eitaa logo
سکوت‌نوشته_
77 دنبال‌کننده
98 عکس
11 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
بابونه، بابونه! زیباترین دشت جهان برای من اینجاست. به هر طرف که بنگری، سفیدی‌های پاکی را می‌بینی که نقطه‌ای زرد آنها را خیره کننده‌تر کرده است. گوشه‌ای می‌نشینم و مجذوب محیط اطرافم می‌شوم. کم‌کم خسته می‌شوم. روز سختی را پشت سر گذرانده‌ام. دراز می‌کشم و چشمانم را به آسمان گره می‌زنم. در حال شکل‌سازی با ابرها هستم که ناگهان خواب مرا با خود همراه می‌کند... _سکوت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نمی‌خوام دوباره خودمو گم کنم. هر بار که به خودم می‌رسم این قول مسخره و دروغین رو با صدای بلند یادآوری می‌کنم، ولی بی‌فایده‌س... چند بار دیگه باید توی بحران هویت دست و پا بزنم و لب مرز خفه شدن یهو یه نفر از درونم نجاتم بده؟ از دریا متنفرم. از غرق شدن متنفرم. از کمک خواستن برای نجات، از ترسیدن... ضعف چیزیه که همه دارن. ضعیف اونیه که از ضعف‌هاش هیچی یاد نگیره و اهمیتی نده. من زیادی قوی‌ام؛ فکر کنم چون زیادی اهمیت میدم... _سکوت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هیچ وقت یادم نمیره. هیچ وقت. پام لیز خورد. سر خوردم و از پشت افتادم توی آب. دست و پا؛ دست و پا؛ دست و پا. "هیچکس برای کمک بهت نمیاد. تو می‌میری!" فرمان مکرر مغزم این بود. دست و پا؛ خوردن آب شور و داغ؛ دست و پا. برای یک لحظه اومدم بالای سطح آب. هیچکس برای کمک نیومده... دوباره لیز خوردم. دست و پا؛ اشک؛ آب شور؛ دست و پا. بالاخره میام بالا و به ساحل نگاه می‌کنم. تا الان داشتن نگاهم می‌کردن. هیچکس برای کمک نیومد. نیما یوشیج عزیزم؛ من هیچ شعری رو به اندازه شعر "آی آدما" درک نکردم. هیچ شعری! _سکوت