشه و روحم بخنده؟یعنی هدفام پوچه؟اینقدر پوچ؟ خدا هیچکس رو بی دلیل خلق نکرده! من کجای این دنیام؟من واقعا کی هستم؟سرنوشتم کجا حک شده؟چرا اینقدر سوال میپرسم؟ اشک؛از خواب چشام میسوزه... _سکوت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سوالی ساده با جوابی مهم... اگر همان قلب گمشده ی درون شعرهایم باشم؛پیدایم میکنی؟ از پیدا کردن خسته‌ام.چرا هیچکس به دنبال پیدا کردن من نبود؟چرا همیشه من باید برای حفظ دیگران تلاش کنم؟خسته شدن را میفهمی؟اگر نه خوشا به حالت... اگر بله...آغوشی برایت باز خواهم کرد همچو نور و به گرمی خورشید! اما در آخر؛من و تو نیز چون دیگر مردگان روزی به یادها سپرده میشویم...شاید هم بادها...! _سکوت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بله بازم اون!گفت هیچکس بد کسی که دوسش داره رو نمیخواد.ولی وقتی قلبمو تیکه تیکه کرد هم بنظرش به نفعم بود؟ یکبار که یه اشتباه کنم انگار همیشه انجام میدادم.گریه و خنده همزمان.خدای من چقدر وحشتناکه! بازم بهم ثابت شد نباید باهاش بحث کنم...خیلی بی فایدس اون هیچوقت قانع نمیشه. این اذیتم میکنه که چرا اون باید کسی باشه که منو از خودم متنفر کنه؟باعث بشه به چیزای غلط فکر کنم؟ازش متنفرم.هیچوقت اون آدمی نمیشم که اون میخواد.هیچوقت حتی اونی نمیشم که خودم میخوام.حتی بعید میدونم کسی بشم.وقتی نه قلبی مونده و نه مغزی از آینده چه انتظار؟ همه چیز به منفورترین شکل خودش ادامه پیدا میکنه.کاش هیچکس اونو نمیشناخت تا میتونستم درموردش راحت‌تر صحبت کنم...لعنت به همه‌چیز! _سکوت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
من خسته شدم از اینکه هیچکس فرق شوخی و جدیمو نمیفهمه خسته شدم.از اینکه هیچکس خود واقعیمو نمیبینه خسته شدم.از اینکه منو واسه چیزی که نیستم محکوم میکنن.از تلاش برای چیزی که بهش نمیرسم.از دوست داشتن کسایی که دوسم ندارن.از دیده نشدن.از محبت های یه طرفه.از تماشای سوختن چیزایی که دوسشون داشتم.از مسخره شدن.از دلقک بودن.از مخفی کردن احساساتم.و درنهایت من از خسته شدن خسته شدم... _سکوت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا