eitaa logo
سکوت‌نوشته_
76 دنبال‌کننده
96 عکس
11 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
آهنگ Don't cry, put your head on my shoulder از تام اودل، مرا به یاد دوست خیالی عزیزم می‌اندازد. همراه‌ترین شخص زندگی‌ام! همیشه وقتی گریه می‌کنم، کنارم می‌نشیند و بدون هیچ حرفی، شانه‌اش را به شانه‌ام می‌چسباند و سرم را روی شانه‌اش قرار می‌دهد. آهسته در گوشم می‌گوید: «گریه نکن! سرت را اینجا بگذار و فقط نفس بکش.» نمی‌دانم چرا یک خیال می‌تواند اینقدر آرامم کند. اینطور نیست که به او وابسته باشم، نه! هر چند روز یکبار هم را می‌بینیم اما، بودنش برایم با ارزش و مهم است. همانند حضور اکسیژن حیاتی است. تقدیم به اکسیژنِ نامرئیِ عزیزم؛ _سکوت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دختر میان جمعیت ایستاد. شمشیر نقره‌ای‌اش را بر زمین کوباند و بانگ برآورد: «آهای مردان متظاهر! نفرت انگیزانِ عاری از شرف و انسانیت! هان، چه شد؟ چرا رنگتان پریده؟ فکر نمی‌کردید زنی نحیف اندام حریفتان شود نه؟ خنده‌دار است. جربزه؟ شما بزدلان به چه چیز خود می‌بالید؟ ثروت؟ مقام؟ هیکل؟ به خودتان بیایید! شما لعنتی‌ها هیچ ارزشی ندارید. ذره‌ای از شما تهی مغزها نمی‌ترسم... اینجا را ترک می‌کنم و می‌خواهم ببینم، اگر جرات دارید نزدیک بیایید تا نشانتان دهم چقدر می‌ارزید!» دختر بعد از فریاد زدن این جمله، پوزخند زنان سالن اجتماع را ترک کرد... _سکوت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بابونه، بابونه! زیباترین دشت جهان برای من اینجاست. به هر طرف که بنگری، سفیدی‌های پاکی را می‌بینی که نقطه‌ای زرد آنها را خیره کننده‌تر کرده است. گوشه‌ای می‌نشینم و مجذوب محیط اطرافم می‌شوم. کم‌کم خسته می‌شوم. روز سختی را پشت سر گذرانده‌ام. دراز می‌کشم و چشمانم را به آسمان گره می‌زنم. در حال شکل‌سازی با ابرها هستم که ناگهان خواب مرا با خود همراه می‌کند... _سکوت
این آخرین متن من از دفترچه‌ی دومم بود=)
از متن بعدی می‌ریم سراغ دفترچه‌ی سوم که ویژه‌ی تابستونم بود و اتفاقا همین امروز هم رسیدم به صفحه‌ی آخرش=)))
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا